۱۳۹۵ مهر ۲۲, پنجشنبه

اعتدال ضرورت جامعه ما

اعتدال ضرورت جامعه ما
گفتم شورای علماعامل اصلی حادثه سخی می باشد!
یونس حیدری
1-      از نگاه تاریخی برخلاف آنچه که علما می گویند ما شاهد هیچ گونه قیامی از جانب حسین نمی باشیم، بلکه شاهد نوعی فرار و گریز هستیم، به همین خاطر است که حسین از مدینه می گریزد به خاطر حفظ جان خودش! اما این گریز راه چاره ای برای او نمی یابد، در مسیر راه به سوی مکه چندین بار خبر دار می شود که سر راهش کمین روئیده است!! به نا گذیر راه چپ می کند و مسیر تغییر می دهد! در مکه هم که می رسد می بینید جای امنی برای خود نمی یابد، به امید اینکه کوفیان از او حمایت نماید و بتواند صاحب کرسی ولایت کوفه شود بدانسوی حرکت  می کند و داستان را همه می دانند، و حد اقل انتظار داشت که اگر نتواند در کوفه صاحب ولایت شود حد اقل با یاران پدرش بتواند در برابر حکومت یک اپوزسیون قوی بسازد و جان خویش را در امان دارد، اما جانب مقابل طبق رسم مرسوم در گذشته که هرکس هوس چوکی کرد باید سر بریده شود به حسین چنین مجالی ندادند و سر انجام او را کشتند، اما از انجائیکه همه یاران قدیم بودند و بسا با یک دیگر فامیل نزدیک هم بودند، سنت اسلامی را در حق اسرای به جای مانده از حسین نا دیده گرفتند  و هیچ یک از اسراء را به بردگی نبردند و نفروختند و به هیچ یک ز زنان به عنوان کنیز گویا نزدیکی نکردند و نفروختند و نبخشیدند و...
2-      اما قریب دو قرن بعد کسانی آمدند آرام آرام دکان حسین فروشی گشودند  و از حسین یک حسین تخیلی ساختند و تا امروز در میان بخش کوچکی از مسلمین رسوماتی را ایجاد کرده اند که هیچ ارتباطی با آن حسین ندارد، و از حسین نه یک تشنه قدرت و دلباخته ارینب و دلداده چوکی که یک اسطوره ای شگفت انگیز در تاریخ بشری و افسانه ای بزرگ ساخته اند. که از طریق آن صنفی به نام روحانیت امرار معاش می کنند و در بسا موارد سیستم های استخباراتی بعضی از کشورها تغذیه اطلاعاتی و استخباراتی هم می نمایند.
3-      محرم در افغانستان در یک و نیم دهه اخیر به شکل مرموزی فربه شده است، در حالیکه چنین عزاداری ها در میان شیعیان افغانستان در گذشته نه مرسوم بوده است  و نه هم پسندیده! اما از طریق پمپاژ پروژه های کلان محرمی از سوی ایران در این چند سال اخیر تلاش ورزیده است که به هر شکل ممکن طلاقی مذهبی ایجاد نمایند، ساخت و سازهای دروازه های بی نهایت بزرگ در تمام جاده های کابل! ایجاد کارناوالهای شادی حسینی نه تنها در کابل که حتا با رفتن به ولایتهای همجوار کابل همه باهدف استکاک و با امکانات وسیع مالی بیرونی نمایش داده شده است، که این حرکت ها نه تنها در قالب آزادی مذهبی نمی گنجد بلکه باعث صلب آزادی همه شهریان کابل شده است، هرچند شهریان کابل با تجربه تلخی که از جدال و رنجهای جنگ در گذشته داشته اند، با بردباری و متانت تحمل کرده اند و این نقض آشکار قانون را در همه این سالها نا دیده گرفته اند، اما هر سال این حرکت با پشتوانه مرموز شورای علمای شیعه گستاخانه تر و وسیع تر و حشیانه تر در جاده های کابل به  نمایش در آمده است.
