تقی سفیر نشد
یونس حیدری
روایت شده است در تاریخ که از میان هزاره ها
بزرگ مردی ظهور نمود که در تاریخ بشر کمنظیر یا بی نظیر بود، این مرد در جامعه ای
ظهور کرد که تاریخش پر از ستم و بی عدالتی بود، و هزاره ها در همیشه تاریخ در زیر
پای اسپان حاکمان ستمگر ستم پیشه استبداد گر دفن شده بودند، و او آمده بود با صدای
بلند انسانی فریاد کشیده بود که همه انسانیم و در خلقت برابر و باید یک جامعه پر
از برابری و برادری بسازیم و در آن زیست مشترک داشته باشیم و بر اساس شایستگی صاحب
مقام، منصب، ثروت، قدرت، عشق، محبت، لبخند، ماچ ماچ بازی و... شویم.
این مرد بزرگ نامش در تاریخ بشر به نام محترم
استاد محمد کریم خلیلی یاد شده است، او در طی سیزده سالی که در مقام و منصب بود،
هزاران کار نمود، و چون خلیفه بزرگ دستور منع کتابت داده بود، و گفته بود برای بشر
یک کتاب کافیست، هیچ یک از این تلاشهای بی وقفه او ثبت تاریخ نگردیده است، و چون
ثبت تاریخ نشده بود، صدها هزار نفر را در مراسم نکو داشت در محلی بنام لویه
جرگه که ظرفیت سه هزار نفر را داشت، گرد
هم آورده برای شان نان و شاکلت و پیاز دادند تا انها به یاد داشته باشند که در
تاریخ نان و پیاز این بزرگ مرد هزاره را هم خوردند، نانی که نمک نداشت، و پیازی که
اشک از هیچ چشمی جاری نساخت، چون هیچ حسینی عاشق هیچ ارینبی نشده بود!
روایت شده
است که این مرد بزرگ در پی تلاشهای بی وقفه اش که هزاره ها را در مقامهای
مختلف حکومتی، مراکز علمی، سرچشمه های تجاری و اقتصادی جابجا کرده بود، و زندگی
جهنمی آنها را به بهشتی مافوق توصیف تبدیل کرده بودند، در آخرین اقدام خودش یکی از
بهترین و شایسته ترین و بی نظیر ترین، توانمند ترین، لایق ترین و در یک کلام یگانه
فرزند شایسته هزاره را به حیث سفیر کبیر جمهوری اسلامی افغانستان در قلب جهان،
مرکز هستی دنیا "نیویورک"! به حیث سفیر حکمش را از سوی جلالتماب حامد
کرزی گرفت و بعد قدرت را به اشرف غنی و تیمش واگذار کردند.
با کمال تاسف شنیدیم که جلالتمآب اشرف غنی حکم
حاکم ماقبل خودش را مبنی بر سفیر شدن بی مانند ترین فرزند هزاره جناب محترم آقای
تقی خلیلی فرزند فرزانه محترم استاد خلیلی دبیر کل حزب کلان و بزرگ و به قول یک
وکیله در پارلمان "کلفت" حزب وحدت اسلامی را لغو و دستور داده است که
ایشان را به حیث سفیر در یکی از کشورهای نزدیک اسیایی منصوب دارند تا از چشم دور
نشود مبادا خدای ناکرده در میان این همه جار و جنجالهای که این کشور دارد او در
میان تکنالوژی عظیم غرب گم شود!
خبر لغو فرمان جناب حامد کرزی مبنی بر سفیر شدن
بهترین فرزند هزاره چون فرزند استاد خلیلی می باشد، و هیچ هزاره ای در تاریخ هزاره
ها شایسته تراز این خانواده نبوده و نخواهد بود مایه تاسف و تاثر همه هزاره
های جهان شده و تمام هزاره های جهان به
مدت سی ثانیه عزای عمومی اعلام نموده و لبخند بر لب جاری کردند.
