‏نمایش پست‌ها با برچسب یونس حیدری# انسانیت# گذار# افغانستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یونس حیدری# انسانیت# گذار# افغانستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۳, شنبه

سرمقاله شماره اول پیام گذار



یونس حیدری

در این سالهای پسین ، افغانستان شاهد کاغذ پاره های بسیاری بوده است،  کاغذ پاره هایی که بعضن حرفی برای گفتن داشته است و اما بسیار دیگر به خاطر تصاحب پروژه ها فقط صفحه سیاه کرده اند, و در آن هیچ رسالتی از قلم را کسی مشاهده نتوانسته است.
همین سیاه کاری ها بوده است که جایگاه مطبوعات را  در اذهان جامعه تا سطح بسیار وحشت ناکی پائین آورده است، در این فضای مسموم مطبوعاتی گذار می خواهد متولد شود و این نخستین پرسشی هست که هر خواننده ای بر روی آن خواهد گذاشت که گذار چه حرفی برای گفتن دارد؟
گذار می خواهد حیات خود را با این پرسش آغاز کند، که چه چیز باعث می شود که افغانستان بستر مناسبی برای رشد پروژه های جهاد، القاعده، طالبان، داعش و... شود؟ چه چیز باعث می شود که در افغانستان  چهره های بیگانه  مثل بغدادی و...  خریدار پیدا کند!
افغانستان در قرن بیست و یک قرار دارد، در حالیکه دنیا عصر طلایی پسا مدرنیسم را تجربه می کند، اما در افغانستان هنوز ما تجربه ملت شدن را نداریم، چه چیز باعث شده است که ما یک ملت نباشیم، چه چیز باعث شده است که ما از همزیستی مسالمت آمیز همیشه هراس داشته باشیم؟ چه چیز باعث شده است که ما از یک دیگر بترسیم؟ چه چیز باعث شده است که ما نتوانیم در کنار یک دیگر به عنوان یک ملت زندگی بدون خشونت، بدون ترس، وحشت و هراس را تجربه کنیم؟
افغانستان هر باری که گامی برای ابادی گذاشته است، چندین گام دیگر برای ویرانی آن پیموده است، و ما هنوز در کابل شاهد ویرانه های پسا جهاد می باشیم، که با شعار قومیت به جای ماند! یعنی افغانستان تجربه قوم گرایی  با هدف رسیدن به عدالت اجتماعی و قومی را دارد، تجربه ای که منجر به ویرانی های زیادی شد، تجربه ای که در پای آن خون های بسیاری ریخته شد! اما آیا این تجربه به هدفی که عدالت قومی بود رسید؟ خونهایی که به خاطر رفع تبعیض قومی ریخته شد! توانست که تبعیض قومی را از بین ببرد یا خیر؟
افغانستان رنج و زخم کهنی دارد، این زخم آهسته آهسته می رود که زخم ناسور شود اگر جریانهای جوان برای بهبود آن اقدام نکند، اگر جوانها برای معالجه این زخم بپا نخیزند، عفونت آن می توند همه گیر و فراگیر شود.
گذار تجربه تلخ استبداد را در این وطن خوانده است، گذار می داند که شعارهای مذهبی، قومی، آیدیالوژکی و... در این سرزمین پاسخ مناسبی نداده است، زیرا معتقد است که همه این شعارها از یک چیز توهی بوده است، شعار بوده است و هدفی برای انسانها و انسانیت نداشته است. شعار بوده است برای رضای بیگانگان! اما چیزی برای ساختن انسان این سرزمین نداشته است!
اگر القاعده و داعش می تواند در این سرزمین ریشه بدواند، اگر ازبک افغانستان, تاجیک افغانستان؛  پشتون و هزاره افغانستان می تواند تجربه دشمنی در این سرزمین داشته باشد؛ دلیلش این است که اندیشه انسانی در این جامعه مرده است. زیرا ما هنوز باور به انسان بودن نداریم، وقتی باور انسانی در یک جامعه دفن گردید، در آنجا باور مذهبی و قومی متولد می شود، باور تنگ قومی و مذهبی مرکز پرورش خشونت های قبیله ای می شود، خشونت خشونت می زاید، و این زایش تا زمانی که انسانیت از نو متولد نشده است ادامه می یابد.
گذار با این باور پا به عرصه فعالیت می گذارد که بازیهای سیاسی در افغانستان قادر به حل بحران ریشه دار کشور نمی باشد، بازی گران عرصه سیاسی بر این باورند که قدرت سیاسی میان تیکه داران اقوام به شکل مساویانه ای تقسیم شود، اما گذشته نشان می دهد که از دوران حاکمیت چپ تا به امروز اقوام به اشکال مختلف در ساختار قدرت سیاسی حضور داشته است، اما نه مشکل اقوام حل شده است و نه جامعه  به سوی ملت شدن پیش رفته است، زیرا مشکل افغانستان قبل از آنکه سیاسی باشد، یک مشکل فرهنگی است، ما باید از فرهنگ قومی به یک فرهنگ انسانی عبور کنیم. !
یک و نیم دهه اخیر نشان داد که خط کشی های قومی تامین کننده منافع اشخاصی به نمایندگی از اقوام می باشد، این اشخاص و افراد برای تداوم منافع خانوادگی خویش تلاش کرده است تا بحران قومی ریشه دار تر و عمیق تر شود، به همین خاطر می بینیم که ما هیچ حرکتی برای حل بحران نداشته ایم، و به شکل ناخواسته  دیدیم فاجعه شکاف اقوام بیشتر شده است. برای خارج شدن از این گرداب نیاز به یک حرکت فرهنگی عمیق و تغییر ذهنیت اجتماعی  از جاده بازیهای سیاسی به مسیر تغییر باورهای فرهنگی و انسانی می باشیم.
به همین منظور گذار می خواهد بستر تولد انسانیت را و اندیشه انسانی را در این سرزمین فراهم نماید. همانکه مولانای بزرگ می گفت، کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست!
زیرا اندیشه انسانی هیچ گاه مقدس نبوده است، همیشه نقد پذیر خواهد بود و نقد عاملی برای رشد و شکوفایی انسان و مجموعه های انسانی می باشد، گذار تلاش خواهد کرد که بستر مناسبی را برای نقد سازنده فراهم نماید.
والسلام