‏نمایش پست‌ها با برچسب حاجی فرید# طنزافغانستان#. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حاجی فرید# طنزافغانستان#. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۲۹, شنبه

طالع بيني سياسي (حاجی فرید )




قسمت نهم
باید خدمت خوانندگان عزیز خود بیان کنیم، طالع عزیزان را ما بر اساس قرعه بیان میکنیم، و تشخیص فرد طالع بینی شده هم بر اساس قرعه انتخاب می شود. این بار قرعه بنام حاجی فرید افتاده است.
حاجی فرید چهره سر شناسی هست، جوان است، جوان پسند است، از پیروان مولانا نیست، رقص سماء بلد نیست، یگان دفعه به دنبال شمس دیوانه وار خیز می زند، شاید یگان شب تاریک رقص سماء هم کرده باشد، اما قرعه قادر به کشف آن نمی باشد، اما شمس خیلی دوست دارد، در اطراف خود حلقه ای از جوانان را جمع کرده است، امید وار است از میان این همه جوان یکی برایش شمس شود، تا شاید رفیق گرمابه و گلستانش شود، تا شاید آنقدر چذبه شمس وار او قوی باشد که ناخود آگاه در برابر دیدگان او ناگزیر به رقص شود بدون نوشیدن هر نوع جامی، رقص او شاید همان چرخش سماء وار باشد، با این حال در میان جوانان اطراف او کسی پیدانشده است که دل این بزرگ جوان پسند را برده باشد، اینکه شبها چه می کشد، نمی دانم روایتی وجود دارد که دیوانه وار ناله می کند شاید شمسی متولد شود ودل او را برباید تا فارغ از دو جهان شود.
حاجی فرید در نبود شمس دیوانه اندیشه های سکسی خمینی شده است، خمینی در کتاب سکس لوژی خود که با عبارات عصر عتیق نوشته شده است، می نگارد که"فی دبرها کراهت شدیده" به زبان عصر ما می شود که دخول از راه دفع منجمده اشکال شدید دارد. اما نمی گوید که حرام است، اشکال شدید را از نظر حاجی فرید به معنای تبلیغ پس گرایی می باشد. پس گرایی یا عقب گرایی به معنای همان گریز از پیش است، زیرا گریز به پیش در قاموس اهل فضل گرایش تکاملی می باشدو...
قرعه می گوید، حاجی فرید آنزمانها که در حزب اسلامی ملا گلب الدین حضور جسمانی داشت، بعدها هم این حضور روحانی و جسمانی او در جمع طالبان بود، همیشه دور از خانه و اهل و عیال بود، شاید به همین خاطر با شمس مانوس شد، شمس را از قونیه نمی شناخت، شمس را از تبریز یافته بود، تبریز شهری بود که در جوارش شهر خمین هم وجود داشت، در وصال تبریز و شمس بود که با خمین اشنا شده بود، خمین تنها کسی بود که مردی را پرورش داده بود که صاحب اندیشه های سکس نرینه هم بود. و...
قرعه می گوید که در شیار دستان حاجی فرید پیداست که هنوز به دنبال گم شده خویش سر گردان است، دلش به سوی عمل فتاوای سکسی خمینی همیشه تپش دارد، اما قبل تر از ان که او شمس خود را بیابد اینک او را اسیر کرده اند.
فرزندان پس گرای خمینی که در قالب نیروهای استخباراتی بیرون مرزی شان مثل رادیو دری بیرون مرزی شان فعال است، او را به چنگ آورده است، حاجی فرید را استحاله کرده اند، حالا حاجی فری هست امادیگر حاجی فرید نیست!!
قرعه می گوید که حاجی فری همان حاجی فرید دیروز مثل دوست روزهای روشنش نه شبهای تارش اقای مژده جان اسیر برادران اطلاعاتی ایران شده است، ایشان تندیسش باقی مانده است، چون تندیسش باقی مانده است، یعنی کالبدش هست، اما محتوایش رادفن کرده اند، در داخل این کالبد یک چیز قرار داده اند، آن چیز مثل سامانه های طیاره های کنترلی می باشد، که دیگر داخلش ادم نمی نشیند، بلکه همان چیز است که از دور کنترل می شود، حالا هم حاجی فریی ما داخلش چیز، چیز شده است. این چیز حاجی فریید را تبدیل به حاجی فری کنترل از تهران و کویته کرده است.
حاجی فری امروز ما فقط انتن هایش دراز شده است، این آنتنها شبیه شاخک های گوساله می باشد، گاهی خارش می گیرد، بعد نا گزیر است که به هر طرف بمالد تا آرام شود، این روزها این شاخکها را بر علیه منافع ملی افغانستان می مالد، غافل از آن است که منافع ملی افغانستان به ملت افغانستان بستگی دارد، و ملت افغانستان از شعار گذشته و به شعور رسیده است، و دیگر مجالی برای این شاخکها نمی دهد، حاجی فری اگر دوباره حاجی فرید نشود، دیر یا زود این شاخکها شکسته می شود و حاجی فری کنترل از تهران و کویته در سوگ شاخکهایش عزادار خواهد شد.
والله اعلم