افراطیون شیعه خادمان بی مزد داعش
یونس حیدری
-1-
محرم فرا رسیده است و من این ماه را بسیار دوست می دارم،
اما نه به آن دلیل که تیکه داران مذهب از آن خرافاتی ساخته اند و در خورد مردم می
دهند و انسانهای غافل را مورد بهره برداری های اقتصادی و سیاسی قرار می دهند.
من ماه محرم را به آن خاطر دوست دارم که در کنار روایت قیام
حسین، روایت عشق بازی با ارینب هم وجود دارد. روایتی که تلاش شده است همیشه در زیر
خروارها خاک فراموشی دفن گردد، اما همانند روایت دیگر یک نقل تاریخی است.
در این روایت ما می خوانیم که حسین و یزید هر دو شیفته و
دلباخته یک زیبا روی شده بود، این زیبا روی شوهر دار هم بوده است و با حیله ای که
در دین جواز دارد، اورا از شویش جدا می کنند، و حسین او را به نکاح خویش در می
آورد، و یزید دلباخته دیگر نمی تواند تحمل کند که "ارینب" این زیبای عرب
در آغوش حسین باشد، و از حسین مطالبه جنگ می کند که هرکس زنده ماند، ارینب از او
باشد. دو عاشق برای وصال به مصاف هم می روند، حسین و یزید در برابر عشق شان صادق
اند، و حسین همانند حسن برادر بزرگش دمدمی مزاج نیست، بلکه دلباخته و دل داده می
باشد، و تن به این جنگ می دهد که باید یا او یا یزید زنده بمانند تا در آغوش
"ارینب" زندگی شیرین و لذت بخشی
داشته باشد.
در این مبارزه حسین نا کام می ماند، و یزید به پیروزی میرسد
و ارینب را در اختیار می گیرد.
-2-
چند سالی است که جریان افراطی شیعه با امکانات ایران در
کابل اقدام به نمایش هایی مضحکی می نمایند، که فقط با هدف تحریک احساسات دیگران و
نقض حقوق شهروندی آنها می انجامد، و هرساله این مانورها در سطح شهر توسعه می یابد،
که بیشتر از آنکه عزاداری به شمار رود رقاصی های بیرقی می باشد که در سطح شهر باعث
رنج و عزاب همه شهریان کابل می گردد.
این مانورهای تحریک آمیز در حالی رخ می دهد که ایرانی ها
خود امکانات وسیع در اختیار افراطیون اهل سنت هم قرار می دهد تا بتواند فاجعه
دیگری را در این ملک بنام مذهب، ایجاد نماید.
-3-
از زمان ظهور ملا خمینی آخوند، بعد ملا عمر آخوند و ملا بن
لادن و حال هم الامام البغدادی می بینیم که همه شان در یک مسیر تطبیق اسلام حدیثی
تلاش می ورزد، اسلام حدیثی که مبتنی بر روایات عصر جاهلیت عرب و پس از آن می باشد،
با هدف ضربه زدن به دین و اسلام شکل گرفته
است.
اسلام هدیثی دقیقن همان چیزی است که ملا خمینی و ملا عمر و
ملا بغدادی و بن لادن مطرح می کنند، اما از یاد نبریم که همه این ملاها در یک شبکه
استخباراتی خاص که در یک کشور خاص می باشد آموزش داده شده اند و در خدمت آنها می
باشد.
بگذریم که ملا خمینی آخوند و ملا عمر و بن لادن چقدر در
وظایف محوله موفق بودند یا نا کام، ولی از حق نگذریم که امروزه ملا بغدادی و داعش
اش به شکل وحشت ناکی در حال توسعه در کشورهای مختلف اسلامی و از آن جمله افغانستان
می باشد.
