نامه سر گشاده عنوانی حضرت امام محقق کابلی
دفتر نمایندگی شما در پرتگاه عمل مجرمانه!
به نام خداوند آگاهی، برابری و ازادی
در آغاز با درود و سلام بر امام فرزانه مجتهد بزرگوار جناب حضرت محقق کابلی دامه ظله العالی!
امید واریم که حضرت شما در کمال صحت و سلامت بوده باشید و همچنان برای رفع مشکلات دینی مومنین توفیق یار شما باشد!
آنچه
که باعث شد که جمعی از فرهیخته گان و روشنفکران جامعه هزاره گردهم آیند و
این خطوط را عنوانی شما بنویسند این بود که حرکتهای دفتر نمایندگی شما در
کابل و به خصوص در ایام ماه مبارک رمضان و حلول ماه شوال باعث افتراق
اجتماعی و شکاکیت توده های مردم شد که اعتقادات جامعه و باورهای دینی و
مذهبی آنان را با پنهان کردن آغاز و پایان ماه به بازی گرفتند.این حرکت از
نظر اکثریت جامعه نوعی حرکت غیر مذهبی و در حقیقت سیاسی بود که با تمویل
دشمنان افغانستان صورت گرفته بود. این جمع پس از
تحلیل و بررسی این موضوع تصمیم گرفتند که در آغاز باید حضرت عالی را از این
حرکتها آگاه سازند، چون یقین داشتند که حضرت شما از این نوع حرکتهای
مذبوحانه بی اطلاع هستید و یقین دارند که شما به هیچ وجه من الوجوه اجازه
نمی دهید که از باورهای دینی و مذهبی جامعه با هدف سوء و برای خدمت به منافع
ملی کشورهای بیگانه همچون ایران بهره برداری شود. (کشوری که بنیادهایش بر
اساس تفسیر غلط از دین و در خدمت قرار دادن دین و مذهب برای قدرت و منافع
ملی کشورش می باشد)
چرا این نامه عنوانی شماست؟
یقینن در
بدو مطالعه این نامه این پرسش برای تان خلق خواهد شد که چرا این نامه تنها
عنوانی شما می باشد در حالیکه اگر اقدامی غیر مسئولانه در حوزه ای از
حوزات دینی و مذهبی در کابل رخ داده باشد کسان دیگری نیز هستند که امروز در
افغانستان خود را علم بردار مذهب قلمداد می کنند اما یادی و نامی از آنها
در این نامه صورت نگرفته است. باید اذعان نمود که بله هم چنین است زیرا
جامعه و مردم از آنها هیچ انتظاری نداشته و ندارند. دیروز آنها همانند
آئینه غمبار در برابر مردم همیشه باقی خواهد ماند و هیچ گاهی از یاد
نخواهند برد که کسانی برای خوش خدمتی و اطاعت ازاجانب مقام فتوا را آلوده
نمودندو فتوا صادر کردند که "هزاره ها محارب و مفسد اند و قتل آنها واجب" !
وقتیکه برای رضایت ارباب فتوای قتل یک جامعه را صادر کنند پنهان کردن اول و
آخر ماه در پشت اسکناسهای "تومنی" بسی سهل تر و آسانتر می باشد. به همین
دلیل است که جامعه اگر به هر دلیلی است امروز سکوت کرده و اقدام به بازگویی
گذشته کریه بسیاری از این مدعیان مذهب نمی کنند چون از آنها انتظار خدمت
به مذهب و دین را ندارند. از آنها هیچ گاهی توقع این را نداشته و ندارند که
برای ارزشهای اصیل اسلامی به دور از بازیهای سیاسی چوچه قدرتهای منطقه ای
اقدامی نمایند، اما از شما انتظار این را دارند که همچون امامان ایرانی دین
را در خدمت اندیشه های زردشتی وقومی و ملی قرار نمیدهید، بلکه تفسیری
واقعی از دین برای مومنان ارائه میدارید. به همین دلیل مخاطب شما هستید و
آنان را شایسته دیالوگ نمی دانند!
حضرت امام محقق کابلی!
