یونس حیدری
اپیزود اول:
دو خاطره:
1-
ملا اراکی، بزرگ مرجعیت قم وقتی مرد، من در شهر ملا پرور قم
بودم، دوستی داشتم که در چاپخانه های ایرانی ها کار می کرد، از جریانات چاپ هم خبر
هایی دقیق داشت، نقل می کرد، یک شب بعد از مرگ اراکی پنجاه رساله عملیه از پنجاه
آخوند همزمان زیر چاپ رفت،که ادعای مرجعیت داشتند!
چندی بعد شنیدم بعضی از این مراجع سراغ
سرمایه دارها رفته اند و با آنها وارد یک معامله جالب شده است!
جناب مجتهد از سرمایه دار خواسته است که
وجوهاتش را به او بپردازد، و پس از پرداخت تحفه آقا امام زمان را برایش هدیه می
دهد! جناب تاجر مثلن ده ملیون وجوهات شرعی خودش را امروز تحویل مرجع می داد و رسید
کامل دریافت می کرد، فردای آن روز جناب مجتهد یک بسته که حامل پنج ملیون هدیه حضرت
ولی عصر بود به عنوان تحفه و برکت تجارت اقای تاجر برای او می فرستاد!
2-
چندی قبل هم اشارتن یاد آور شدم جریان مرجعیت آقای محقق
کابلی را و اینجا بازگو می کنم، که در آن زمان همه علمایی نجفی ای که وجود داشتند،
اننگشت اعلمیت را به اصطلاح به سوی مرحوم محقق خراسانی نشانه می رفتند، اما او به
همه تفهیم کرد که اعلمیت در مرجعیت پیسه و قبیله پیسه دار است! کسیکه در میدان
مرجعیت می رود، باید از سوی قبیله اش در میدان با جیب خالی، دستر خوان خالی، دفتر
خالی باقی نماند!!
هزاره های آنروز! اکثریت شان فقیر بودند، و محقق خراسانی از
قبیله ای بود که همه شان امروز کار می کردند تا شب و صبح بخورند، یعنی ثروتی
نداشتند که چیزی بنام سهم سال را بفهمند، گیریم سهم سال داشته باشند، غریبی که تا
شب حمالی و یا گیل کاری و یا گاو داری کار می کرد مگر چقدر پس اندازش می شد که سهم
سالش بتواند چرخ غول پیکر اجتهاد را بچرخاند؟ به همین خاطر بود که محقق کابلی در
میان هزاره های آنروز تنها گزینه اعلم در حوزه اقتصادی و قبیله ای در میان هزاره
ها بود!! در حالیکه همان زمان غولهای نجفی دیگری هم آنجا بودند، چنانکه امروز هم
هستند، اما نانی برای خوردن ندارند، تا چه رسد به اینکه خواب مرجعیت را بنگرند، در
این مافیا بازار مذهبی!
اپیزود دوم:
با مرگ امام اول هزارهای شیعه مذهب جناب محقق
کابلی موجی از شادی و شور و شعف در فضای مجازی میان هواریون امامان در کمین! ایجاد
گردید که برای من مایه تاثر و تاسف بود! البته بعضی از این امامان واقعن زیبا با
سکوت برخورد کردند، اما بعضی دیگر تا مرز تهمت زنی در فضای مجازی پیش رفتند!
1-
گاهی آدم چیزهایی را می بیند، و می شنود در این دنیا که
می ماند چه بگوید! مثلن اقای الف خیلی ادعای روشنفکری دارد، ادعای دلسوزی دارد،
ادعای چیز فهمی هم دارد، در خلوت همه سنتها را نقد می کند، ادعا می کند که همه شان
افیون است، اما همین اقای الف بعد از مرگ امام اول هزاره ها در کنار یک امام
کاندید! که نمی دانم قومایش هست یا همشهری اش قرار گرفته است و به شدت از او
کمپاین می کند و بر علیه اعلم های اقتصادی
دیگر می تازد و صدها بر چسب در فضای مجازی بر آنها وارد می کند تا کاندید امام! او
برنده میدان امامت شود و پیداست که برای خود نیز جیبی به درازای تاریخ جوال کشور
دوخته است!
2-
حرف من این است، تا کی ما زندگی دو گانه باید داشته
باشیم؟ چرا همین آقایان الفی! که در کنار کاندید امامان ظهور کرده اند، اول جیبهای
خودشان را قیچی نمی کنند؟ دوم چرا نمی ایند وارد فضای رقابت سالم شوند؟ مگر فلسفه
وجودی اجتهاد استنباط از احکام شرعی بر اساس نیاز زمان و مکان نیست؟
اگر اجتهاد به معنای اعلام آرای به روز
رسیده می باشد؟ بیاید اعلام کنید که مراجع شیعه در طول تاریخ چند درصد توانسته اند
نو آوری در فتواهایشان کنند؟
ایا امروز زمان آن فرا نرسیده است که با
اجتهاد های تازه وارد میدان رقابت و به جستجوی مرید یابی رفت؟ ما چه بخواهیم و چه
نخواهیم تا کنون دو کاندید امام یکی ارام و دیگری با شدت اقدام به صدور فتواهای
جدید کرده اند، یعنی امام فیاض و امام محقق نسب! اما دیگران در کجای این بازی قرار
دارند؟
ادعا کرده اند، که ماهانه بیشتر از صد ملیون
افغانی در آمد دفاتر اقای محقق کابلی از منبع وجوهات شرعی داشته است! اگر این رقم
در افغانستان صحت داشته باشد، نشان می دهد که ما با ارقام وحشت ناک اقتصادی مواجه
هستیم، زیرا در آن زمان تنها دفاتر امام کابلی فعال نبودند، بلکه بسیار دفاتر دیگر
هم اقدام به این کار می کردند! در آن صورت ما با ارقام بسیار درشتی مواجه می شویم!
چرا کاندید امامان نمی ایند، در همین اغاز
فتوا نمی دهند که هرکس مقلد او شد! او از منبع در آمد وجوهات شرعیه در افغانستان، برای فرزندانشان مراکز علمی، مراکز
تحقیقی، مراکز آموزشی، مراکز تخصصی طبی و... می سازند تا نسل بعد شان نسلی عزتمند
و صاحب دانش و ارزش شوند! ایا صدور چنین فتوایی بسیار دشوار است؟ چرا نمی ایند
فتوا نمی دهند که پس از این مثلن پنجاه درصد وجوهات باید صرف بورسیه های تحصیلی
صاحبان این ثروت در قریه ها و مناطق شان شود؟
چرا و چرا؟؟؟
اما می بینیم که اکثریت کاندید امامان علاقه
مند هستند فقط بی سر و صدا از این دسترخوان چرب سود ببرند و بدون اینکه بگویند این
همه ولخرجی اصراف است!!
3-
مقوله اعلمیت!
اعلمیت در اجتهاد شیعه همیشه یک دروغ
شیادانه بوده است! در زمانیکه ملا خمینی آخوند رساله اش توسط عوامل و پمپاژ
اقتصادی انگلیسی ها به زیور چاپ آراسته گردید مگر با بودن غولهای فقهی در نجف کسی
او را اعلم می دانست؟ اما چون پمپاژ استخباراتی بود، خمینی هم مرجع شد، هم امام شد
و هم...
از مکتب نجف که عبور کنیم، به مکتب قم
بیاییم ایا با بودن مثلن شیخ حسینعلی منتظری کسی دیگر می توانست ادعای اعلمیت کند؟
می بینیم که او را در خانه اش زندانی کردند، اما خود خامنه ای و دهها دغل باز دیگر
صاحب رساله و ادعای مرجعیت شدند! ایا آنها اعلم بودند؟ ایا و آیا
در فضای موجود کشور دو امام کاندید اعلم در حوزه اقتصادی هست که امام فیاض و امام
فاضلی می باشد! که یکی از دسترخوان خویی بهره می برد و دیگری از دسترخوان محقق
کابلی! بنا بر این این دو زیاد نیاز به تخریب دیگران ندارند، به همین خاطر هم با
تامنینه حرکت می کنند و کاندید امام سوم جناب محقق نسب که از بیخ جمع آوری وجوهات
شرعی را حرام اعلام کرده و آن را دزدی می داند.
می ماند سایر کاندید امامان مثل امام واعظ
زاده بهسودی، امام موحدی نجفی، امام امینی که حتا نتوانستم یک عکس از او پیدا
نمایم و...
سخن آخر: دوستانی که بر طبل اعلمیت می زنند
و دوستانی که بر طبل مقیم بودن می زنند فکر می کننم هر دو به کجراه آدرس می دهند،
مشکل نسل امروز عبور از این خرافات است، عبور از این خرافات ممکن نیست مگر اینکه
اصلاح در صدور فتوا یا به قول قدما اجتهاد واقعی که ابطال سنتهای کهنه و خلق
روشهای جدید می باشد صورت گیرد.
پس زیاد به فکر دوختن جیبهای کلان برای
خوردن مافیایی وجوهات شرعی نباشید که نسل امروز آهسته و پیوسته در حرکت است و در
فردای تاریخ مدعیان روشنفکری نقابدار باقی نماند!
بدرود