4-      من بار دیگر می گویم عامل اصلی فتنه در زیارت سخی شورای علمای شیعه می باشد، زیرا این شورا بر خلاف منافع ملی افغانستان در این سالهای پسین تلاش کرده است که با راه اندازی کارناوالهای به اصطلاح حسینی فضایی از رعب و وحشت را در سطح شهر ایجاد نمایند، تشویق و  ترغیب سینه زنان به امر حرام تیغ زنی و ... در سطح جاده ها و ایجاد راه بندی های کلان در سطح شهر از طریق به حرکت در اوردن کارناوالهای حسینی، بلند کردن صدای لاسپیکرها و ایجاد سقا خانه ها به منظور های تجاوز صوتی و استخباراتی در سطح جاده ها و... تلاش کرده است که فضای تقابل مذهبی را ایجاد نمایند.
5-      در حالیکه شورای علما می توانستند مدیریت این فضا را در کنترل داشته باشند و مانع تجاوز به حقوق سایر شهریان کابل شوند اما نه تنها مانع این تجاوز به حقوق شهریان نشده اند بلکه مشوق بوده اند با این انگیزه که فتنه بزرگ را در افغانستان پایه ریزی نمایند.
6-      هرچند تا کنون با سعه صدر و مدارای مردم شاهد هیچ گونه تقابل مذهبی نبوده ایم، اما آنچه که در سخی رخ داد می تواند آن سوی سکه ای باشد که در این سالها جمهوری اسلامی ایران در افغانستان به نمایش در آورده بود و سود بخش نبود، و امکان این می رود که این انتحاری ها هم فرستادگان جمهوری اسلامی ایران باشد که در این مورد نمیشود ابراز نظر کرد و انتظار می رود که مقامامت مسئول امنیتی حقیقت را بیابند و به مردم اعلام نمایند.
من با ر دیگر تاکید می کنم که علمای شیعه افغانستان متوجه باشند و اجازه ندهند که یک تعداد ملاهای بیچاره و اجیر مساجد و تکیه خانه های ما را مراکز استخباراتی ایران بسازند، و یاد آور می شوم که رسول خدا فرمود "حب الوطن من الایمان" دوست داشتن وطن جزئی از ایمان هر انسانی به شمار می رود، عشق ورزیدن به افغانستان و تلاش برای عزت آن و مقابله با دشمنان بیرونی آن یقینن جزئی از ایمان هر شهروند به شمار می رود. امید وارم شورای علمای شیعه بیش از این رسوایی به بار نیاورد و...

۱۳۹۵ مهر ۱۸, یکشنبه

محرم و ضرورت اصلاح در جامعه





هر ساله وقتی ماه محرم فرا می رسد مراسمهای مختلف برای تجلیل از سرور و سالار شهیدان کربلا حسین بن علی در مساجد و تکیه خانه ها دایر می گردد، و دهه محرم را با سوگ واری، عزاداری و نوحه خوانی زنده می کنند.
آنچه که در این سالها کمتر به آن توجه می شود بعد معنوی و ارزشی قیام حسین است که باید به آن توجه و پرداخته شود.
1-      گفته می شود در بعد هدف قیام حسین بن علی یک مسئله برجسته ترین بوده است و آن امر به معروف و نهی از منکر است، چیزی که امروز مطرح می شود این است که آیا مقوله امر به معروف و نهی از منکر همیشه ثابت و غیر قابل تغییر است یا اینکه بر اساس ضرورت های زمان امر به معروف و نهی از منکر می تواند قابل تغیر و تحول باشد؟ بسط و توسعه مقوله امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر می تواند بسیار وسیع تر از آن چیزی باشد که آن روز مطرح بود، منکرات به علاوه مصداقهایی که در آن عصر داشته است امروز می تواند دامنه وسیع تر به خود بگیرد! و اگر بخواهیم موارد منکرات را امروز بر شمریم بسیاری از کارهایی که در جامعه ما به شکل وسیعی نه تنها مرسوم است که یک فرهنگ شده است را می توان در لیست منکرات جای داد!