اجازه
دهید اینجا اندکی به فلسفه وجودی اجتهاد در شیعه بپردازیم، شما بهتر می
دانید، که احکام اسلامی از زاویه دید شیعه در همه اعصار و زمانها قابل به
روز رسانی می باشد و جریان قبض و بسط احکام یک رکن اصلی در اجتهاد است. عمده ترین دلیل منطقی آن تغییر زمانی در برابر احکام اسلامی می باشد.
در
نظر داشته باشیم که زمانی که حضرت رسول خدا(ص) در جامعه جاهلی آن روز عرب
ظهور کرد حد اقل شبه جزیره عربستان در وضعیت گذار از بحران جاهلیت قرار
داشت، جاهلیتی که دختران را زنده به گور می کرد و در زندگی آنها هیچ اثری
از پدیده های نو وجود نداشت. اما مسلم بود که جامعه انسانی همانگونه که
قران در تعریف انسان می فرماید که انسان خلیفه خدا بر روی زمین است و خلیفه
خدا همانند خدا توان آفرینش و خلاقیت پدیده های جدید را بر روی زمین دارد.
بنا بر این خلق پدیده های جدید در عرصه زیست بشری نیازمند صدور احکام جدید
شرعی می باشد. به همین دلیل اساس فلسفه اجتهاد در شیعه روشن می گردد زیرا
در نظر داشته باشیم که متون فقهی بر مبنای زیست دیروزی تنظیم شده است به
عنوان مثال فصولی متعدد در احکام برده داری وجود دارد نرخ برده، شرایط
استفاده از برده، شرایط استفاده از کنیز، شرایط خرید، فروش و ازادی برده و
کنیز جزء از فصول احکام اسلامی می باشد که امروز در همه دنیا نظام برده
داری و کنیز داری منقرض شده و از رواج افتاده است. اما شما می دانید که هیچ
فصلی مثلن برای ذبح الکترونیک حیوانات حلال گوشت وجود ندارد. در حالیکه
کثرت انسانهای شهر نشین امروز و مطالبات جدید آن به گونه ای شده است که
دیگر همانند گذشته امکان ندارد که هر خانواده در حویلی خویش بز و مرغ و شتر
و.. نگهداری کند. از سوی دیگر برای رفع نیازمندی های شهر نشینان در بلاد
مختلف اسلامی امکان بریدن سرهای آنها به شکل دستی نیز امکان پذیر نمی باشد
و...
این
دلیلی است برای نیاز اجتهاد در جامعه اسلامی اما شما می دانید که بیش از
هفت قرن است که باب اجتهاد در تیوری باز است اما در عمل متاسفانه هیچ
اجتهاد جدید برای حل پرابلمهای جامعه بشری صورت نگرفته است! و اکثریت
مراجعی که آمده اند تنها با تغییر صفحه اول رساله های عملیه
گذشته گان، چند احتیاط واجب را تبدیل به احتیاط و یا کراهت ساده نموده
اند. در مواردی بسیار اندک هم موضوعی بسسیار جزئی را حلال و یا حرام اعلام
کرده اند و دیگر هیچ اقدامی اساسی نداشته اند ولی از سوی دیگر از اجتهاد
برای اغراض شخصی حد اقل در سه دهه اخیر سوء استفاده های بسیاری در منطقه ما
صورت گرفته است.
جناب امام محقق کابلی!
شما
بهتر به یاد دارید که چه ضرورتی باعث شد که شما به مقام امامت و اجتهاد
شیعیان جهان نایل آئید، اما نیاز است که اینجا به شکل فشرده ای به عنوان پس
زمینه این نامه برای نسل جوان کشور یاد آوری کنیم.
افسانه
ضحاک ماردوش را در شاهنامه فردوسی همه شنیده اند که بر سر بازوان خویش دو
ماری داشت که آنها فقط و فقط از مغز سر انسان تغذیه می کردند. باید هر روز
صبح دو مغز تازه انسان را برای آنها از میان مردم می بردند تا مغز ضحاک
مصون و زنده باقی می ماند.
در
جامعه هزاره نیز مارهای درون آستین زیادی وجود داشت که متاسفانه به خواست
دشمنان افغانستان به خصوص ایران از مغز اندیشمندان، هنرمندان، نخبه گان،
تحصیل کرده گان و فرهیختگان جامعه هزاره تغذیه می کردند.
چه
کسی می تواند از یاد ببرد زمانی را که ملا خمینی در تفاهم با شوروی سابق
اقدام به ایجاد احزاب هشت گانه در هزاره جات کرد و به همه شان جدا گانه
سلاح، امکانات و... داده می شد تا بروند یک دیگر را زهرا گویان و مهدی
گویان به قتل برسانند. کمتر کسی به مرکزیت تمویل و تجهیز و انگیزه های آن
درک می کرد و متاسفانه کمتر کسی بود که به علت و دلایل این همه اکمالات و
تمویل از سوی ایران توجه کنند آنهم برای ایجاد جنگ تنظیمی در هزاره جات!
اما این مهم از چشم شهید مزاری پنهان نماند. او با تلاش فراوان توانست که
ریشه های دشمن اصلی افغانستان (ایران) را نیم سوز کند. او توانست که احزاب
را به خاطر منافع کلان افغانستان متحد کند اما در برابر او بازهم ماردوش
هایی با سلاح فتوا قد علم کردند. اما به دلیل بیداری مردم شکست خوردند
حوادث یکی پس از دیگری رخ می داد. مزاری قهرمان برای نجات افغانستان و
هزاره ها از همه چیز مایه گذاشت. اما آنها در برابر
جامعه کم سواد، از حربه فتوا و صدور احکام ارتداد و... بهره می جستند. به
همین خاطر بود که مزاری تلاش کرد برای اولین بار امامت هزاره ها ( بخش
شیعه)را از امامت کسانی که با هدف زردشتی گری اما لباس امامت شیعی در منطقه
بازی می کردند، تفکیک نماید. به همین خاطر پیام کتبی صادر کرد عنوانی
شورای علمای هزاره که در آن ترکیب امامان بزرگواری حضور داشتند.
در میان آنها با استد لالهای فیلسوفانه، فیلسوف بزرگ هزاره امام محقق
خراسانی(ره)، جناب اقای محقق کابلی به سمت امام رسمی و مرجع بزرگوار شیعیان
جهان برگزیده شد و شهید مزاری برای تثبیت جایگاه امامت ایشان از هیچ تلاش
سیاسی و اقتصادی فروگزار نکرد.
همه
به یاد دارند وقتی که بنا شد حضرت امام محقق کابلی به صفت مرجع شیعیان
جهان تعیین شوند، دستگاه استخبارات ایران با تمام قوا در برابر آن مقابله
کرد و جوانان بسیاری از هزاره ها را به همین خاطر در قم و مشهد به زندان
روان کرد و...
از چاپ رساله شان جلوگیری به عمل امد و رسالۀ وی در پاکستان چاپ گردید و مخفیانه در ایران هم نشر و پخش گردید.
انتظار
می رفت که پس از این همه رنجهایی که برای تثبیت امامت شما کشیده شد شما از
این مقام به نحو احسن استفاده می کردید و به صورت اساسی به دو اصل در
استنباط احکام شرعی که زمان و مکان است توجه می کردید و بر اساس نیاز بشر
امروز به خصوص هزاره ها در درون افغانستان فتاوی انسان گرایانه و وحدت بخش صادر می کردید و برای اولین بر مبنای " مضحک صدور احکام" بر اساس "خلاف للعامه" را می شکستید!
عالی جناب امام محقق کابلی!
چنانچه پیشتر عرض شد که اصولن اجتهاد و کار آمدی
آن این است که باید احکام شریعت را به شکل روز آمد در آورد. یکی از احکامی
که می باید به شکل اصولی و اساسی آن توجه گردد تا دست مایه شیاطین سیاسی
منطقه ای نگردد موضوع حکم فقهی رویت ماه رمضان و شوال می باشد. اکثریت
فتاوی مراجع ماضیه بر این بوده است که رویت ماه بر اساس چشم غیر مسلح باید
صورت بگیرد از سوی دیگر این حکم به شکل کاپی و زنجیر وار از ادواری دور رسیده است که در آن ادوار ابزار وآلات علمی مدرن که قادر است
همه سیارات را با آن مورد مطالعه قرار داد وجود نداشته است، اما امروز همه
این ابزارو آلات توسط دانشمندان جهان ساخته شده است و خوشبختانه در اختیار
همه بشریت نیز قرار دارد اما تنها مشکلی که وجود دارد پشتوانه فتوایی ادامه ص 4
از استفاده آن می باشد.
