۱۳۹۸ مرداد ۲۲, سه‌شنبه

۱۳۹۸ خرداد ۲۷, دوشنبه

اعلمیت، پیش شرط جریانهای مافیایی مرجعیت!




یونس حیدری
اپیزود اول:
دو خاطره:
1-      ملا اراکی،  بزرگ مرجعیت قم وقتی مرد، من در شهر ملا پرور قم بودم، دوستی داشتم که در چاپخانه های ایرانی ها کار می کرد، از جریانات چاپ هم خبر هایی دقیق داشت، نقل می کرد، یک شب بعد از مرگ اراکی پنجاه رساله عملیه از پنجاه آخوند همزمان زیر چاپ رفت،که ادعای مرجعیت داشتند!
چندی بعد شنیدم بعضی از این مراجع سراغ سرمایه دارها رفته اند و با آنها وارد یک معامله جالب شده است!
جناب مجتهد از سرمایه دار خواسته است که وجوهاتش را به او بپردازد، و پس از پرداخت تحفه آقا امام زمان را برایش هدیه می دهد! جناب تاجر مثلن ده ملیون وجوهات شرعی خودش را امروز تحویل مرجع می داد و رسید کامل دریافت می کرد، فردای آن روز جناب مجتهد یک بسته که حامل پنج ملیون هدیه حضرت ولی عصر بود به عنوان تحفه و برکت تجارت اقای تاجر برای او می فرستاد!
2-      چندی قبل هم اشارتن یاد آور شدم جریان مرجعیت آقای محقق کابلی را و اینجا بازگو می کنم، که در آن زمان همه علمایی نجفی ای که وجود داشتند، اننگشت اعلمیت را به اصطلاح به سوی مرحوم محقق خراسانی نشانه می رفتند، اما او به همه تفهیم کرد که اعلمیت در مرجعیت پیسه و قبیله پیسه دار است! کسیکه در میدان مرجعیت می رود، باید از سوی قبیله اش در میدان با جیب خالی، دستر خوان خالی، دفتر خالی باقی نماند!!
هزاره های آنروز!  اکثریت شان فقیر بودند، و محقق خراسانی از قبیله ای بود که همه شان امروز کار می کردند تا شب و صبح بخورند، یعنی ثروتی نداشتند که چیزی بنام سهم سال را بفهمند، گیریم سهم سال داشته باشند، غریبی که تا شب حمالی و یا گیل کاری و یا گاو داری کار می کرد مگر چقدر پس اندازش می شد که سهم سالش بتواند چرخ غول پیکر اجتهاد را بچرخاند؟ به همین خاطر بود که محقق کابلی در میان هزاره های آنروز تنها گزینه اعلم در حوزه اقتصادی و قبیله ای در میان هزاره ها بود!! در حالیکه همان زمان غولهای نجفی دیگری هم آنجا بودند، چنانکه امروز هم هستند، اما نانی برای خوردن ندارند، تا چه رسد به اینکه خواب مرجعیت را بنگرند، در این مافیا بازار مذهبی!
اپیزود دوم:
با مرگ امام اول هزارهای شیعه مذهب جناب محقق کابلی موجی از شادی و شور و شعف در فضای مجازی میان هواریون امامان در کمین! ایجاد گردید که برای من مایه تاثر و تاسف بود! البته بعضی از این امامان واقعن زیبا با سکوت برخورد کردند، اما بعضی دیگر تا مرز تهمت زنی در فضای مجازی پیش رفتند!
1-      گاهی آدم چیزهایی را می بیند، و می شنود در این دنیا که می ماند چه بگوید! مثلن اقای الف خیلی ادعای روشنفکری دارد، ادعای دلسوزی دارد، ادعای چیز فهمی هم دارد، در خلوت همه سنتها را نقد می کند، ادعا می کند که همه شان افیون است، اما همین اقای الف بعد از مرگ امام اول هزاره ها در کنار یک امام کاندید! که نمی دانم قومایش هست یا همشهری اش قرار گرفته است و به شدت از او کمپاین می کند  و بر علیه اعلم های اقتصادی دیگر می تازد و صدها بر چسب در فضای مجازی بر آنها وارد می کند تا کاندید امام! او برنده میدان امامت شود و پیداست که برای خود نیز جیبی به درازای تاریخ جوال کشور دوخته است!
2-      حرف من این است، تا کی ما زندگی دو گانه باید داشته باشیم؟ چرا همین آقایان الفی! که در کنار کاندید امامان ظهور کرده اند، اول جیبهای خودشان را قیچی نمی کنند؟ دوم چرا نمی ایند وارد فضای رقابت سالم شوند؟ مگر فلسفه وجودی اجتهاد استنباط از احکام شرعی بر اساس نیاز زمان و مکان نیست؟
اگر اجتهاد به معنای اعلام آرای به روز رسیده می باشد؟ بیاید اعلام کنید که مراجع شیعه در طول تاریخ چند درصد توانسته اند نو آوری در فتواهایشان کنند؟
ایا امروز زمان آن فرا نرسیده است که با اجتهاد های تازه وارد میدان رقابت و به جستجوی مرید یابی رفت؟ ما چه بخواهیم و چه نخواهیم تا کنون دو کاندید امام یکی ارام و دیگری با شدت اقدام به صدور فتواهای جدید کرده اند، یعنی امام فیاض و امام محقق نسب! اما دیگران در کجای این بازی قرار دارند؟
ادعا کرده اند، که ماهانه بیشتر از صد ملیون افغانی در آمد دفاتر اقای محقق کابلی از منبع وجوهات شرعی داشته است! اگر این رقم در افغانستان صحت داشته باشد، نشان می دهد که ما با ارقام وحشت ناک اقتصادی مواجه هستیم، زیرا در آن زمان تنها دفاتر امام کابلی فعال نبودند، بلکه بسیار دفاتر دیگر هم اقدام به این کار می کردند! در آن صورت ما با ارقام بسیار درشتی مواجه می شویم!
چرا کاندید امامان نمی ایند، در همین اغاز فتوا نمی دهند که هرکس مقلد او شد! او از منبع در آمد وجوهات شرعیه در  افغانستان، برای فرزندانشان مراکز علمی، مراکز تحقیقی، مراکز آموزشی، مراکز تخصصی طبی و... می سازند تا نسل بعد شان نسلی عزتمند و صاحب دانش و ارزش شوند! ایا صدور چنین فتوایی بسیار دشوار است؟ چرا نمی ایند فتوا نمی دهند که پس از این مثلن پنجاه درصد وجوهات باید صرف بورسیه های تحصیلی صاحبان این ثروت در قریه ها و مناطق شان شود؟
چرا و چرا؟؟؟
اما می بینیم که اکثریت کاندید امامان علاقه مند هستند فقط بی سر و صدا از این دسترخوان چرب سود ببرند و بدون اینکه بگویند این همه ولخرجی اصراف است!!
3-      مقوله اعلمیت!
اعلمیت در اجتهاد شیعه همیشه یک دروغ شیادانه بوده است! در زمانیکه ملا خمینی آخوند رساله اش توسط عوامل و پمپاژ اقتصادی انگلیسی ها به زیور چاپ آراسته گردید مگر با بودن غولهای فقهی در نجف کسی او را اعلم می دانست؟ اما چون پمپاژ استخباراتی بود، خمینی هم مرجع شد، هم امام شد و هم...
از مکتب نجف که عبور کنیم، به مکتب قم بیاییم ایا با بودن مثلن شیخ حسینعلی منتظری کسی دیگر می توانست ادعای اعلمیت کند؟ می بینیم که او را در خانه اش زندانی کردند، اما خود خامنه ای و دهها دغل باز دیگر صاحب رساله و ادعای مرجعیت شدند! ایا آنها اعلم بودند؟ ایا و آیا
در فضای موجود کشور دو امام کاندید  اعلم در حوزه اقتصادی هست که امام فیاض و امام فاضلی می باشد! که یکی از دسترخوان خویی بهره می برد و دیگری از دسترخوان محقق کابلی! بنا بر این این دو زیاد نیاز به تخریب دیگران ندارند، به همین خاطر هم با تامنینه حرکت می کنند و کاندید امام سوم جناب محقق نسب که از بیخ جمع آوری وجوهات شرعی را حرام اعلام کرده و آن را دزدی می داند.
می ماند سایر کاندید امامان مثل امام واعظ زاده بهسودی، امام موحدی نجفی، امام امینی که حتا نتوانستم یک عکس از او پیدا نمایم و...
سخن آخر: دوستانی که بر طبل اعلمیت می زنند و دوستانی که بر طبل مقیم بودن می زنند فکر می کننم هر دو به کجراه آدرس می دهند، مشکل نسل امروز عبور از این خرافات است، عبور از این خرافات ممکن نیست مگر اینکه اصلاح در صدور فتوا یا به قول قدما اجتهاد واقعی که ابطال سنتهای کهنه و خلق روشهای جدید می باشد صورت گیرد.
پس زیاد به فکر دوختن جیبهای کلان برای خوردن مافیایی وجوهات شرعی نباشید که نسل امروز آهسته و پیوسته در حرکت است و در فردای تاریخ مدعیان روشنفکری نقابدار باقی نماند!
بدرود 









۱۳۹۸ خرداد ۲۲, چهارشنبه

ضرورت حرم طلا پوش امام محقق کابلی در کابل!