رشد جریان داعشی در افغانستان این نگرانی را به وجود می
اورد که به زودی فتنه جنگ مذهبی همانند عراق و ... در افغانستان نیز شروع شود. و
از این جنگ کشورهای مختلف از جمله ایران سود سر شاری می برد. و سوال این است که
آیا با افراطیت شیعیان آنها عملن به عنوان سربازان داعش عمل نمی کنند؟
آیا به اصطلاح عزاداران حسینی این روزها در کابل به گونه ای
جاده ها را برای ورود داعشی ها جاروب نمی کند، و در نهایت برای قتل عام خود زمینه
سازی نمی کنند؟
در فردای که داعش اقدام به قتل عام کنند، ملاهایی که این
روزها در مساجد کابل دعای عاشورا مملو از حماقت را می خوانند، در کابل خواهند بود
یا اینکه با ویزاهایی که در جیب دارند در قم و مشهد رسیده و در آغوش صیغه ای های
ایرانی خود همدم و هم نفس خواهند شد؟ می بینیم که در صورت بروز هرنوع فاجعه ای یک
اخوند هم در کابل نمی مانند و تاوان افراطیت اجیران ایران را مظلوم ترین انسان این
سرزمین پرداخت خواهد کرد.
ایا زمان آن فرا نرسیده است که جریان چیز فهم هزاره وارد
میدان شوند و حقایق را بر ملا کنند و انسان های مسخ شده نجات بدهند؟
ماه محرم فرا رسیده است، ماهی که در آن دکانداران مذهب جشن
دارند، و اشک از چشمان بعضی از افراد غافل و بی سواد جامعه جاری می نمایند و بابت
این اشک ریزی اجرت دریافت می کنند.
این دکانداران واقعه کربلا را وارونه کرده اند، از آن یک
تراژدی ترسیم می نمایند، تا با بیان آن بتوانند دلها را محزون و عقلها را
بخوابانند. ما در این نوشتار منکر تراژیک بودن عاشورا نمی شویم، اما تلاش می کنیم
که زاویه ای را که آنها تلاش کرده اند در زیر خاکهای تاریخ دفن کنند را کمی بر ملا
کنیم. در کتاب های مختلف تاریخی اسلام نقل شده است از آن جمله در کتاب: الامامه و
السياسه ابن قتيبه دينوري متوفاي 276 هق از مصادر تاريخي اسلام است. که نقل می کند
"عبد الله بن سلام" زنی داشت بنام "اُرَيْنَبْ" این زن بسیار
زیبا بود، انچنان زیبا که در وصف شاید نگنجد، این زیبا رخ دل یزید را ربود، وقتی
چشمان حسین بن علی هم او را دید، دلداده او شد، حسین دیده داشت و دل، دیده اش جمال
بی مثال ارینب را دید و دل دلباخته او شد.
حسین و یزید هر دو عاشق شده بودند، روایت است که حسین صاحب
ارینب شد، یعنی او را به نکاح خویش در آورد، در حالیکه به حیله یزید شوهرش طلاق
داده بود، حال چه به نکاح در آورده بود یا نه، رقابت سختی میان یزید و حسین برپا
شده بود. چاره ای نبود که باید یکی از آنها به وصال می رسید، ارینب یا متعلق به
حسین می شد و یا یزید، راه دیگری وجود نداشت، ناگزیر بودند که هر دو تن به دوئلی
بزرگ دهند.
این تصویر از تاریخ نشان می دهد که عشق زمینی در میان حسین
و یزید از چه جایگاهی برخوردار بوده است، عشق مقدس است، و عاشق باید صادق باشد،
عاشقی که صادق است در برابر عشق می بینیم هیچ چیز برایش ارزش ندارد، به جز معشوقش،
و ارینب این زیبا رخ یگانه دلیل زنده ماندن و زندگی کردن حسین و یزید شده بود،
حسین و یزید باید در مصاف هم می رفتند تا برای تاریخ پاکی عشق و قداست آن را به
یادگار بگذارند.
حسین و یزید برای وصال ارینب تن به این جدال سخت و سنگین
دادند، و سر انجام حسین برای ارینب جان خویش را فدا کرد.
تا باشد درسی برای همه عاشقان که اگر صادقانه عاشق شده اند،
تا وصال معشوق باید لحظه ای هم درنگ نکنند. یا وصال یا نیستی؛ درسی که حسین به
عاشقان اموخت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر