۱۴۰۳ خرداد ۷, دوشنبه

بعثت مزاری

ب نویسنده: یونس حیدری اول: اگر نگاهی به فواصل ادیان سامی بیندازیم، میبینیم از عیسی تا محمد بیش از ۵۰۰ سال فاصله دارد، و اگر از محمد عرب تا مزاری هزاره در نظر بگیریم بیش از یک هزارسال فاصله وجود دارد، پس میخواهم بگویم فاصله در دستگاه مدیریت خداوندگار اهمیت نداشته و ندارد. دوم: من به محمد بر اساس مفاهیم قرآنی احترام قایل هستم، و قرآن را کتاب خدا طبق فرموده خودش برای قوم عرب میبینم. در این کتاب یکی از زیبا ترین آیاتش‌ همین آیه سوره ابراهیم آیه ۴ می‌باشد که می‌فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ.... و ما هیچ رسولی در میان قومی نفرستادیم مگر به زبان آن قوم تا بر آنها بیان کند! و در ادامه برای شتر فهم سازی قبایل عرب میگوید: إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا سوره یوسف این دو آیه جغرافیای کاربردی محمد و قرآن را به صراحت بیان میکند، اما پیام واضح آیه چهارم سوره ابراهیم برای من این هست که توی هزاره باید رسول الهی خود را پیدا کنی! من کاری به قوم تاجیک ندارم، شاید محمد به زبان تاجیکی پنجشیری سخن گفته باشد که خود خواه و شیطان باشید، یا به پشتو تکلم کرده باشد و گفته باشد هم چنان ویرانگر بمانید! اما من باید رسول خدا را در میان هزاره ها جستجو کنم که به زبان هزارگی پیام خدا را بیان کند. سوم: خدا از خودش در قرآن دو تصویر خدای انسان گونه ارایه میدهد که یقینن‌ رسولانش هم میتواند آیینه همین دو تصویر الهی از او باشد. تصویر اول؛ تصویر نخست رحمن و رحیم است. خدای بخشاینده و مهربان! تصویر دوم اما اینگونه نیست، چنانکه خود در قرآن عربی اش میگوید: ۵۴ سوره آل عمران وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ. خدایی مکار، حیله گر و شیاد! واضح است که چنین خدای همانگونه رسول برای خودش بر می‌گزیند. من بر اساس صراحت آیه به دنبال پیامبری به زبان خودش می گردم تا او را بیابم، وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ.... تا برایم بیان کند. دردهایم را فریاد کند و نسخه بهبودیم را بدهد. در چنین شرایطی با معیار رحمانیت‌ و رحیمیت به سراغ چهره ها میروم به هر کدام که میرسم میبینم او نمی‌تواند فرستاده خدا برای نجات من باشد، سر انجام به مزاری میرسم اما متفاوت هست. مزاری را از زمانه ای دور به یاد می اورم، همان بعد از ظهر که در دفتر حزب وحدت مشهد بود، من رفتم، پشت در وازه‌ سید علی را دیدم، برایش گفتم باید استاد را ببینم. او داخل رفت خبر داد و بر گشت. در اتاق استاد مثل همیشه کسان دیگر هم بود، لحظاتی بعد او از اتاق خارج شد، همراهش احوال پرسی کردم، بعد به سید علی گفت کدام اتاق خالی هست؟ سید علی با نگاه به چند اتاق آمد و گفت اتاق مخابره خالی هست. من و استاد به اتاق مخابره رفتبم، مصعب با تفنگ کوتاهش از پشت ما آمد طبق معمول پشت دروازه مخابره ماند. آنروز من و استاد بیش از نیم ساعت بر روی موکت نازک اتاق مخابره نشستیم و حرف زدیم، او برایم از سوگندش گفت! گفت بعد از اینکه محسنی اعضای خانواده اش را کشته بود، با خدای خود سوگند یاد کرده بود که هرگز صورتش را به صورت محسنی نزند، اما در تهران وقتی محسنی از پاکستان امد، در میدان هوایی به استقبالش رفت و سوگند خودش را به خاطر منافع مردم شکست! این همان تجلی رحمانیت‌ و رحیم بودنش اگر نیست چیست؟ آیا خدایی که با او صاف رحمن و رحیم خود را در قرآن معرفی میکند، اگر رسولی از میان قوم هزاره که به تعبیر قرآن وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ.... باشد جز مزاری میتواند کس دیگری را بر گزیند؟ اما اگر بخواهیم رسولی با معیار خیر الماکرین در میان هزاره ها بیابیم به چه کسی خواهیم رسید؟ اولین حیله گر که چشم آدمی را به خود مجذوب میکند، آیت الله محسنی هست! مکاره ای بی همتا! اما وقتی به آیه مبارکه إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ.... میبینم! که صراحت قومی دارد، او از دایره خارج میشود! به محقق که میبینم او شایستگی ندارد، به دیگران هم چنین و تنها این ردا ی خیر الماکرین برای استاد خلیلی می زیبد و در این صورت اگر خدای خیرالماکرین پیامبری از میان هزاره ها بر می گزید رسولی شایسته تر از او نمی یافت و یقینن‌ او را بر می گزید. چهارم وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ.... این سخن خدا نمی‌تواند در میان هزاره ها بدون مصداق بماند! پس میتوان به یقین گفت مزاری رسول الهی بود برای اینکه عدالت را فریاد کند و رسالت برابری هزاره ها را به جهان ابلاغ کند تا دیگر هزاره بودن جرم نباشد. به نظر من او روزی که وارد غرب کابل شد، آغاز بعثتش بود، و ما باید آغاز بعثت او را همیشه تجلیل کنیم. پیامبری که رسالتش برابری اقوام و برادری همه بود تا دیگر هزاره بودن جرم نباشد. کتاب مقدسش یقینن‌ احیای هویت بود که با تأسف در مرحله نخست اندکی در قم توسط مرکز فرهنگی نویسندگان تحریف شد و در چاپ کابل توسط دین محمد جاوید! یاد این پیامبر جاودانه باد ۷ جوزا ۱۴۰۳