یونس حیدری
1-
از یاد نمی برم که روزگاری خود خلیلی می گفت که جریان ضد
مزاری با تمام قدرت در تلاش هستند که از نامگذاری سرگ دشت برچی به نام شهیدمزاری
جلوگیری کنند، این خواست مقامات ایران هم بود که هیچ مکانی به نام شهید مزاری نا م
گذاری نگردد. جایگزین نام شهید مزاری را برای سرگ برچی نام یکی از امامان شیعه
بود، اما اقای خلیلی می گفت من باتمام تلاش خود از این حرکت مذبوحانه جلوگیری می
کنم. حد اقل ادعا داشت که برای تثبیت نام سرگ برچی به نام شهید مزاری با اقای رهین
وزیر اطلاعات و فرهنگ پرخاش کرده است و گفته است که چون این موضوع در کابینه فیصله
شده است، اگر بناست فیصله کابینه نقض گردد، من حرفی ندارم همه فیصله های قبلی در
هر موردی که بوده است هم باید نقض گردد.
2-
در نوزدهمین سالگرد شهیدمزاری امااین بار اقای خلیلی بود که
سخنان شگفت انگیزی می گفت، او گفت که به زودی بنیاد امام حسین را ایجاد خواهد کرد،(نه
بنیاد شهید مزاری!) این بنیاد با اهداف بلند تشکیل خواهد شد. شنیده ها از حواریون
اقای خلیلی حکایت از ان دارد که این بار مصلی شهید مزاری هدف تغییر قرار گرفته
است. بناست مصلی شهید مزاری مرکز بنیاد امام حسین شود. یعنی دیگر نیازی نیست که
مصلایی بنام شهید مزاری وجود داشته باشد.
3-
نام مزاری برای ایرانی ها لولو خور خوره شده است، البته این
چیز تازه ای نیست، همان زمان که شهید مزاری لگد زد به برج بلند ولایت و گفت من
روزگاری دنبال طرح ولایت فقیه بودم اما بعد دیدم که اشتباه کرده ام، در افغانستان
موجودیت ما در خطر است، ایرانی ها باب دشمنی را گرفت و تا اخر همه می دانند که چه
کرد. اما آنچه که برای من و همه مردم جالب است چرخش اقای خلیلی به شکل رسمی از
مسیر شهید مزاری و بازگشت به دشمنان شهید مزاری می باشد.
4-
سیاست ایران در منطقه؛ ایران در منطقه به دنبال ایجاد خط
شیعی و نفاق مذهبی می باشد، همان کاری که در عراق به موفقیت رسانیده است، در
پاکستان وجود دارد، برای خط مرزی میان شیعه و سنی و ایجاد تنش فرقه ای ایران هزینه
های بلندی رامتقبل می شود، بارها مقامات ارشد ایرانی در دیدارهایشان با دستکی
هایشان گفته است که ما در جهان فقط بر روی مذهب گرایی (نه دین گرایی) بودجه اختصاص
می دهیم. ایران دارای سیاست کلان و دراز مدت در منطقه می باشد. سیاست ملی ایران اقتضا
می کند که برای رسیدن به اهداف ملی شان، از ستراتژی نفاق مذهبی سود جوید. این
سیاست در راستای ژاندرم شدن منطقه ای ایران قابل تحلیل و بررسی می باشد. که در این
راستا همیشه تلاش کرده است و می کند.
5-
ایران همیشه در طول تاریخ در قبال افغانستان سیاست مشخصی
داشته است، سیاستی که تامین کننده منافغ ملی آنها بوده است، امروزه منافع ملی
ایران به شدت بیشتر از سایر کشورها باهم گره خورده است، سالهای خشک سالی برای
ایران در راه است، یکی از سرچشمه های ابی ایران افغانستان می باشد. اگر در
افغانستان ثبات سیاسی به وجود بیاید ایران خسران مبین خواهد کرد، یا باید بهاء آب
را پرداخت کند و یا احتمال دارد که یک دولت مقتدر همه ابهای جاری را بر زمین های
خشک افغانستان بکشاند و به ایران هیچ ابی ندهد.
قطع آب به معنای مرگ بسیاری از زمین های ایران در
سیستان و بلوچستان و خراسان خواهد بود، و حد اقل گفته می شود که ایران سالانه در
حدود صد ملیارد متر مکعب آب از منبع افغانستان دریافت می کند، اگر همین مقدار آب
را در نظر بگیریم که هر متر مکعب آب هم یک دالر باشد نه دو دالر مبلغ آن مشخص است
که سالانه چقدر ایران سود نقدی می برد، سوال این است که ایا در نظر است یک ملیارد
دالر آن را به بنیاد امام حسین اختصاص دهد توسط آقای خلیلی که ایشان تصمیم گرفته
است این بنیاد را ایجاد کند به جای مصلی شهید مزاری؟
6-
اقای خلیلی گفته می شد انسان زیرکی هست، زیرا با همین زیرکی
توانست شهید مزاری را از سر راه خود دور کند، جایش را بگیرد، اما تلاش کرد که برای
مدتی تثبیت کند هزاره ها شیعه نیستند، بلکه هزاره هستند، و هزاره ها پیروان مذاهب
مختلف اسلامی و... می باشد. اما حالا چه شده است که در ماههای پایانی عمر سیاسی
خویش به فکر شیعه سازی هزاره ها افتاده است؟ آیا شیعه سازی پروژه ای جدید برای
بازی های سیاسی اقای خلیلی می باشد؟ گزارشهای تایید ناشده ای وجود دارد از سفر
پنهانی ایشان در این اواخر به تهران و بعضی از منابع گفته است که ایشان به تهران
نرفته است بلکه ساعتها در سفارت ایران مذاکره داشته است. هرچه که باشد. مهم نیست،
اما خوب بود که آقای خلیلی در این اخر عمر سیاسی خودش نامی نیک در تاریخ کشور بر
جای می گذاشت، دولت مردی نا کام، بهتر از این بود که شخصی که به افغانستان و هزاره
و شیعه خیانت کرد! برای تامین منافع ملی ایران!
همه می دانند که مشی مذهبی، یک مشی ایرانی برای
تامین منافع آنهاست، اما منافغ افغانستان برادری و برابری میان همه اقوام می باشد.
و طرح ایجاد بنیاد امام حسین قبل از آنکه یک طرح وطنی باشد، طرح پروژه ای برای
تامین منافع اقتصادی و سیاسی ایران است و جای تاسف دارد که از زبان چهره ای مثل
خیلیلی شنیده می شود. همان طرحی که اقای محسنی نتوانست به پای عمل برساند اقای
خلیلی تصمیم گرفته است آن را عملیاتی کند.