2-      دنیای جدید که محصول "عقلانیت نقاد" است، اما سوال این است که سهم ما پیروان حسین بن علی در ساختن دنیای جدید چیست؟ زیر ساختهای دنیای جدید علم است، همان علمی که رسول خدا می فرمود "اطلب العلم ولو بالسین" دانش بجوی حتا اگردر چین آن روز باشد! سهم ما در آموختن علم چیست؟ سهم ما  برای رشد عقلانیت در جامعه که محصول رشد و توسعه علمی می باشد چیست؟
3-      افغانستان به عنوان یک کشور مسلمان اما امروز چرخش اقتصادی آن بر اساس کمکهای کشورهای جهان جریان دارد، در حالیکه هنوز در اکثر مناطق ما تعمیر مکتب مناسب، شفا خانه و کلینیک نداریم، اما در بسیاری از موارد دیگر که می شود به شکل کم هزینه تر و ساده تر حرکت کرد ما هزینه های کلان را مصرف می کنیم و حتا با قرض گرفتن از این و ان و بانکها پیش می رویم در حالیکه می شود با کمی کاهش مصرف و با هزینه کم همان کارها را کرد مثل مراسمهای آنچنانی عروسی و مراسمهای آنچنانی فاتحه گیری و....
4-      در ایام محرم شاهد هستیم که مراسم های سوگواری در حالی برگزار می گردد که نذورات هم در کنارش جریان دارد، هزینه این نزورات اگر علما و متنفذین تلاش نمایند که آن ها را جهت دهی به سوی معروف نمایند، می توانند بسیاری از مشکلات مردم را حل نمایند در طی چند سال! تقریبن به طور اوسط می شود گفت هر دو خانه یک گوسفند را ذبح می کنند! و برای مردم غذا می دهند، اگر هزینه همین گوسفندها در یک صندوق جمع آوری شود، می تواند حتا در قریه ها ی دور افتاده هم مشکل تعمیر مکتب، کلینیک و استاد و... را حل نماید که در نهایت با فعال شدن مکتب فقر علمی که خودش یک منکر است از بین می رود، نبود کلینیک که باعث می شود جان انسانها و به خصوص زنان حامله به خطر بیفتد حل شود، و دهها مشکل اجتماعی دیگر می تواند با جهت دار شدن همین نذورات در جامعه حل گردد.
5-      همه شاهد هستیم که در این سالهای پسین در دهه اول محرم به خصوص شبها مساجد و تکیه خانه ها اقدام به کشیدن هیئت های سینه زنی شان به شکل کاروانی از این طرف شهر به آن طرف شهر در مساجد و تکیه خانه ها می نمایند، آیا سنجیده شده است که هزینه ملیونها لیتر تیلی که به خاطر انتقال هیئتها صورت می گیرد چقدر می شود؟ ایا مسئولین و هیئت امنای مساجد و تکیه خانه ها از اهالی همان محل معلومات دارند که هر ساله چه تعداد بچه ها و دختر خانمها به خاطر بحران اقتصادی شان ترک تحصیل می کنند و نمی توانند به دانشگاه وحتا به مکتب بروند!! ایا فکر نمی کنید حسین بن علی که برای امر به معروف و نهی از منکر حتا جان خودش و عزیز ترین هایشان را داد از این اعمال ما شرمنده خواهد شد؟ آیا حسین به انسانهای دانا و صاحبان علم و فضل و اخلاق افتخار می کند یا به گدایانی که در فقر فرهنگی، علمی، معرفتی، هنری، اقتصادی مثل کرم در خود می پیچد و... راستی کدام معروف است و کدام منکر؟
6-      من فکر می کنم جامعه ما حتا بیشتر از عصر حسین نیازمند به امر به معروف و نهی از منکر دارد، اما به یاد داشته باشیم که مرور زمان می تواند بر کثرت معروف ها و منکر ها بیفزاید، و امروز در جامعه جهل زده ما بینایی علمی می تواند بزرگترین معروف به شمار رودو برای احیای این معروف باید همه قلم به دستان، علما، روشنفکران دست به کار شوند و گرنه منکرهایی که در قالب جهل، بی سوادی، کتاب گریزی، خرد کشی، فرهنگ ستیزی و ... تجلی یافته است مثل خوره جامعه را از درون می خورد و فردا متلاشی اش می سازد.
