یونس حیدری
هر سال محرم می اید، این ماه به گونه ای
نقاشی شده است که عزا برای پیروان جاهل است و جشن بزرگ برای علمای مذهب به شمار می
رود، برای مردم تلقین شده است که کار در روز محرم حرام است، اما یک روضه خوان در روز
چندین منبر می رود و از هر منبر ارقام بلند و بالایی را کمایی می کنند.
پیروان امام حسین اکثریت شان یا پیر هستند
ویا بیسواد، اما روضه خوانهایش معامله گران ماهری هستند که می توانند منبری را با
گریه بلرزانند، اما هیچ گاهی از آسیب های روانی ای که اشک و گریه و ماتم بر روح و
روان انسان و جامعه دارد چیزی بر منبر نمی گویند، و فقط بلد هستند که میخ در پهلوی
زهرا فرود آورند بی آنکه مردم شک کنند که علی آن پهلوان عرب در خانه خوابیده بود و
چگونه به حریمش تجاوز شد و او از خانه اش حتا نجنبید؟
به هر حال!
پیروان امام حسین خود را مسلمان می دانند،
همان اسلامی که محمد پیامبرش می گوید زگهواره تا گور دانش بجوی! یا در جای دیگر می
گوید به طلب علم بروید حتا اگر در چین آن روزگار باشد!
امروزه از میان فقیر ترین انسانها در
افغانستان علمای مذهب برای پر شکوه تر شدن مراسم مذهبی و در نهایت سوء استفاده
اقتصادی خود آنها ملیونها دالر به خرج می رسد! شما تصور کنید در دور ترین نقاط
شیعه نشین، یک ملا می رود ده روز مراسم نان خوری عمومی راه می اندازد، یعنی هر
خانواده یک گوسفند به طور اوسط در محرم می کشند، تا شوروا و یا کوچه اهالی قریه را
بدهند، شما در نظر بگیرید هر گوسفند اگر هفت هزار افغانی قیمت ان باشد و هر قریه
هم ده خانوار چقدر می شود؟ به غیر از مصارفی که برای ملا و ... پرداخت می گردد.
شما تصور کنید در یک ولسوالی چه تعداد قریه
است؟ در یک ولایت و...
در حالی که در همان ولسوالی شیعه نشین یقینن
سرگ ندارد، کلینیک ندارد، داکتر ندارد، مکتب ندارد، معلم ندارد و.... اگر هر سال
ده قریه همجوار متحدانه عمل نمایند با همین پول محرمی چقدر از مشکلات اجتماعی و
نسل آینده خودشان را می توانند حل کنند؟
اما علما اجازه نمی دهند، می گویند فقط باید
اشک ریخت؟ اما من از این امام حسین جاهل پرور در هراسم!
در کابل بیاییم و همه شاهد هستیم که چه
مقدار مسجد وجود دارد، هر مسجد به زور از اهالی شان پیسه جمع می کنند بابت مداح و
ملا و نذورات و.... اگر کسی ندهد ملا توسط اجیران جاهلش در میان مردم هوی می کنند
که ضد امام حسین است، وهابی شده، و...
در هر کوچه سقا خانه می سازند، مشتی دزد هم
انجا حضور دارند که به بهانه سقا خانه از مردم مصارف زندگی شان را تامین نمایند
و...
اگر همین پولها جمع شود و برای هر مسجد یک
کتابخانه مجهز ساخته شود تا بچه های همان حوالی از کوچه گردی و ولگردی خارج شود
آیا بهتر نیست؟ اما می بینیم که علمای مذهب اجازه نمی دهند و می گویند ثواب فقط در
اشک ریزی برای امام حسین است و به یاد لب تشنه حسین باید آب داد باید نان داد،
باید کوچه داد؟
اما هیچ فکری به حال مغزهای گرسنه این جامعه
نمی کنند، اگر کسی حرفی از مغزهای گرسنه جامعه سخن بگویند با انگ وهابیت و ضد دین
از صحنه می خواهند خارج کنند.
ایا جوانان نیمه تحصیل کرده ای که مدرکهای
لیسانس و ماستری و بعضن دکتری دارند هنوز به مرحله بلوغ فکری نرسیده اند که مسیر
محرم را از معده به سوی مغز تغییر بدهند؟
من فکر می کنم زمان آن فرا رسیده است که نسل
جوان خود را از اسارت مذهبی دکانداران مذهب نجات دهند.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر