یونس حیدری
22 دلو در ایران
34 سال پیش از این در همسایه غربی کشورمان
رخدادی، رخ داد که باعث شکست یک نظام و روی کار آمدن نظامی دیگر در آن سرزمین شد،
اما حاصل این تحول برای ملت ایران به جز فقر، بیچارگی، از دست دادن ازادی های
مدنی، سیاسی، و... نبود و برای کشورهای همسایه نیز باعث درد سر های عمیق و شکاف های مذهبی، قومی، اتنیکی گردید.
پیش از انقلاب 57 در ایران حکومت شاهنشاهی با
روش اسلام سکولاریسم حاکم بود، اما مردم
خسته از این روش حکومت داری بودند، چون نوع نظام شاهنشاهی برای آنها قابل قبول
نبود، اما نظام شاهنشاهی ایران چون اهداف بلند برای ایران داشت، و نمی توانست خود
را با مردم وفق بدهد، و بخشی از جامعه ایرانی هم فاقد سواد و درک بود، اقدام به
طراحی نظام جدید کرد که باید بر مردم ایران حاکم گردد، و طعم به اصطلاح آزادی را
بچشند، این نظام که بعدها به نظام جمهوری اسلامی ایران شهرت عالم شد، نسخه اصلی اش
در بتن سازمان امنیت ایران طراحی گردید، و برای اجرای آن ملا خمینی آخوند برگزیده
شد، چون ایران هراس شدید از رشد جنبش های
سوسیالیستی در داخل کشورشان داشت، بن مایه اصلی این نظام به شکل اسلامی سوسیالیستی
با شاخص های شیعی ایرانی قابل باز تعریف می باشد.
نظام با شعار مرگ بر شوروی و امریکا بر روی کار
آمد، اما در عمل بیشتر گرایش سوسیالیستی داشت، اقتصاد سوسیالیستی را کاپی بر داری
کرده بودند، بنام اقتصاد اسلامی بر مردم تحمیل می کردند، ساختار سیاسی هم گرایش
سوسیالیستی داشت، زیرا خمینی به مردم وعده داده بود که پیسه نفت ایران را بر سر دستر
خوانهای مردم خواهد رسانید و در واقع در امد حاصل ازنفت باید بین مردم به شکل
مستقیم تقسیم گردد. و در کل یک ساختار سوسیالیستی را به نام اسلام در حال
پیاده کردن بودند.
حکومت اسلامی ایران با گرایش نه شرقی و نه غربی
دیری نپائید که اتحاد جماهیر شوروی یک هیئت بلند پایه ایرانی را به رهبری اقای سید
علی خامنه ای به مسکو دعوت نمودند، این هیئت پس از مداکرات تعارفی شب در اتاقهای
مجلل هوتل های روسی از هم جدا شده، و از سوی زنان خوش سیمای روسی مورد پزیرایی
قرار گرفته و بعد مورد لذت جویی مهمانان هم قرار می گیرد، منابع نزیک ادعا کرده
اند که وقتی فعالیت جنسی مهمانان کشور اسلامی به پایان رسید، زنان از اتاق خارج
شده و مسئولین کا ج ب وارد اتاق شده و تلویزیونهای مدار بسته را چالان نموده و
جناب مهمان صاحب در حال عملیات جنسی به نمایش گذاشته می شود، با این حربه سلاطین
اسلامی ایران از سویی گرایش سوسیالیستی که داشتند، به دام سوسیالیسم روسی هم
افتادند، و توسط جنرالان کا ج ب از آنها
تعهدات لازم را در قبال مسکوت گذاشتن اسناد تصویری دریافت کردند
این هیئت وقتی از مسکو به تهران بازگشت در
نخستین اقدام خویش تلاش نمود که شعار های مرگ بر شوروی را از همه مکانهای عمومی
پاک سازی نماید، و به تریبون های نماز جمعه هم دستور صادر شد که پس از این شعار
مرگ بر شوروی در تریبونهای رسمی حرام می باشد
حرمت مرگ بر شوروی در میان مردم جایگاه خود را
تثبیت کرد اما به خواست مسکو شعار مرگ بر امریکا تا امروز به خاطر رو نشدن فیلم
های ارتباط جنسی رهبران مذهبی ایران از پایگاه و جایگاه ویژه ای بر خوردار می باشد
و تمامی ارگانهای رسمی حکومت به عنوان یک واجب لا یتغیر از ان یادمی کنند.
حکومت اسلامی نه شرقی و نه غربی ( بعدن تنها نه
غربی) به سرعت با قرائت سوسیالیستی از اسلام، توانست که یک نظام استبداد دینی را
در ایران حاکم بسازد، و تمام مخالفین سیاسی خود را با حربه ارتداد، منافق، جاسوس
امپریالیست جهانخوار به جوخه های دار سپارد و خود را از شر آنها بی غم نماید.
حکومت اسلام سوسیالیستی ایران نظر به خواست
کرملین، در عرصه سیاست خارجی تلاش کرد که همانند عسکری گوش به فرمان عمل نماید، ابن
حکومت در افغانستان تلاش کرد انحرافی جدی در مسیر مجاهدین خلق نماید و بسترهای قوم
گرایی را دامن بزند، میان احزاب جهادی جنگهای مسلحانه را طراحی نماید تا احزاب
جهادی متوجه مبارزه با حکومت کابل نگردد، و در سالهای اخیر نیز به خواست مسکو از
طالبان و دشمنان ازادی و امنیت افغانستان حمایت می نماید.
در سی و چهارمین سالگرد این حکومت اما در
افغانستان تلاش صورت گرفت که سفیر آن کشور از رسانه ها و محافلی که به شکل مستقیم
و غیر مستقیم به منافع ملی افغانستان خیانت می کنند و همه ارزشهای ملی افغانستان
در پای پیسه های ایران مصرف می نمایند، خواست که از مراسم انقلاب ایران تجلیل به
عمل آورند.
این رسانه ها که همیشه به خواست طراحان سپاه پاسداران
ایران عمل کرده است، این بار بازهم منافع ملی افغانستان را از یاد برده و فکر
کردند که اینجا تهران است نه کابل، به همین خاطر با آب و تاب برنامه های آنها را
باز نشر کردند، از این اقایان باید سوال شود که شما وقتی از ارزشهای چنین حکومتی
دفاع می کنید، آیا انها سالروز استقلال افغانستان را در ایران جشن می گیرند؟ آیا
آنها اجازه خواهند داد که مثلن سفارت کابل در تهران از چند رسانه ایران در خواست
کنند که در قبال پیسه هایی که به انها داده شود بر خلاف منافع ملی آن کشور به باز
نشر آن برنامه ها نمایند و مثلن شعار مرگ بر روسیه هم سر دهند؟ ایا اگر چنین
اتفاقی بیفتد فردا آن رسانه دیگر آزاد خواهد بود؟ مدیران آن رسانه دیگر اجازه
استشمام هوای آزاد را خواهند داشت؟ آیا ازادی به چه معناست؟ شما که می گوئید آن
کشور می تواند الگوی خوبی برای مسلمانها باشد؟ به چه معناست؟ آیا الگو بودن در سر
کوب انسانهایی که فقط حق ازادی بیان می خواهند و حق ازادی سیاسی می خواهند، حق
آزادی هنریی می خواهند که یک فیلم انگونه که یک انسان فیلم ساز می خواهد بسازد،
ساخته شود، حق آزادی انتخاب می خواهنند ... اما کدام یک از این حقوق به شهروندان
ایران داده شده است؟ آیا مقصود شما از الگو بودن این است که هر مخالفی همانند
حاکمان ایران باید در زندانها مورد تجاوز جنسی قرار بگیرد؟ آیا الگو بودن از نظر
شما این است که در افغانستان بعد از این هر صدای مخالفی را در زندان برده و به جرم
منافق اعدام نماید؟ آیا الگو بودن به انی معناست که دیگر ما در افغانستان مثل
ایران حتا شاهد یک رسانه ازاد هم نباشیم ک ه درد و رنج مردم را بیان کند؟ شما کدام
ایرانی مسلمان را دارید که از خود یک رسانه حد اقل یک هفته نامه داشته باشد؟ آیا
همین الگو برای شما هست؟ خدای نا کرده اگر این الگو تطبیق شود شما به جرم خیانت
ملی و نو کری برای دشمنان افغانستان نباید در چهار سو های شهر به دار آویخته شوید؟
چشمهای تان را بشوئید نگاهی عاقلانه تر به همه چیز داشته باشید
والسلام
عباس