در پایان امید وارم جامعه ما از همین محرم و از همین عاشورا به خود بیایند و با خدای حسین عهد ببندند که پس از این برای ساختن یک جامعه ای که در آن داشتن علم یک ارزش باشد، داشتن مدرک از بهترین دانشگاه های جهان یک افتخار به شمار رود، داشتن بهترین کتابخانه های شخصی در خانه های هر جوان یک فرهنگ شود، تالیف ، تحقیق و پژوهش که هنوز در این کشور جایی ندارد به یک امر طبیعی و معمول برسد، و هر جوان ما به نشر کتابهایش که با بنیادهای تحقیق و پژوهش آراسته است است افتخار نماید و منبع توزیع علم و اندیشه در جامعه خود قرار گیرد، که یقینن داشتن چنین نیروهایی افتخار حسین خواهد بود و ما امید واریم که مردم ما از همین محرم در این مسیر پیش قدم شوند.
والسلام/



روز جهانی معلم گرامی باد!




سیزدهم میزان روز جهانی معلم بود، ما ضمن اینکه این روز را به همه معلمین کشور تبریک می گوییم، و آرزوی توفیق می نماییم برای معلمین خود تا بتوانند به طور شایسته نسل فردای این مرز و بوم را پروش دهند تا این نسل بتواند سازنده افغانستانی عزتمند و سربلند شود.
افغانستان چندین دهه است که شاهد معلمانی بوده است که حاصل دسترنج شان، به جای رحمت! زحمت بوده است! به جای شفقت شقاوت بوده است! و... اما مدتی است که معلمان ما در حال پرورش نسلی هستند که دیگر بعد از این به جای ویرانی به آبادانی فکر می کنند و به جای کشت زحمت به کشت رحمت می پردازند! معلمان ما اکثریت شان با عشق و ایمان برای با سواد نمودن فرزندان این مرز و بوم تلاش می کنند، زیرا عقیده دارند که زمانی افغانستان اباد می شود که نسلی با اندیشه های والا باورهای بزرگ و دنیایی از محبت و دوست داشتن ساخته شود!
این تلاش ها به این معنا نیست که معلمان ما در این سرزمین فاقد مشکلات باشند، معلمین ما در این سرزمین با مشکلات عدیده مواجه هستند، بخشی از این مشکلات ریشه در سیستم آموزشی و سیستم اداری کشور دارد، اما بخش دیگر از این مشکلات ریشه در فرهنگ علم ستیز حاکم بر جامعه دارد. هنوز در کشور ما فرهنگ علم پروری نهادینه نشده است، هنوز علم و دانش به دیده قدر و قداست نگاه نمی شود! هنوز جایگاه یک معلم آنگونه که شایسته و بایسته است در میان مردم از قدر و منزلت لازم برخوردار نمی باشد. زیرا هنوز علم در این سرزمین بیگانه است! در سرزمینی که چندین دهه محبوب شان تفنگ، بمب، و جنگ بوده است ، صادقانه باید اعتراف کرد قلم نباید جایگاه شایسته خود را داشته باشد و کتاب نمی تواند به عنوان منجی حیات بخش در آن جامعه نگریسته شود.
ما نیازمند ایجاد فرهنگی هستیم که در آن معلم قدرو منزلت اش بالاتر از همه افراد جامعه و مقامهای موجود باشد، زیرا معلم کسی هست که سرنوشت فرزندان این آب و خاک در دستان اوست، او می تواند فرزندانی را تربیت و پرورش دهد که سازندگان یا ویرانگران جامعه و کشورش باشد! ما ضرورت داریم که معلمان خود را قدر نماییم و سپاسگذار و ارج گذارنده زحمات شان باشیم و برای همراه شدن و همگام شدن با معلمین خوب خود بستری از هماهنگی و همگامی میان مردم و معلمان ایجاد نماییم تا روند پرورش فرزندان خودمان را به شکل تصاعدی بالا ببریم.
معلمان ما در این که زحمت می کشند نباید تردید کرد، اما اکثریت شان از فقدان روشهای مدرن در سیستم های پرورشی امروز دنیا در ساختار سیستم آموزشی کشور رنج می برند، اکثریت شان از نبود منابع علمی و مطالعاتی  در رنج هستند و فقدان منابع مطالعاتی و پژوهشی باعث شده است که نتوانند شاگردانی تربیت کنند که آنها محرم مطالعه و هم آغوش پژوهش و هم بسترتحقیق شوند.
فقدان تحقیق، پژوهش و مطالعه باعث شده است که ما شاهد فارغینی در سطوح مختلف مکاتب و حتا دانشگاه ها باشیم که نتوانند معادل آنچه که مدرک تحصیلی دارند قدرت علمی داشته باشند! و بتوانند مانور علمی بدهند.
این ضعف اگر از یکسو باز می گردد به ضعف معلمان ما از سوی دیگر باز می گردد به فرهنگ غالب علم ستیزی که در سطوح و لایه های مختلف اجتماعی ما ریشه دارد و متاسفانه حاکم نیز می باشد. معلمان ما باید برای تغییر این فرهنگ ! خود پیشگامان مبارزه با جهل، علم ستیزی، هنر سوزی، خرد فروشی! و فرومایگان ثروت اندوز بلاهت پیشه جهل پرور بروند تا دیگر شاهد سوختن مکتب و به آتش کشیدن کتاب نباشیم.
جامعه ما سالهاست که در آتش رنج می سوزد و دودش در گستره تاریخ پهن شده است، این آتش اما سوخت آن از محل تحصیل کرده گان کتاب ندیده، تحقیق گریز و پژوهش ستیز تامین می شود که باعث می شوند یا جامعه را از تحصیل علم دور نمایند با ترفند های گوناگون و یا اینکه جامعه تحصیل کرده را به شکل میکانیکی و دور از تحقیق و تحلیل و خردورزی که باعث خلق تفکر می شود نگاه دارند.
معلمان ما مسئولان مستقیم خلق فردای افغانستانی آباد و عزتمند می باشد، اما این مهم ممکن نیست که حاصل شود مگر زمانیکه از صنف اول به دانش آموز ما درس محبت، دوست داشتن، عشق ورزیدن، زندگی و تحقیق  و در نهایت رهنمون به سوی تفکر و خلق اندیشه های نو داده نشود.

خدا حافظ جنگ!




حزب اسلامی به رهبری انجینر گلب الدین حکمتیار پس از چندین  دهه مبارزه مسلحانه نمود، چندین  دهه درمیادین جنگهای رو در رو و چریکی مبارزه کرد، در این میان برای رسیدن  به آرمانهایی که داشت جان های بسیاری را فدا نمود، اما سر انجام به این نتیجه رسید که جنگ راه حل نیست، در دنیای مدرن می توان بدون جنگ هم به خواستها و ارمانهای خود دست یافت! خوبی دنیای مدرن در همین است که می شود به مردم حرمت قایل شد، مردم را ولی نعمتان خود دانست، و خود را خادمان مردم، با تفکر خادم مردم بودن است که می شود به پیشگاه مردم رفت و هدف و ارمان خود را طرح نمود، تا مردم خود در غربال سنجش گرشان بیندازند و نتیجه گیری نمایند که سر انجام چه باید بکنند!!
حزب اسلامی در طول این چندین  دهه مطالبات روشن داشته است، اما راه تطبیق این مطالبات را از طریق قدرت نظامی می پنداشت، به همین خاطر همیشه در کوه بود و در جنگ بود و ستیز! می کشت  و کشته می داد، اما سر انجام به این باور رسید که جنگ نمی تواند همیشه عاملی برای پیروزی باشد، جنگ نمی تواند همیشه اهداف و آرمانهای بلند هرچند بر حق را بر کرسی بنشاند، باید برای رسیدن به آرمان و ارزوهای شان راه نو و طریق جدید را جستجو نمایند؛  و شاید هم مجبوریت های شرایط حاکم و بافت های قدرت باعث شد که به جنگ رو آورند.
حزب اسلامی افغانستان با قبول دعوت شورای عالی صلح دوسال پیش پای میز مذاکره نشست، بعد از دو سال این مذاکرات نتیجه بخش شد، و در تاریخ اول میزان مسوده توافق نامه صلح میان نمایندگان حزب اسلامی و آقای اتمر مشاور امنیت ملی امضاء گردید و در تاریخ 8 میزان شخص آقای حکمتیار از راه دور از طریق ویدیو کنفرانس، معاهده را امضاء نمود و با حضور اکثریت رهبران و اعضای برجسته حزب اسلامی در قصر سلام خانه پس از امضای ویدیوی جانب حکمتیار اقای اشرف غنی رئیس جمهور منتخب کشور نیز این توافق نامه را امضاء نمود و بدین سان جناب اقای حکمتیارپس از چندین  دهه با جنگ خدا حافظی کرد.

در این موافقت نامه جانب حزب اسلامی  متعهد به اجرای مواد ذیل گردید:
ماده هجدهم:
بعد از اعلام رسمی این موافقتنامه از سوی شورای عالی صلح و دولت جمهوری اسلامی افغانستان، حزب اسلامی افغانستان رسما اعلام می نماید که بخاطر مصالح کشور وقطع دایمی جنگ و خشونت و تامین صلح پایدار بعنوان حزب مهم سیاسی در کشور فعالیت نموده، قانون اساسی را رعایت، آتش بس دایمی را برقرار و هر نوع تحریکات نظامی اش را متوقف و تشکیلات نظامی خویش را منحل می سازد. کمسیون مشترک اجرایی تدابیر لازم را برای تحقق این ماده در اسرع وقت فراهم می سازد. همچنین حزب اسلامی افغانستان متعهد می گردد تا آن عده از اسرایی را که در قید اسارت بسر می برند با امضای این موافقتنامه در اسرع وقت رها و تسلیم دولت افغانستان نمایند.دولت جمهوری افغانستان تدابیر لازم را برای امنیت افراد حزب اسلامی افغانستان بعهده می گیرد.
ماده نوزدهم:
حزب اسلامی افغانستان متعهد است که بعد از امضای این توافقتنامه اعلام نماید که هیچگونه رابطه با گروه های تروریستی و سازمان های مسلح غیرقانونی برقرار ننموده و از آنها حمایت نمی کند.
ماده بیستم:
حزب اسلامی افغانستان خود را متعهد می داند تا بعنوان یک حزب سیاسی در امر دفاع و تامین امنیت پایدار در سراسر کشور با دولت وحدت ملی افغانستان همکاری نموده و بعنوان یک حزب رسمی سیاسی دفاتر خود را در مرکز و ولایت ها فعال سازد.
ماده بیست و یکم:
حزب اسلامی افغانستان آمادگی کامل دارد تا با درک مسوولیت های دینی و تاریخی اش در جهت تامین صلح و ثبات دایمی در افغانستان تلاش کند و در این راستا از تلاش های دولت جمهوری اسلامی افغانستان حمایت نماید.