یونس حیدری
1-      حوادث غرب کابل به گونه ای پیش رفت که مزاری در مقابل خودش دو گزینه بیشتر نداشت، یا اطاعت از جمهوری اسلامی ایران و قربانی نمودن هزاره ها پای منافع ایران! یا پشت کردن به منافع ایران، و قربانی دادن و در نهایت عزت خریدن برای هزاره ها در افغانستان!
مزاری اما گزینه دوم را به قیمت جان خودش انتخاب کرد، تا هزاره ها همیشه در تاریخ افغانستان وطن پرست و خادم باقی بمانند. به همین خاطر پیامی برای شورای مدرسین افغانی حوزه علمیه مشهد فرستاد که از میان خودشان بر سر مرجعیت مذهبی یکی را انتخاب نمایند، تا وابستگی مذهبی هزاره ها به مراجع مذهبی ایران پایان یابد.
2-      پس از مواصلت این پیام، مدرسین مقیم مشهد نشستهای متعدد دایر کردند، تا یکی را به عنوان مرجع تقلید معرفی کنند و... تا جایی که حافظه یاری می دهد، به روایت اعضای شرکت کننده اتفاق نظر روی مرحوم محقق خراسانی بود، که ایشان واقعن در میان ملاها در آنروزگار بی بدیل بود، اما ایشان با یک استدلال ساده و منطقی همه را کیش و مات نموده بودند.
استدلال محقق خراسانی اینگونه روایت می گردید: من از قوم فقیر هستم، تعداد عایله خانه زیاد می باشد، وقتی علم مرجعیت را بلند کنم، شهریه ماهانه ام از حوزه علمیه قطع می گردد، آنگاه حتا توان تهیه نان و چای خانواده را هم نخواهم داشت، در این صورت شکست من تنها به من مربوط نمی شود، بلکه این شکست دامن تمام هزاره ها را خواهد گرفت و دیگر هرگز کسی جرات نخواهد کرد که ادعای اجتهاد نماید و...
این پاسخ قانع کننده بود، در ادامه این استدلال ایشان آدرس محقق کابلی را می دهند و بازهم استدلال می کنند: محقق کابلی تنها ملایی هست که تعلق به یک قوم با اقتصاد تر در میان هزاره ها دارد، سالهاست که قومای ترکمنی جهان دیده شده اند، هم آغوش پول و اقتصاد شده اند، ما علما هم اگر مردانه از او حمایت کنیم، من امید وارم هستم که قومایش با دادن سهم و خمس شان ما را سرشکسته ننمایند و....
اینگونه بود که مرغ اجتهاد بر سر آقای محقق کابلی نشست.
3-      نسل جوان و حمایت قاطع مزاری کبیر باعث شد که خیلی زود مرجعیت اولین امام هزاره ها یعنی محقق کابلی تثبیت گردد، هرچند در شکستن تابوی مرجعیت که متعلق به ساداتی بنی هاشم و ایرانی تبارها بودند، پیروزی از آن ما بود، اما دیری نگذشت که طعم این پیروزی هم پرید!
4-      ایرانی ها به راحتی توانستند مدیریت این مرجع تقلید را به دست بیاورند، حتا شنیده هایی وجود داشت که بخشی از پولی که در افغانستان از مردم به عنوان سهم و... جمع آوری می گردید، به خواست ایرانی ها به مصرف می رسید که تامین کننده منافع سیاسی آنها بود و...
5-      به هرحال خوبی امامت محقق کابلی در این بود که سد مرجعیت در میان ملاهای شاخه هزاره  شیعه افغانستان شکسته شد، و بعد از آن امامان دیگری ظهور کردند که در جای خودش قابل قدر می باشد.
6-      اما اینکه ما نتوانستیم این مرجع تقلید را با منافع ملی افغانستان هماهنگ کنیم، یا خواست مزاری کبیر که بومی سازی مذهب بود بر آورده نگردید، یک شکست به حساب می اید.
7-      اما حالا من خواهان دفن اولین امام معصوم هزاره در غرب کابل می باشم:
-          زیرا هنوز ما فاصله زیاد داریم تا جامعه ما به یک باور علمی و منطقی برسد، بنا بر این تا آنزمان ما باید گام به گام به بومی سازی شیعه در افغانستان بپردازیم.
-          جامعه شیعه ذاتن مرده پرست هستند، آنها مرقد یک امام را کمیشن کار و یا والی  خدا می دانند، در این صورت خوب است که ما دارای یک یا چند حرم مطهر که متعلق به امامان معصوم هزاره باشند، داشته باشیم، مثلن حرم مطهر حضرت امام محقق کابلی! امام فیاض چاغوری، امام موحدی، امام بهسودی و... که دیر یا زود همه شان به ملاقات خدا خواهند رفت و در این صورت ما جامعه را از زیارت اشباع خواهیم کرد. خوب است این حرمهای مطهر همانند حرم های امامان عربی در مشهد و نجف گنبد هایشان از طلا و نقره پوشیده شود و من یقین دارم که قومای ترکمنی این توان را دارند و ...
8-      مصلی شهید مزاری بهترین مکان برای ساخت یک حرم مطهر با گل دسته های طلا و سقا خانه طلایی و ضریح فولادی و قبری مجلل از طلا و نقره می باشد! امید وارم مردم و جامعه برای ساخت این حرم مطهر و استقلال زیارتی از هیچ کوششی دریغ ننمایند.
بدرود