روایت شده است که بزرگ مرد تاریخ هزاره ها و
تاریخ بشر پس از این شکست بزرگ که مایه عقب گرد همه هزاره ها در طول تاریخ گذشته و
اینده شده است، ایشان افسرده شده و چاهی عمیق در عمق پنج هزار کیلومتری زمین کنده
است و روزها تاشب و شبها تا صبح در این چاه فرو رفته و اشک ریختانده است که مورخان
نوشته است حتا نماز جعفر طیار نیز از یاد ایشان رفته بود.
وقتی هزاره ها شنیدند که رهبر خردمند، محبوب،
محجوب، خوش لبخند، خوش سیمای، خوش قامت،خوش برخورد، خوش دستار، خوش پیزار، خوش
چپن، خوش ریش، خوش عینک و خوش نیکرشان محترم استاد خلیلی اینگونه افسرده شده اند،
رفتند و همه شان در یک اقدام تاریخی و بی نظیر همه تلاشهای سیزده ساله حکومت ماقبل
اشرف را ویران کردند، و برچی که در زمان استاد خلیلی با همکاری جاپانی ها دارای
پارکهای زیبا، کودکستانهای مقبول، سرگهای کلان، بلند منزلهای شگفت انگیز،جاده های
مافوق مدرن، دانشگاههای بزرگ و بی نظیر در سطح دنیا هم در زیبایی و هم در کیفیت
تدریس و... ساخته شده بودند را ویران کردند و بار دیگر برچی را شبیه دهه ماقبل کرزی
ساختند، تا در ان دیگر اثری از پیشرفت و ترقی و ساخت و ساز و عدالت نباشد، تا دنیا
بداند که ستمگران قبیله گرا اجازه نمی دهند بهترین و لایق ترین و شایسته ترین
فرزند هزاره در یک سفارت وظیفه داشته باشد.
خبر لغو فرمان کرزی مبنی بر سفیر شدن تقی جان
خلیلی در نیویارک باعث تاثر شدید مردم بامیان شد، و این مردم در یک واکنش بی سابقه
هزاران رهبری توانمند، دانشمندان بی نظیر، تاجران بزرگ که در سطح بین المللی کار و
بار می کردند، اقتصاد دانان فربه و.... که استاد خلیلی با حمایت های مالی و سیاسی
و فرهنگی شان در بهترین دانشگاه های غرب پرورش یافته بود، تا باعث افتخار هزاره ها
شوند، زیرا استاد خلیلی بارها فرموده بودند که بامیان رزاق من است، اگر بامیان
نبود من نبودم و اگر من نبودم هزاره نبود، این لشکر عظیم کدر انسانی را از میان
بامیانی ها ساخته بود، انها در یک عمل غافلگیرانه همه شان را کشتند و بار دیگر
بامیان را پر از آدمهای دهقان و چوپان و ملا ساختند تا اشک مردم را برای جنازه ای
که همه اش را کرم خورده است، را جاری نمایند.
و همه دهقان و چوپانهای بامیان، سرگ گردندیوال
را ویران کردند، برجهای بزرگ توریستی ای را که به همت غلغله گروپ در مرکز بامیان
ساخته شده بود را با خاک یک سان کردند، پارک بی نظیر بند امیر را از بین بردند و
آثارشان را با آب شستند، درختهایی زیبایش را سوزاندند و بار دیگر بند امیر را به
شکل تصاویر قرون وسطی ای اش در اوردند.
و هم چنین مردم دایکندی بیل و کلنگ گرفتند و سرگهای
پخته کاری شده آن را نابود کردند، درختهایی بادام را سوزاندند و در همه شهر عکس
های تقی جان را نصب فرمودند.
این واکنش های شگفت انگیز هزاره ها باعث شد که
بار دیگر استاد خلیلی به حیث رهبر صادق و خادم و مهربان هزاره مورد مهر و محبت
حاکمان وقت قرار بگیرد و ایشان به حیث مشاور ارشد ریاست جمهوری در امور برغصو
برگزیده شود.
من الله التوفیق
