‏نمایش پست‌ها با برچسب یوسف واعظی# طالع بینی افغانی# حزب وحدت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یوسف واعظی# طالع بینی افغانی# حزب وحدت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۲۹, شنبه

طالع بيني سياسي (شیخ یوسف واعظی از موعظه تا مشاور دانی! )



یونس حیدری

قسمت چهارم
اين بار قرعه بنام نامي حضرت شیخنا و مولانا یوسف "بلک" ابن واعظی از اعاظم شیوخ دانی بلاد مشهد می باشد که روزگاری بسیار دور از ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی به قصد یافتن نانی مفت به ملا خانه های ایران رفت و همانجا قوری شیر برنج از نوع عمامه های سفید و دستارهای مخملی بر سر بنهاد و شد شیخ یوسف واعظی! افتاده است، تا   بر اساس خطوط  منقوشه دستان نرم  ايشان بررسي نموده براي شما خواننده گان  خوب حرف شناس، حرف شنو، متعبد به امور قلميه  تقديم نمائيم.!
حضرت استاد یوسف واعظی معروف به سیاه- بلک- خاکستری- بی رنگ و هزار نیرنگ!! که روزگاري خود را برای ورود به مجلس نمایندگان بر حسب فرمان فرماندهان برون مرزی کانديد کرده بودند، و حرفهايي کهنه براي ساختن يک جامعه مدرن مي زدند، که مي گفتند بايد در اين کشور همه چيز را با معيار  دستار برون مرزی اندازه گرفت، برش کرد، ساخت! اما به دلایل نا مکشوفی قلب ایشان از حرکت باز ایستاد  و یا برای مدتی باز ایستادندش و در شفا خانه لب دریای کابل مقابل پل ارتل بستری شدند و از کمپاین ماندند و در نتیجه به تهران منتقل شدند و از رفتن به شورای نمایندگان نا کام ماندند!
جناب اقای شیخ یوسف واعظی صاحب که حالا گويا در مشاور دانی یکی از مقامات عالیه مملکتی هم نفوذ کرده اید،   طالع شما بر اساس قرعه اي که اين اشرف القرعه ها نشان مي دهد و قاري خطوط منقطعه و نا منقطعه دستان جناب شما مي باشد، به قرار ذيل مورد خوانش قرار مي گيرد:
به ياد داشته باشيد که اين قرعه  هميشه دو روي دارد، در يک روي آن گذشته یا همان کارهایی که در دفتر (ن) مشهد انجام داده اید  را مي خواند و در روي ديگر آن اينده را نشان مي دهد.
ابتدائن: در گذشته ها شما يک ادم بیچاره ای بودید که همیشه نان از پیش می دوید و شما ا ز پس آن به همین خاطر تلاش می کردید که هر روز چندین بار مسیبت های دروغ را در حضور ضعیفه های ناقص العقل(از نظر علما) بخوانید و جیب های آنها را خالی کنید.
قرعه مي گويد: شما روزگاري سختی رادر زندگی گذرانیده اید، تا اینکه اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان حمله ور شد، کشورهای مختلف اقدام به فربه سازی جهاد کردند، نظامهای استخباراتی آنها از بی ادمی شما را استخدام کرد، و شما به صفت مسئول دفتر (سازمان ن) در مشهد مسئول انجام فریضه هایی شدید که ار باب صاحب به شما محول می کرد. ارباب به شما پیسه می داد و نخود می داد و لوبیا می داد تا جوانهای مهاجر را بنام مجاهد در آنجا جای دهید و آنها را نان دهید و مغز آنها را شستشو دهید تا انها بروند در افغانستان مشغول جنگ و انسان کشی شوند، اما شما نخودها را ، لوبیا ها را به دکان می بردید به جایشان پیسه دریافت می کردید و پیسه ها را لوله می کردید در داخل بالشت از پر قو جا سازی می کردید تا شب به همراه مادر (ع) جان اسوده بخوابید تا دیگر خوابهای روزهای پیش از جهاد رونما نگردد که سخت رقت انگیز و غمبار و تراژیک بود!!
قرعه می گوید: که اگر شما این کار ها را به خاطر نجات جوانها از جنگ می کردید یقینن قابل قدر بود چون معتقد هستید که کل اعمال بر اساس نیات خوانده می شود. اما شما به خاطر آن این کارها را می کردید که پیسه ها را صاحب شوید.
حضرت واعظی صاحب! قرعه می گوید که شما همیشه ادم ضعیفی بودید، شما را همیشه وقتی بچه های قرار گاه انصار در چهار راه نخریسی احضار می کرد، لرزه بر اندامتان می افتاد، شما همیشه از بچه های قرار گاه انصار سپاه پاسداران ایران می ترسیدید، ترستان هم به این خاطر بود که مبادا شما را از وظیفه دفتر داری دور کند، چون شما با نخود و لوبیا فروشی در دفتر مشهد خوی گرفته بودید، اگر یک بوجی از آن کم می شد اشک از چشمانتان سرازیر می گردید، به یاد دارید؟ شما همیشه دوست داشتید که همه افغانستان را با یک بوجی نخود قرار گاه انصار معاوضه کنید!!
قرعه از فردای شما می گوید: اقای واعظی صاحب تمامی اعمال نخود و لوبیا فروشی شما ثبت تاریخ گشته است، تاریخ احزاب افغانستان از شما یاد خواهد کرد، یقین داشته باشید در لیست ضعیف ترین ادمهایی هستید که این کشور در خود داشته است، همیشه مایه شرمساری مردم این مرز و بوم خواهید بود، به همین خاطر پس از مرگ شما جشن با شکوهی در میان مگسها و عقربها و مارها دایر خواهد شد، و یقین داشته باشید که هیچ کس در سوگ شما نخواهد گریست، و یقین داشته باشید که تاریخ و مردم افغانستان از چهره های بی هویت و بی احساس ملی هرگز به نیکی یاد نخواهد کرد. شما از جمله روسیاهان تاریخ افغانستان خواهید بود. هر چند که چند صباحی در مشاور دانی هم حضور داشته باشید.