حکمتیار خطاب به "همسایه‌های جنگ افروز" افغانستان گفت که بیش از این بر دوام جنگ سرمایه گذاری نکنند و افغانستان را میدان رقابت‌های منطقه‌ای نسازند. آقای حکمتیار بر ایجاد حکومتی تاکید کرد که برای تمام افغان‌ها قابل قبول باشد و افراد مفسد از قدرت کنار زده شوند
همچنین علاوه نمود که؛ جنگ در افغانستان به نفع مردم نه بل به نفع بیگانه ها می باشد گفت افغان ها باید مشکلات شان را خود شان حل کنند.
حزب اسلامی پلی میان سنت و مدرنیته!
اقای محمد کریم امین یکی از نمایندگان حزب اسلامی که در قصر سلام خانه حضور داشت با ایراد سخنرانی کاملن به دری به بیان مشی سیاسی این حزب در عرصه های گوناگون پرداخت و گفت؛ حزب اسلامی مصمم است که پلی شود میان سنت و مدرنیته در افغانستان! وی همچنین دیدگاه های حزب اسلامی را در مورد حضور زنان و فعالیت های آنها در عرصه های اجتماعی و سیاسی نیز بیان کرد.
ادعایی که از سوی محترم امین صورت گرفت، در صورتی که بتواند عملی شود افغانستان را به سوی یک فردای روشن می تواند حرکت دهد، زیرا بخش اعظم نفوذ حزب اسلامی در میان توده های روستا نشینی هستند، که به طور سنتی با باورهای کهنه و صدها ساله تاریخی زیست می کنند، همان مردمی که وقتی شاه آمان الله خان می خواست اصلاحات بیاورد و افغانستان را به سوی تجدد ونوگرایی سوق دهد، شکست دادند! پس از شکست امان الله خان افغانستان در چاه سنت تا دفن مطلق پیش رفت! هنوز هم همان مردم با برداشت های سنتی و عقب مانده از دین در برابر هر نوع نو گرایی و تجدد خواهیی ایستاده اند و مبارزه می کنند، در حالیکه چهره ای همچون کلب الدین حکمتیار با داشتن شخصیت کاریزماتیک اگر بخواهد صادقانه برای افغانستان و برای رشد، ترقی، توسعه و کمال افغانستان قدم بردارد، می تواند به راحتی جامعه عقب مانده افغانستان را با انواع قرائت ها و بر داشت های متفاوت از دین و از اسلام آشنا نمایند و بدون هیچ هزینه ای برای آنها بیان کند، که در طول تاریخ هر کشوری بر اساس منافع ملی خودشان از اسلام چهره ای را حاکم ساخته اند و این چهره حاکم اسلام است که می بینیم باهم متفاوت است! امروز ما شاهد اسلامی عربستان! اسلام مصری! اسلام ترکی! اسلام اندونیزیای! اسلام ایرانی و پاکستانی می باشیم! اما نوع قرائت و برداشت اسلام ترکی که با حرکت کمال آتا تورک آغاز یافت در جهان اسلام توانست ترکیه را به یک کشور مدرن و پیشرفته و در عین حال با حاکمیت ارزشهای والای اسلامی و انسانی به نمایش بگذارد!
افغانستان چرا نتواند قرائت انسانی و در خور یک کشور متعالی و مترقی را بر امورات خویش تهیه و حاکم نماید!
این سخن عضو برجسته حزب اسلامی در فضای جوان و اکادمیک افغانستان و نیروهای مترقی باعث باز شدن دریچه هایی از امید برای عبور از سنت مهلک موجود در افغانستان گردید و همه بر این باورند که حزب اسلامی حد اقل بتواند در این راستا پس از چندین دهه جنگ خانمانسوز نظامی مفید  واقع شوند و باعث ابادانی افغانستان گردد.