امروزه
با فرار و گریزی که مراجع عظام تقلید و به خصوص شخص جناب عالی از استفاده
ابزار های مدرن دارید، این شائبه به سرعت در ذهن جوانان (که همه پیرو این
آیه شریفه اند که می فرماید "یستمعون القول فیتبعون احسنه" بشنوید همه
اقوال را و پیروی کنید بهترین آنها را) به وجود آمده است که موضوع رویت
هلال ماه از حالت مذهبی خارج شده است و به یک حربه سیاسی در دست عناصر
منفعت طلب تبدیل شده است. زیرا زمانیکه از نظر عالمان و امامان دین استفاده
از سایر ادوات مدرن جایز است مثل تلفن، انترنت، کمپیوتر، طیاره، موتر و...
اما استفاده از تلسکوپ برای رویت حلال ماه جایز نباشد آیا خود سوال بر
انگیز نخواهد بود؟
زیرا
خرید حد اقل یک تلسکوب نه تنها برای دفاتر مراجع بسیار سهل و آسان است
بلکه برای بسیاری از علما نیز قابل تهیه می باشد. اما اینکه از این پدیده
گریز و نوعی فرار شتابناک دارند، سوال بر انگیز است و امید می رود که جناب
شما برای ذهن جستجو گر جوانان این عصر ادله خود را بیان دارید.
ابهام
در رویت ماه باعث شده است که تصور شود حاکمان ایران از آن به عنوان حربه
نفاق در میان مسلمین استفاده می نماید. اما انتظار از دستگاه فقاهتی شما
استقلا ل رای بود. این استقلال رای زمانی خدشه دار شد که به گفته بسیاری از
اکابر افغانستان اول رمضان همان دو شنبه بوده است و محاسبه می باید از
دوشنبه صورت می گرفت. اما پیش از رسیدن شبهای قدر یک مهمانی از سوی سفارت
ایران در کابل دایر شد که در ان مهمانی اکثریت طلاب حوزه علمیه کابل به
خصوص مقامات دفتر حضرت عالی نیز شامل می گردید. در ان مهمانی سفیر ایران نظریه ملا خامنه ای را بیان داشت که باید شب قدر از روز سه شنبه محاسبه گردد یعنی اول ماه رمضان از روز سه شنبه باید حساب گردد.
دفتر
نمایندگی شما پس از آن به شکل سربازان مطیع عمل کرد و همه مساجد را از
دایر کردن شب قدر بر مبنای محاسبه روز دوشنبه نه تنها منع بلکه جلوگیری
کردند.
اما
اکثریت مردم این حرکت را بازی شیطانی ایران خوانده و شبهای قدر خود را در
خانه های شان بر مبنای روز دوشنبه برگزار کردند ولی مساجد کابل به شکل
استبداد قرون وسطایی کلیسا، از برگزاری مراسم شبهای قدر منع شدند!
اینجا
این سوال پیش آمد که آیا امام و مرجع تقلید شیعیان حضرت امام محقق کابلی
نیز مقلد و مطیع اوامر ملا خامنه ای هست یا نه؟ و یا اینکه خود از این
اعمال نمایندگان خویش غافل است و آنها توسط نظام استخباراتی خریداری شده
اند؟
اگر
خود مقلد چنین فردی یعنی ملا خامنه ای شده باشید که امروز از سوی اکثریت
مسلمانان دنیا در مسلمان بودن وی تردید شکل گرفته است زیرا او از مقام
ولایت خود فتوای تجاوز جنسی به زندانیان مسلمان ایران را صادر کرده است که
باعث شرم همه مسلمانان جهان در برابر پیروان سایر ادیان شده است، که جای
بسی تاسف و تاثر است!
اما اگر شما غافل بوده اید پس از این باید نظارت کامل تری بر کارمندان و دست اندرکاران نمایندگی خود در کابل داشته باشید.
در پایان بار دیگر توفیقات شما و همه امامان هزاره را از خداوند سبحان خواهانیم.
مجمع روشنفکران مسلمان جامعه هزاره

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر