۱۳۹۷ تیر ۸, جمعه

سخنان خلیلی همراه با تفسیر معتبر



تنظیم یونس حیدری 
اولین  کمپاین انتخاباتی عالم خلیلی:
 ۱۳۹۷/۴/۷
 دکان حزب وحدت- کارته سه ساعت ده و نیم صبح
مجری اجاره ای: حکیم شفق
جمعیت حدود دوصد و پنجاه  نفر
تفسیر معتبر:با اینکه حدود یک و نیم هزار دعوت شده بودند و برای بسیاری ها حق الزحمه آمدن هم روان شده بودند که اکثریت مطلقشان نیامدند_ توصیه ما این است که پیسه ها را بگیرید، در محافل هم اشتراک کنید، اما در هنگام رای دادن از خود خلیلی الگو بگیرید و فامیلی و یا منطقه ای رای بدهید\
-          قاری کرایه ای: ضیا نجفی
-          در این محفل خود کریم خ (خلیلی)نیز حضور داشت و در آغاز چنین افاضات داشتند:
-          اول تر از همه خوش آمدید می گویم. غرض ازین مجلس، عالم خان هست که بعدا صحبت خواهند کرد و منم علاقه مند بودم که اولین دیدار را با دوستان داشته باشم
-          تفسیر معتبر: عالم نواسه اسلم قل خویش که دار و ندارش تعدادی گوسفند بود در قل خویش، وقتی همه آنها را فروختند و کابل آمدند، توانستند با پیسه گوسفندان یک دکان کوچک لیلامی فروشی راه اندازی کنند، حالا تبدیل به خان شده است! حکم خان را می دانید چیست؟ نصریها اصلی ترین مبارزاتش با خوانین و اشرافیت بنی هاشم بود.
-          کریم خ : تحول را خود مردم بوجود آورده اندو....
تفسیر معتبر: اما با افتخار اعلام می کنم که توانسته ام همه سود  و سهام مردم را از این تحولات من شخصن انحصاری سازم
کریم خ: دیگران رشک میبرند
تفسیر معتبر: چون همه مانده اند که خلیلی به تنهایی چطور می تواند  جامعه هزاره را لب آب ببرد و تشنه برگرداند و هیچ فریادی هم نکشند!
کریم خ: ما معترض ‌و منتقد هستیم
تفسیر معتبر: همانگونه که در جنبش روشنایی معترض بودیم، منتقد بودیم، حتا خط سرخ هم اعلام کردیم، اما بعد از توافق برسر ریاست شورای عالی صلح جووانان پر شور و احساساتی را در دهمزنگ فرمان شکار دادیم تا دیگه آلت دست رقیبانم نشوند، و خط ما از سرخ به زرد نه به صلح و ماچ کاری تغییر کرد، حتا پای هم بوسیدیم.
کریم خ:  بعد از انتخابات دوره قبل ما خواستار اشتراک همه اقوام در غزنی بودیم والان هم هستیم
تفسیر معتبر: این حق خواهی ما تا زمانیکه ادامه  دارد که  ریاست  شورای صلح و نماینده سازی عالم جان صورت بگیرد.
کریم خ: دوره های قبل من معاون ریس جمهور بودم خوب کار نمی توانستم این بار کار می کنم .حزب وحدت از احزاب جا افتاده...
تفسیر معتبر: هرچند که قبلن اعلام کرده بودم که حزب وحدت را با مزاری در غرب کابل دفن کردم، چیزی از آن باقی نمانده است، اما آنچه را که من ساخته ام یک کمپنی تجاری بنام وحدت اسلامی است، که سهامش و منافعش متعلق به یک خانواده می باشد، اما به گونه ای تنظیم شده است که زیانش را باید همه  هزاره بپردازند.
کریم خ: من تا کنون موج سواری نکرده ام
تفسیر معتر: چون موج سواری راست تخصص من نیست، همیشه کسان دیگر موج ایجاد کرده اند، اما من موفقانه توانسته ام موج فروشی کنم، این بار هم پدرام موج را خلق کرده است، اما این من هستم که موج را می فروشم، راستش موج سواری دل و گرده و خایه می خواهد که ما نداریم!
کریم خ:  تابع احساسات قومی، منطقه ی و سمتی نباشید. این احساسات چنان ضربه ی به مردم ما خواهند زد که هیچ وقت جبران نتوانیم.
تفسیر معتبر: من صد بار گفتم هزاره گفتن در صورتی که فروخته شود خوب است وگرنه احساسات قومی زهر مقاتل است! گرایش های سمتی چون باعث زیان به خانواده خلیلی های بزرگ می شود، باید مهار گردد، و من همیشه وقتی صحبت از ضربه مردم می کنم منظورم همان خانواده ام می باشد، و امروز می گویم رشد گرایش منطقه ای خانواده خلیلی را زیانمند و حتا تباه می سازد.
من چون از قوم و منطقه نفرت دارم، عالم جان و خان ! را کاندید کردم که هم ثابت کنم قومگرا نیستم،( هیچ هزاره دیگر را کاندید نکردم) و هم سمت گرا، فقط به منافع خانواده فکر می کنم، و خانوادگی فکر کردن یک امر شیعی می باشد،الگوی من در این راه حضر ت علی می باشد، هرکس مرا در این راه محکوم می کند، در حقیقت علی را هم میحکوم می کند، چون  علی و محمد تلاش کردند بعد از خودشان یک نظام خانوادگی بسازند، و دوازده امام دلیل بزرگ بر این مدعای خانوادگی من می باشد، آیا در میان 12 امام شیعه کسی به غیر از خاندان علی هست؟  
کریم خ:  در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، من از شما مردم نخواستم که بیایید به من رای بدهید ولی الان می خواهم
تفسیر معتبر: اول اینکه در هر دو دوره من در تیم رای سازی وجود داشتم، نیازی به رای شما هم نبود، حالا می خواهم که فقط به عالم جان خان خلیلی رای بدهید، گور مرده دیگه سیاهی لشکری که کاندید شده بنام تجارت خانه من!  هرچند هنوز هم احساس می کنم در تیم رای سازی شریک هستم، ولی راستش را بخواهید، کمی از سرور اول فکر می کردم گنکس هست، ولی حالا می ترسم، که منافع مرا نابود نکند، ولی زیاد نگرانی ندارم، رفیقای زیاد در کمیسیون های رای فروشی دارم که برای پیسه صد ملاق می زنند.
کریم خ: در آن دوره ها اگر فحش دادند ودر مجلس مسجد الزهرا حمله کردند ما سکوت کردیم .این بار محدودیت ندارد
تفسیر معتبر: چون کرزی توصیه می کرد دست از کشتن بکش, ولی حالا محدودیت نداریم، شفیع را به یاد بیاورید که چگونه در خانه ام سوراخ سوراخ کردم،  قومندانان جنگجوی مزاری را نابود کردم، سیاهی لشکر خود خواه هزاره خواه را در مزار روان کردم و به رفیقای طالبم گفتم که نابودشان کنند و... حالا هم قول می دهم نفس تمام منتقدین را بد تر از شفیع بگیرم
کریم خ:  از مردم خود می خواهیم در هر حزب وجریانی که هستند قول ‌و قریه ای فکر نکنند
تفسیر معتبر: چون سودمند نیست، شعارها را قومی بدهید، عملکرد ها را من خانوادگی می کنم و شما فقط تفکر گورستانی را توسعه دهید، چون من بیشتر از آن اجازه نمی دهم که برایتان میسر شود، باورتان نمی شود؟ تمام کوههای مشرف به شهرک برادرم را حکم گورستانش را من گرفتم، تا اگر لازم شد همه هزاره ها را همانجا دفن کنم.
کریم خ: سفر ولایات خود را آغاز می کنم.
تفسیر معتبر: می دانم در هیچ ولایتی جایگاه ندارم، اما به معجزه پول ایمان دارم، پول بگیرید و به استقبالم بیایید، که من همان پشه پشه شدن شما را پیش کمره کار دارم، بعد از آن گور همه تان را با دستانم خواهم حفر نمود، چنانکه در این دو دهه و اندی انجام داده ام.
کریم خ:  من مطمن هستم نمایندگان حزب وحدت رای خواهند آورد.
تفسیر معتبر: مقصد از نماینده حزب عالم جان و اعضای خانواده ام می باشد، که این اطمینان را دارم و برایتان اعلام می کنم، که من همیشه شریک رای سازی بوده ام، شما چه رای بدهید و یا ندهید من برایشان رای می سازم.
کریم: شما مردمی که هر روز در حال ضعیف شدن هستید
تفسیر معتبر: مطمئن هستم که دیگر زورتان به خانواده من نخواهد رسید، برای همیشه  شما را با کمک امداد های غیبی پول بردگان خانواده خلیلی خواهم ساخت.
کریم خ: تا لحظه ای که زنده هستم در کنار مردم خود هستم
تفسیر معتبر: در قاموس و فرهنگ من مردم کلمه ای هست که به خانواده خودم و اقوام درجه یک من اطلاق می شود. دوستان سایر اقوام اطمینان داشته باشند که من هزاره ها را همانگونه که هر بار از خاک بلند شد برزمین شان زدم، وعده می دهم برای بارهای دیگر به قربانگاه می برم، این همان تعهدیست که در پاکستان هم داده بودم.
هستم بر آن عهدی که بستم.

۱۳۹۷ فروردین ۱۵, چهارشنبه

دانش باید عباس دالر را از مرگ نجات دهد!

ﻧﻴﺴﺘﺎﻥ



1-      در افغانستان امروز رسم است که تجارت کلان باید از قوم خاص باشد، بعد خورده تجارتها در میان سایر اقوام تقسیم می گردد و....
2-      در این میان در بین هزاره ها خورده تجارت باید تعلق به شیخین داشته باشد، هرکس گلیمش را دراز تر از پایش ساخت باید بهشت و یا جهنم نصیبش گردد، به همین خاطر می بینیم که در یک و نیم دهه گذشته دهها شرکت هزارگی توسط شیخین به ورشکستگی کشیده شد. تا رقیبی در عرصه به اصطلاح تجارت و اقتصاد برایشان وجود نداشته باشد.
3-      عباس دالر تنها هزاره ای هست که توانسته است در خورده بزنس تیل یعنی واردات تیل سهم بگیرد، در عین حالیکه آلوده به سیاست و مردم داری هم شده است، یعنی عباس دالر از دو زاویه تیشه به ریشه شیوخ در حال زدن است، هم پیسه دار می شود، که تحمل پیسه داری برای شیوخ قابل تحمل نیست، چون آنها عقیده دارند پیسه و تجارت و اقتصاد در میان هزاره ها انحصار خانواده شان می باشد. دوم او با پشتوانه پولی ای که خودش برای خودش ساخته است در مزار شریف در میان مردم کار می کند، وکیل هست، نفوذ اجتماعی دارد و... این یعنی رشد کردن در عرصه سیاسی !!
به همین دلیل است که شنیده شد چندی پیش عباس دالر مورد سو قصد قرار گرفت، او خود می فهمد که پس از این تحملش برای شیخ محقق سخت شده است و ...
4-      در چنین شرایطی خلیلی اغوش باز می کند، عباس دالر را در بغل میگیرد! سوال این است که چرا خلیلی؟ عباس دالر چه به درد خلیلی میخورد؟ واقعیت امر این است که آقای خلیلی بازار های مختلف را در کنترل خانواده اش دارد، اما تا هنوز نتوانسته است در بزنس تیل سهیم شود، بدون شک در این فرصت آقای خلیلی بخشی از سهام شرکتهای عباس دالر را به شکل قانونی خریداری خواهد کرد، رسمن یکی از نزدیکانش را در شرکت های عباس دالر جابجا خواهد کرد تا ارام آرام کنترل شرکت و نبض تجارت تیل شرکتها را در دست بگیرد، بعد از آن است که عباس دالر همانند خیلی های دیگر فرصت زندگی نخواهد داشت که هیچ! بلکه فرزندانش هم سهمی  و میراثی از این همه سرمایه برایشان نخواهد رسید و فقیرانه تر از هر فقیری زندگی خواهد کرد.
5-      در این هیاهو تنها اقای دانش است که می تواند نجات دهنده عباس دالر و نابود گر سنت پستی باشد که تا کنون از سوی شیوخ در میان هزاره ها رایج بوده است.
اینکه می گویم دانش به چند دلیل است، اول اینکه آقای دانش در خانواده اش دو قربانی داده است، دو برادر زاده اشت از دست رفته است، شکل از دست رفتنش را کار ندارم، اما خود دانش می فهمد که چرا هردو را از او گرفتند؟ به همین خاطر عقیده دارم که دانش نباید کوتاه بیایید.
دوم: دانش تصمیم دارد آرام و بدون سر و صدا استقلال خودش را اعلام کند، در این صورت نجات مهره ها و جمع کردن شان وظیفه اوست.
سوم: اقای دانش معاون رئیس جمهور است، باید از قدرت خود استفاده نماید و دیگر اجازه ندهد که فرزندان هزاره به محض اینکه از زمین بلند شد توسط شیوخ یا کشته شوند و یا سکته دلجی گردند!
والسلام
 

۱۳۹۷ فروردین ۱۳, دوشنبه

حزب مسروقه وحدت

ﻧﻴﺴﺘﺎﻥ


حزب مسروقه وحدت!
یونس حیدری
آقای محمد عزیزی مقاله ای زیبایی را پیرامون حزب وحدت واقعی در دوران شهید مزاری و حزب به اصطلاح وحدت موجود نوشته اند، که توصیه می کنم همه دوستان آن را مطالعه کنند.
1-      حزب موجود وحدت شاخه خلیلی مثل دهها حزب دیگر یک حزب قانونی می باشد، قانون می گوید که هر جریانی که بتواند ده هزار کاپی تذکره بیاورد می تواند، یک حزب بنام خودش ثبت و راجستر نماید.
2-      احزاب موجود چون هیچ کدامشان ده هزار هوادار واقعی ندارند، اکثریت مطلق شان یا خانوادگی هستند مثل حزب خلیلی و یا متعلق به یک قریه و یک ولسوالی می باشند، لذا قدرت تهیه ده هزار کاپی تذکره را ندارند، اما همه شان بیشتر از ده هزار کاپی تذکره را به ارگانهای مربوطه ارائه کرده اند، این احزاب چون مشکل مالی ندارند، همه شان با قرار داد با دکانهای فتوکاپی در سطح شهر ها و ولایات هر کاپی را به قیمت های مختلف خریداری می کنند، و کسانی را هم از سر چوک کرایه می کنند مثل فیلم صمد آقا فقط پای فتوکاپی ها انگشت می فرمایند و...
3-      روزی اگر قانون حاکم شود، این اسناد که در وزارت عدلیه همه شان جمع می باشد، مورد دقت لازم قرار گیرد، بسیاری از این احزاب منجمله حزب خانوادگی اقای خلیلی موسوم به حزب وحدت به عنوان مجرمین  باید محاکمه شوند و در پیشگاه قانون به جرم تقلب مجازات گردند.
4-      بنا بر این حزب وحدت که با درون مایه اجتماعیی که در دوران شهید مزاری شکل گرفته بود وجود ندارد، آن حزب پس از مزاری نابود گردید، یارانش توسط  خلیلی در اشکال مختلف از بین رفتند، و دیگر در ماهیت واقعی امر ما حزب وحدت نداریم.
5-      فضای موجود فضایی هست که میشود از طریق رسانه های مجازی در مقابل بسیاری از خودکامگی ها ایستادگی کرد، هزینه بردار هم نیست، همه اگر متحدانه عمل کنند، می شود مجبور کرد که خلیلی برای خودش حزبی نو بسازد، ودیگر از آنچه که ملیونها انسان در پای آن سرمایه گذاری کرده است، سو استفاده نکنند.
6-      حزب وحدت حزبی بود که با مساعی ملیونی مردم شکل گرفت، در آن یک خانواده و یک سمت نقش محوری را نداشت بلکه بالاتر از هفتاد درصد کل هزاره ها سهیم بودند، اما امروز یک خانواده آن را مصادره کرده است. پس متحدانه عمل کنیم.
7-      حزب وحدت وجود ندارد همه در فیسبوک و رسانه های اجتماعی به شکل ازادانه اعلام نظر کنند، زیرا همه در ساخت حزب وحدت واقعی سهم خورد و کلان داشته اند، و کسانی که در این راه قربانی داده اند باید بیشتر از دیگران در این دادخواهی اشتراک نمایند.