۱۳۹۸ خرداد ۲۲, چهارشنبه

ضرورت حرم طلا پوش امام محقق کابلی در کابل!





یونس حیدری
1-      حوادث غرب کابل به گونه ای پیش رفت که مزاری در مقابل خودش دو گزینه بیشتر نداشت، یا اطاعت از جمهوری اسلامی ایران و قربانی نمودن هزاره ها پای منافع ایران! یا پشت کردن به منافع ایران، و قربانی دادن و در نهایت عزت خریدن برای هزاره ها در افغانستان!
مزاری اما گزینه دوم را به قیمت جان خودش انتخاب کرد، تا هزاره ها همیشه در تاریخ افغانستان وطن پرست و خادم باقی بمانند. به همین خاطر پیامی برای شورای مدرسین افغانی حوزه علمیه مشهد فرستاد که از میان خودشان بر سر مرجعیت مذهبی یکی را انتخاب نمایند، تا وابستگی مذهبی هزاره ها به مراجع مذهبی ایران پایان یابد.
2-      پس از مواصلت این پیام، مدرسین مقیم مشهد نشستهای متعدد دایر کردند، تا یکی را به عنوان مرجع تقلید معرفی کنند و... تا جایی که حافظه یاری می دهد، به روایت اعضای شرکت کننده اتفاق نظر روی مرحوم محقق خراسانی بود، که ایشان واقعن در میان ملاها در آنروزگار بی بدیل بود، اما ایشان با یک استدلال ساده و منطقی همه را کیش و مات نموده بودند.
استدلال محقق خراسانی اینگونه روایت می گردید: من از قوم فقیر هستم، تعداد عایله خانه زیاد می باشد، وقتی علم مرجعیت را بلند کنم، شهریه ماهانه ام از حوزه علمیه قطع می گردد، آنگاه حتا توان تهیه نان و چای خانواده را هم نخواهم داشت، در این صورت شکست من تنها به من مربوط نمی شود، بلکه این شکست دامن تمام هزاره ها را خواهد گرفت و دیگر هرگز کسی جرات نخواهد کرد که ادعای اجتهاد نماید و...
این پاسخ قانع کننده بود، در ادامه این استدلال ایشان آدرس محقق کابلی را می دهند و بازهم استدلال می کنند: محقق کابلی تنها ملایی هست که تعلق به یک قوم با اقتصاد تر در میان هزاره ها دارد، سالهاست که قومای ترکمنی جهان دیده شده اند، هم آغوش پول و اقتصاد شده اند، ما علما هم اگر مردانه از او حمایت کنیم، من امید وارم هستم که قومایش با دادن سهم و خمس شان ما را سرشکسته ننمایند و....
اینگونه بود که مرغ اجتهاد بر سر آقای محقق کابلی نشست.
3-      نسل جوان و حمایت قاطع مزاری کبیر باعث شد که خیلی زود مرجعیت اولین امام هزاره ها یعنی محقق کابلی تثبیت گردد، هرچند در شکستن تابوی مرجعیت که متعلق به ساداتی بنی هاشم و ایرانی تبارها بودند، پیروزی از آن ما بود، اما دیری نگذشت که طعم این پیروزی هم پرید!
4-      ایرانی ها به راحتی توانستند مدیریت این مرجع تقلید را به دست بیاورند، حتا شنیده هایی وجود داشت که بخشی از پولی که در افغانستان از مردم به عنوان سهم و... جمع آوری می گردید، به خواست ایرانی ها به مصرف می رسید که تامین کننده منافع سیاسی آنها بود و...
5-      به هرحال خوبی امامت محقق کابلی در این بود که سد مرجعیت در میان ملاهای شاخه هزاره  شیعه افغانستان شکسته شد، و بعد از آن امامان دیگری ظهور کردند که در جای خودش قابل قدر می باشد.
6-      اما اینکه ما نتوانستیم این مرجع تقلید را با منافع ملی افغانستان هماهنگ کنیم، یا خواست مزاری کبیر که بومی سازی مذهب بود بر آورده نگردید، یک شکست به حساب می اید.
7-      اما حالا من خواهان دفن اولین امام معصوم هزاره در غرب کابل می باشم:
-          زیرا هنوز ما فاصله زیاد داریم تا جامعه ما به یک باور علمی و منطقی برسد، بنا بر این تا آنزمان ما باید گام به گام به بومی سازی شیعه در افغانستان بپردازیم.
-          جامعه شیعه ذاتن مرده پرست هستند، آنها مرقد یک امام را کمیشن کار و یا والی  خدا می دانند، در این صورت خوب است که ما دارای یک یا چند حرم مطهر که متعلق به امامان معصوم هزاره باشند، داشته باشیم، مثلن حرم مطهر حضرت امام محقق کابلی! امام فیاض چاغوری، امام موحدی، امام بهسودی و... که دیر یا زود همه شان به ملاقات خدا خواهند رفت و در این صورت ما جامعه را از زیارت اشباع خواهیم کرد. خوب است این حرمهای مطهر همانند حرم های امامان عربی در مشهد و نجف گنبد هایشان از طلا و نقره پوشیده شود و من یقین دارم که قومای ترکمنی این توان را دارند و ...
8-      مصلی شهید مزاری بهترین مکان برای ساخت یک حرم مطهر با گل دسته های طلا و سقا خانه طلایی و ضریح فولادی و قبری مجلل از طلا و نقره می باشد! امید وارم مردم و جامعه برای ساخت این حرم مطهر و استقلال زیارتی از هیچ کوششی دریغ ننمایند.
بدرود

هیچ نظری موجود نیست: