۱۳۹۳ آبان ۲۲, پنجشنبه

تقی سفیر نشد



تقی سفیر نشد
یونس حیدری
روایت شده است در تاریخ که از میان هزاره ها بزرگ مردی ظهور نمود که در تاریخ بشر کمنظیر یا بی نظیر بود، این مرد در جامعه ای ظهور کرد که تاریخش پر از ستم و بی عدالتی بود، و هزاره ها در همیشه تاریخ در زیر پای اسپان حاکمان ستمگر ستم پیشه استبداد گر دفن شده بودند، و او آمده بود با صدای بلند انسانی فریاد کشیده بود که همه انسانیم و در خلقت برابر و باید یک جامعه پر از برابری و برادری بسازیم و در آن زیست مشترک داشته باشیم و بر اساس شایستگی صاحب مقام، منصب، ثروت، قدرت، عشق، محبت، لبخند، ماچ ماچ بازی و... شویم.
این مرد بزرگ نامش در تاریخ بشر به نام محترم استاد محمد کریم خلیلی یاد شده است، او در طی سیزده سالی که در مقام و منصب بود، هزاران کار نمود، و چون خلیفه بزرگ دستور منع کتابت داده بود، و گفته بود برای بشر یک کتاب کافیست، هیچ یک از این تلاشهای بی وقفه او ثبت تاریخ نگردیده است، و چون ثبت تاریخ نشده بود، صدها هزار نفر را در مراسم نکو داشت در محلی بنام لویه جرگه  که ظرفیت سه هزار نفر را داشت، گرد هم آورده برای شان نان و شاکلت و پیاز دادند تا انها به یاد داشته باشند که در تاریخ نان و پیاز این بزرگ مرد هزاره را هم خوردند، نانی که نمک نداشت، و پیازی که اشک از هیچ چشمی جاری نساخت، چون هیچ حسینی عاشق هیچ ارینبی نشده بود!
روایت شده  است که این مرد بزرگ در پی تلاشهای بی وقفه اش که هزاره ها را در مقامهای مختلف حکومتی، مراکز علمی، سرچشمه های تجاری و اقتصادی جابجا کرده بود، و زندگی جهنمی آنها را به بهشتی مافوق توصیف تبدیل کرده بودند، در آخرین اقدام خودش یکی از بهترین و شایسته ترین و بی نظیر ترین، توانمند ترین، لایق ترین و در یک کلام یگانه فرزند شایسته هزاره را به حیث سفیر کبیر جمهوری اسلامی افغانستان در قلب جهان، مرکز هستی دنیا "نیویورک"! به حیث سفیر حکمش را از سوی جلالتماب حامد کرزی گرفت و بعد قدرت را به اشرف غنی و تیمش واگذار کردند.
با کمال تاسف شنیدیم که جلالتمآب اشرف غنی حکم حاکم ماقبل خودش را مبنی بر سفیر شدن بی مانند ترین فرزند هزاره جناب محترم آقای تقی خلیلی فرزند فرزانه محترم استاد خلیلی دبیر کل حزب کلان و بزرگ و به قول یک وکیله در پارلمان "کلفت" حزب وحدت اسلامی را لغو و دستور داده است که ایشان را به حیث سفیر در یکی از کشورهای نزدیک اسیایی منصوب دارند تا از چشم دور نشود مبادا خدای ناکرده در میان این همه جار و جنجالهای که این کشور دارد او در میان تکنالوژی عظیم غرب گم شود!
خبر لغو فرمان جناب حامد کرزی مبنی بر سفیر شدن بهترین فرزند هزاره چون فرزند استاد خلیلی می باشد، و هیچ هزاره ای در تاریخ هزاره ها شایسته تراز این خانواده نبوده و نخواهد بود مایه تاسف و تاثر همه هزاره های  جهان شده و تمام هزاره های جهان به مدت سی ثانیه عزای عمومی اعلام نموده و لبخند بر لب جاری کردند.
روایت شده است که بزرگ مرد تاریخ هزاره ها و تاریخ بشر پس از این شکست بزرگ که مایه عقب گرد همه هزاره ها در طول تاریخ گذشته و اینده شده است، ایشان افسرده شده و چاهی عمیق در عمق پنج هزار کیلومتری زمین کنده است و روزها تاشب و شبها تا صبح در این چاه فرو رفته و اشک ریختانده است که مورخان نوشته است حتا نماز جعفر طیار نیز از یاد ایشان رفته بود.
وقتی هزاره ها شنیدند که رهبر خردمند، محبوب، محجوب، خوش لبخند، خوش سیمای، خوش قامت،‌خوش برخورد، خوش دستار، خوش پیزار، خوش چپن، خوش ریش، خوش عینک و خوش نیکرشان محترم استاد خلیلی اینگونه افسرده شده اند، رفتند و همه شان در یک اقدام تاریخی و بی نظیر همه تلاشهای سیزده ساله حکومت ماقبل اشرف را ویران کردند، و برچی که در زمان استاد خلیلی با همکاری جاپانی ها دارای پارکهای زیبا، کودکستانهای مقبول، سرگهای کلان، بلند منزلهای شگفت انگیز،‌جاده های مافوق مدرن،‌ دانشگاههای بزرگ و بی نظیر در سطح دنیا هم در زیبایی و هم در کیفیت تدریس و... ساخته شده بودند را ویران کردند و بار دیگر برچی را شبیه دهه ماقبل کرزی ساختند، تا در ان دیگر اثری از پیشرفت و ترقی و ساخت و ساز و عدالت نباشد، تا دنیا بداند که ستمگران قبیله گرا اجازه نمی دهند بهترین و لایق ترین و شایسته ترین فرزند هزاره در یک سفارت وظیفه داشته باشد.
خبر لغو فرمان کرزی مبنی بر سفیر شدن تقی جان خلیلی در نیویارک باعث تاثر شدید مردم بامیان شد، و این مردم در یک واکنش بی سابقه هزاران رهبری توانمند، دانشمندان بی نظیر، تاجران بزرگ که در سطح بین المللی کار و بار می کردند، اقتصاد دانان فربه و.... که استاد خلیلی با حمایت های مالی و سیاسی و فرهنگی شان در بهترین دانشگاه های غرب پرورش یافته بود، تا باعث افتخار هزاره ها شوند، زیرا استاد خلیلی بارها فرموده بودند که بامیان رزاق من است، اگر بامیان نبود من نبودم و اگر من نبودم هزاره نبود، این لشکر عظیم کدر انسانی را از میان بامیانی ها ساخته بود، انها در یک عمل غافلگیرانه همه شان را کشتند و بار دیگر بامیان را پر از آدمهای دهقان و چوپان و ملا ساختند تا اشک مردم را برای جنازه ای که همه اش را کرم خورده است، را جاری نمایند.
و همه دهقان و چوپانهای بامیان، سرگ گردندیوال را ویران کردند، برجهای بزرگ توریستی ای را که به همت غلغله گروپ در مرکز بامیان ساخته شده بود را با خاک یک سان کردند، پارک بی نظیر بند امیر را از بین بردند و آثارشان را با آب شستند، درختهایی زیبایش را سوزاندند و بار دیگر بند امیر را به شکل تصاویر قرون وسطی ای اش در اوردند.
و هم چنین مردم دایکندی بیل و کلنگ گرفتند و سرگهای پخته کاری شده آن را نابود کردند، درختهایی بادام را سوزاندند و در همه شهر عکس های تقی جان را نصب فرمودند.
این واکنش های شگفت انگیز هزاره ها باعث شد که بار دیگر استاد خلیلی به حیث رهبر صادق و خادم و مهربان هزاره مورد مهر و محبت حاکمان وقت قرار بگیرد و ایشان به حیث مشاور ارشد ریاست جمهوری در امور برغصو برگزیده شود.
من الله التوفیق



۱۳۹۳ آبان ۲۰, سه‌شنبه

مصلی شهید مزاری در انتظار فاجعه!



مصلی شهید مزاری در انتظار فاجعه!
یونس حیدری
-1-
سالها پیش نظام اسلامی ایران که عقیده دارد هدف وسیله را توجیه می کند، به دستور شخص ملا خامنه ای آخوند توسط سازمان استخبارات آن کشور در روز عاشورا در حرم مطهر هشتمین امام شیعیان جهان، بمب گزاری کردند، در آن حادثه جان صدها انسان بی گناه را گرفتند، اما این حادثه توانست که  ملا خامنه ای آخوند را تا امروز مقام و منصبش را بیمه نماید. زیرا با برچسب زدن به به رقبای سیاسی خویش اقدام به یک تصفیه کامل داخلی نماید.
-2-
از یاد نبریم که در اواخر سال گذشته زمزمه هایی شنیده شد که بنیاد امام حسین ساخته می شود، هدف از این بنیاد در حقیقت حذف نام مزاری از مصلی شهید مزاری بود، که با هوشیاری مردم، این طرح توطئه آمیز تا حدودی خنثی گردید، زیرا مردم می دانند، که مزاری نگرشی انسانی داشت، مزاری انسانی نبود که فدای مذهب شود، او عقیده داشت که انسان پیش از آنکه مسلمان باشد یا غیر مسلمان، شیعه باشد یا غیر شیعه انسان زاده می شود، انسان در این دنیا دارای حرمت بزرگ است، انسان در این دنیا مقام خلیفت الهی دارد، هر انسانی با هر آئینی که داشته باشد در نقش خلیفه خدا خلق می گردد، بنا براین مزاری به دنبال عدالت انسانی بود، در تطبیق عدالت انسانی جایگاه هر مذهبی که برای خود پیرو دارد، محفوظ است چه اینکه آن مذهب پیروانش یک درصد باشد و یا بیشتر از بیست درصد.
بنا بر این می توان ادعا کرد که مزاری مدافع هر مذهب و هر آئینی بود که بخشی از انسانها از آن پیروی می نماید. مزاری به دنبال برتری هیچ اندیشه ای و ایدئولوژی ای و قومی نبود، او به دنبال عدالت انسانی بود، او به دنبال حفظ کرامت انسانی بود، او معتقد بود که انسان همان موجودی است که خداوند می فرماید" ولقد کرمنا بنی آدم و..." او راه چاره بحران افغانستان را انسانی سازی همه چیز در این کشور می دانست. این اندیشه برای بسیاری هایی که توق مزدوری برگردن دارند، قابل تحمل نیست، و بنا بر این تلاش می ورزند که نام مزاری هر روز کمرنگ شود، با کمرنگ شدن نام مزاری می توانند عدالت انسانی و کرامت انسانی را در این سرزمین کمرنگ و در نهایت بی رنگ نمایند.
-3ـ
چند سالی است که به وضوح مشاهده می شود که دسته های وابسته به ایران در کابل و بعضی از ولایات کلان به دنبال حرکت های تحریک آمیز مذهبی می باشند، اما در این چند سال با هوشیاری ملت افغانستان کسی تا کنون به این دام نیفتاده است، اما هیچ گاهی نمی توان این نگرانی را نا دیده گرفت، و نمی توان با شناختی که از مشی شیطانی حاکمان ایران داریم، بدون اینکه مردم افغانستان در این دام بیفتد، فاجعه ای را خلق ننمایند، همانند فاجعه حرم امام هشتم شیعیان در مشهد مقدس.
-4-
مدتی هست که در محوطه مصلی شهید مزاری اجنت های ایرانی و ایرانی های مقیم در کلینک پارسیان که متعلق به ایرانیهاست و در کنار مصلی موقعیتش قرار دارد، تحرکات مرموزی دارند، در حالیکه در سالیان گذشته در مصلی مزاری خبری از این برنامه های مشکوک و مرموز نبوده است. این تحرکات مرموز باعث نگرانی هست که در روز های عاشورا و تاسوعا فتنه ای خونین  را ایرانی ها  در این مکان مقدس انسانی خلق نکنند، و انتظار می رود که مردم هوشیاری خود را حفظ کنند، این جواسیس را پیش از فرا رسیدن عاشورا به مرکز فسق سیاسی شان مدرسه محسنی انتقال دهند،  و اجازه ندهند با دسیسه های شیطانی اقدام به برنامه های خطر آفرین برای حذف هویت انسانی ما نمایند. مصلی شیهدی مزاری باید مصلی باقی بماند، و این مرکز همانگونه که خود شهید مزاری برای احیای هویت انسانی و عدالت جان داد، مرکزی باشد برای رشد، تعالی، آگاهی بخشی و انسان سازی نه اینکه مرکزی باشد برای تخدیر و تحمیق انسانها.

افراطیون شیعه خادمان بی مزد داعش



افراطیون شیعه خادمان بی مزد داعش
یونس حیدری
-1-
محرم فرا رسیده است و من این ماه را بسیار دوست می دارم، اما نه به آن دلیل که تیکه داران مذهب از آن خرافاتی ساخته اند و در خورد مردم می دهند و انسانهای غافل را مورد بهره برداری های اقتصادی و سیاسی قرار می دهند.
من ماه محرم را به آن خاطر دوست دارم که در کنار روایت قیام حسین، روایت عشق بازی با ارینب هم وجود دارد. روایتی که تلاش شده است همیشه در زیر خروارها خاک فراموشی دفن گردد، اما همانند روایت دیگر یک نقل تاریخی است.
در این روایت ما می خوانیم که حسین و یزید هر دو شیفته و دلباخته یک زیبا روی شده بود، این زیبا روی شوهر دار هم بوده است و با حیله ای که در دین جواز دارد، اورا از شویش جدا می کنند، و حسین او را به نکاح خویش در می آورد، و یزید دلباخته دیگر نمی تواند تحمل کند که "ارینب" این زیبای عرب در آغوش حسین باشد، و از حسین مطالبه جنگ می کند که هرکس زنده ماند، ارینب از او باشد. دو عاشق برای وصال به مصاف هم می روند، حسین و یزید در برابر عشق شان صادق اند، و حسین همانند حسن برادر بزرگش دمدمی مزاج نیست، بلکه دلباخته و دل داده می باشد، و تن به این جنگ می دهد که باید یا او یا یزید زنده بمانند تا در آغوش "ارینب" زندگی  شیرین و لذت بخشی داشته باشد.
در این مبارزه حسین نا کام می ماند، و یزید به پیروزی میرسد و ارینب را در اختیار می گیرد.
-2-
چند سالی است که جریان افراطی شیعه با امکانات ایران در کابل اقدام به نمایش هایی مضحکی می نمایند، که فقط با هدف تحریک احساسات دیگران و نقض حقوق شهروندی آنها می انجامد، و هرساله این مانورها در سطح شهر توسعه می یابد، که بیشتر از آنکه عزاداری به شمار رود رقاصی های بیرقی می باشد که در سطح شهر باعث رنج و عزاب همه شهریان کابل می گردد.
این مانورهای تحریک آمیز در حالی رخ می دهد که ایرانی ها خود امکانات وسیع در اختیار افراطیون اهل سنت هم قرار می دهد تا بتواند فاجعه دیگری را در این ملک بنام مذهب، ایجاد نماید.
-3-
از زمان ظهور ملا خمینی آخوند، بعد ملا عمر آخوند و ملا بن لادن و حال هم الامام البغدادی می بینیم که همه شان در یک مسیر تطبیق اسلام حدیثی تلاش می ورزد، اسلام حدیثی که مبتنی بر روایات عصر جاهلیت عرب و پس از آن می باشد، با هدف ضربه زدن به دین و اسلام  شکل گرفته است.
اسلام هدیثی دقیقن همان چیزی است که ملا خمینی و ملا عمر و ملا بغدادی و بن لادن مطرح می کنند، اما از یاد نبریم که همه این ملاها در یک شبکه استخباراتی خاص که در یک کشور خاص می باشد آموزش داده شده اند و در خدمت آنها می باشد.
بگذریم که ملا خمینی آخوند و ملا عمر و بن لادن چقدر در وظایف محوله موفق بودند یا نا کام، ولی از حق نگذریم که امروزه ملا بغدادی و داعش اش به شکل وحشت ناکی در حال توسعه در کشورهای مختلف اسلامی و از آن جمله افغانستان می باشد.
رشد جریان داعشی در افغانستان این نگرانی را به وجود می اورد که به زودی فتنه جنگ مذهبی همانند عراق و ... در افغانستان نیز شروع شود. و از این جنگ کشورهای مختلف از جمله ایران سود سر شاری می برد. و سوال این است که آیا با افراطیت شیعیان آنها عملن به عنوان سربازان داعش عمل نمی کنند؟
آیا به اصطلاح عزاداران حسینی این روزها در کابل به گونه ای جاده ها را برای ورود داعشی ها جاروب نمی کند، و در نهایت برای قتل عام خود زمینه سازی نمی کنند؟
در فردای که داعش اقدام به قتل عام کنند، ملاهایی که این روزها در مساجد کابل دعای عاشورا مملو از حماقت را می خوانند، در کابل خواهند بود یا اینکه با ویزاهایی که در جیب دارند در قم و مشهد رسیده و در آغوش صیغه ای های ایرانی خود همدم و هم نفس خواهند شد؟ می بینیم که در صورت بروز هرنوع فاجعه ای یک اخوند هم در کابل نمی مانند و تاوان افراطیت اجیران ایران را مظلوم ترین انسان این سرزمین پرداخت خواهد کرد.
ایا زمان آن فرا نرسیده است که جریان چیز فهم هزاره وارد میدان شوند و حقایق را بر ملا کنند و انسان های مسخ شده نجات بدهند؟




ماه محرم فرا رسیده است، ماهی که در آن دکانداران مذهب جشن دارند، و اشک از چشمان بعضی از افراد غافل و بی سواد جامعه جاری می نمایند و بابت این اشک ریزی اجرت دریافت می کنند.
این دکانداران واقعه کربلا را وارونه کرده اند، از آن یک تراژدی ترسیم می نمایند، تا با بیان آن بتوانند دلها را محزون و عقلها را بخوابانند. ما در این نوشتار منکر تراژیک بودن عاشورا نمی شویم، اما تلاش می کنیم که زاویه ای را که آنها تلاش کرده اند در زیر خاکهای تاریخ دفن کنند را کمی بر ملا کنیم. در کتاب های مختلف تاریخی اسلام نقل شده است از آن جمله در کتاب: الامامه و السياسه ابن قتيبه دينوري متوفاي 276 هق از مصادر تاريخي اسلام است. که نقل می کند "عبد الله بن سلام" زنی داشت بنام "اُرَيْنَبْ" این زن بسیار زیبا بود، انچنان زیبا که در وصف شاید نگنجد، این زیبا رخ دل یزید را ربود، وقتی چشمان حسین بن علی هم او را دید، دلداده او شد، حسین دیده داشت و دل، دیده اش جمال بی مثال ارینب را دید و دل دلباخته او شد.
حسین و یزید هر دو عاشق شده بودند، روایت است که حسین صاحب ارینب شد، یعنی او را به نکاح خویش در آورد، در حالیکه به حیله یزید شوهرش طلاق داده بود، حال چه به نکاح در آورده بود یا نه، رقابت سختی میان یزید و حسین برپا شده بود. چاره ای نبود که باید یکی از آنها به وصال می رسید، ارینب یا متعلق به حسین می شد و یا یزید، راه دیگری وجود نداشت، ناگزیر بودند که هر دو تن به دوئلی بزرگ دهند.
این تصویر از تاریخ نشان می دهد که عشق زمینی در میان حسین و یزید از چه جایگاهی برخوردار بوده است، عشق مقدس است، و عاشق باید صادق باشد، عاشقی که صادق است در برابر عشق می بینیم هیچ چیز برایش ارزش ندارد، به جز معشوقش، و ارینب این زیبا رخ یگانه دلیل زنده ماندن و زندگی کردن حسین و یزید شده بود، حسین و یزید باید در مصاف هم می رفتند تا برای تاریخ پاکی عشق و قداست آن را به یادگار بگذارند.
حسین و یزید برای وصال ارینب تن به این جدال سخت و سنگین دادند، و سر انجام حسین برای ارینب جان خویش را فدا کرد.
تا باشد درسی برای همه عاشقان که اگر صادقانه عاشق شده اند، تا وصال معشوق باید لحظه ای هم درنگ نکنند. یا وصال یا نیستی؛ درسی که حسین به عاشقان اموخت.

۱۳۹۲ اسفند ۲۶, دوشنبه

حذف مزاری با زور امام حسین!


یونس حیدری
1-      از یاد نمی برم که روزگاری خود خلیلی می گفت که جریان ضد مزاری با تمام قدرت در تلاش هستند که از نامگذاری سرگ دشت برچی به نام شهیدمزاری جلوگیری کنند، این خواست مقامات ایران هم بود که هیچ مکانی به نام شهید مزاری نا م گذاری نگردد. جایگزین نام شهید مزاری را برای سرگ برچی نام یکی از امامان شیعه بود، اما اقای خلیلی می گفت من باتمام تلاش خود از این حرکت مذبوحانه جلوگیری می کنم. حد اقل ادعا داشت که برای تثبیت نام سرگ برچی به نام شهید مزاری با اقای رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ پرخاش کرده است و گفته است که چون این موضوع در کابینه فیصله شده است، اگر بناست فیصله کابینه نقض گردد، من حرفی ندارم همه فیصله های قبلی در هر موردی که بوده است هم باید نقض گردد.
2-      در نوزدهمین سالگرد شهیدمزاری امااین بار اقای خلیلی بود که سخنان شگفت انگیزی می گفت، او گفت که به زودی بنیاد امام حسین را ایجاد خواهد کرد،(نه بنیاد شهید مزاری!) این بنیاد با اهداف بلند تشکیل خواهد شد. شنیده ها از حواریون اقای خلیلی حکایت از ان دارد که این بار مصلی شهید مزاری هدف تغییر قرار گرفته است. بناست مصلی شهید مزاری مرکز بنیاد امام حسین شود. یعنی دیگر نیازی نیست که مصلایی بنام شهید مزاری وجود داشته باشد.
3-      نام مزاری برای ایرانی ها لولو خور خوره شده است، البته این چیز تازه ای نیست، همان زمان که شهید مزاری لگد زد به برج بلند ولایت و گفت من روزگاری دنبال طرح ولایت فقیه بودم اما بعد دیدم که اشتباه کرده ام، در افغانستان موجودیت ما در خطر است، ایرانی ها باب دشمنی را گرفت و تا اخر همه می دانند که چه کرد. اما آنچه که برای من و همه مردم جالب است چرخش اقای خلیلی به شکل رسمی از مسیر شهید مزاری و بازگشت به دشمنان شهید مزاری می باشد.
4-      سیاست ایران در منطقه؛ ایران در منطقه به دنبال ایجاد خط شیعی و نفاق مذهبی می باشد، همان کاری که در عراق به موفقیت رسانیده است، در پاکستان وجود دارد، برای خط مرزی میان شیعه و سنی و ایجاد تنش فرقه ای ایران هزینه های بلندی رامتقبل می شود، بارها مقامات ارشد ایرانی در دیدارهایشان با دستکی هایشان گفته است که ما در جهان فقط بر روی مذهب گرایی (نه دین گرایی) بودجه اختصاص می دهیم. ایران دارای سیاست کلان و دراز مدت در منطقه می باشد. سیاست ملی ایران اقتضا می کند که برای رسیدن به اهداف ملی شان، از ستراتژی نفاق مذهبی سود جوید. این سیاست در راستای ژاندرم شدن منطقه ای ایران قابل تحلیل و بررسی می باشد. که در این راستا همیشه تلاش کرده است و می کند.
5-      ایران همیشه در طول تاریخ در قبال افغانستان سیاست مشخصی داشته است، سیاستی که تامین کننده منافغ ملی آنها بوده است، امروزه منافع ملی ایران به شدت بیشتر از سایر کشورها باهم گره خورده است، سالهای خشک سالی برای ایران در راه است، یکی از سرچشمه های ابی ایران افغانستان می باشد. اگر در افغانستان ثبات سیاسی به وجود بیاید ایران خسران مبین خواهد کرد، یا باید بهاء آب را پرداخت کند و یا احتمال دارد که یک دولت مقتدر همه ابهای جاری را بر زمین های خشک افغانستان بکشاند و به ایران هیچ ابی ندهد.
قطع آب به معنای مرگ بسیاری از زمین های ایران در سیستان و بلوچستان و خراسان خواهد بود، و حد اقل گفته می شود که ایران سالانه در حدود صد ملیارد متر مکعب آب از منبع افغانستان دریافت می کند، اگر همین مقدار آب را در نظر بگیریم که هر متر مکعب آب هم یک دالر باشد نه دو دالر مبلغ آن مشخص است که سالانه چقدر ایران سود نقدی می برد، سوال این است که ایا در نظر است یک ملیارد دالر آن را به بنیاد امام حسین اختصاص دهد توسط آقای خلیلی که ایشان تصمیم گرفته است این بنیاد را ایجاد کند به جای مصلی شهید مزاری؟
6-      اقای خلیلی گفته می شد انسان زیرکی هست، زیرا با همین زیرکی توانست شهید مزاری را از سر راه خود دور کند، جایش را بگیرد، اما تلاش کرد که برای مدتی تثبیت کند هزاره ها شیعه نیستند، بلکه هزاره هستند، و هزاره ها پیروان مذاهب مختلف اسلامی و... می باشد. اما حالا چه شده است که در ماههای پایانی عمر سیاسی خویش به فکر شیعه سازی هزاره ها افتاده است؟ آیا شیعه سازی پروژه ای جدید برای بازی های سیاسی اقای خلیلی می باشد؟ گزارشهای تایید ناشده ای وجود دارد از سفر پنهانی ایشان در این اواخر به تهران و بعضی از منابع گفته است که ایشان به تهران نرفته است بلکه ساعتها در سفارت ایران مذاکره داشته است. هرچه که باشد. مهم نیست، اما خوب بود که آقای خلیلی در این اخر عمر سیاسی خودش نامی نیک در تاریخ کشور بر جای می گذاشت، دولت مردی نا کام، بهتر از این بود که شخصی که به افغانستان و هزاره و شیعه خیانت کرد! برای تامین منافع ملی ایران!
همه می دانند که مشی مذهبی، یک مشی ایرانی برای تامین منافع آنهاست، اما منافغ افغانستان برادری و برابری میان همه اقوام می باشد. و طرح ایجاد بنیاد امام حسین قبل از آنکه یک طرح وطنی باشد، طرح پروژه ای برای تامین منافع اقتصادی و سیاسی ایران است و جای تاسف دارد که از زبان چهره ای مثل خیلیلی شنیده می شود. همان طرحی که اقای محسنی نتوانست به پای عمل برساند اقای خلیلی تصمیم گرفته است آن را عملیاتی کند.