۱۳۹۷ آذر ۲۳, جمعه

کریم اقا آخان یا مهدی موعود کدامیک شایسته تقدیراند؟



یونس حیدری
شامگاه گذشته پستی به مناسبت میلاد کریم اقا خان گذاشتم، از کارکردهایش در مقابل کار نکردهای مهدی شیعیان تجلیل کردم، اما مومنینی آمدند پستهایی گذاشتند که من ناچار شدم آن پستها  را پاک کنم و یک موجود مقدسش را  بلاک نمایم
اینجا تصمیم گرفتم این موضوع را جدی تر و عمیق تر بشکافم.
1-      کریم آقا خان امام حاضر مومنین اسماعیلیه می باشد، این امام در افغانستان تلاشهای زیاد انسانی کرده است، این تلاشها نیاز به بیان نیست چون اکثریت مردم می دانند و حتا در بامیان که اکثریت شان غیر اسماعیلیه می باشد، شفاخانه مجهزی را ساخته است وباید گفت اقا خان  برای پیروانش صادقانه خدمات عرضه می کند و...
2-      اما امام زمان ما! یکهزار سال است که ناپدید می باشد، برخلاف باور های دینی که مومنین عقیده دارند خداوند سبحان رزاق است و هر انسانی را رزق می دهد، اما امام زمان ما رسمن اعلام کرده است که از جدول رزق خوری خدا رانده شده است، (دلیلی بر این مدعا نواب سازی ایشان برای جمع اوری پول)و ناچار پناه به سهم امام آورده است. ایشان خود که فراری می باشد، دهها نایب بر حق برای خود در جهان تشیع تعیین کرده است که در میان شیعیان بروند و از تمام اندوخته های یکساله آنها سهم امام و خمس بگیرند.
3-      در میان شیعیان امام زمان نواب فربهی دارند از لحاظ اقتصادی که دهها آقا خان تنها در جیب چپشان قرار می گیرند!! اما من کاری به آنها ندارم چون مرکز آنها در بیرون افغانستان است، اما اینجا به سراغ نهیف ترین نایب ایشان در افغانستان جناب آقای محقق کابلی می روم.
4-      گزارشهایی وجود دارد که روزانه مبلغ ناقابل سه لک (سیصد هزار)افغانی تنها دفتر پل سوخته محقق کابلی در کابل وجوهات شرعی جمع آوری می کند، شما بر این رقم ارقام جمع آوری شده دفاتر ایشان در هرات، مزار، غزنی، بامیان و غور را هم اضافه کنید. روزانه چه رقمی به دست خواهد آمد؟ شما این رقم را ضرب سی روز کنید و ببینید در ماه چند می شود؟ تنها نایب ضعیف آقا امام زمان ماهانه دهها ملیون افغانی در آمدش می باشد!! در کنار ایشان مراجع دیگری که وجود دارند داخلی و خارجی را هم اضافه کنید، می بینید چه رقم وحشت ناکی این مراکز از جیب مردم خارج می کنند.
نمی دانم مصرف آقا امام زمان به همراه خانواده احتمالی اش و فرزندان هزار ساله شان چقدر می باشد؟ که این همه نواب هنوز هم بی رحمانه از مردم جمع می کنند تا شکم آقا سیر شود!!
5-      حال بیایید در تمام مناطق شیعه نشین افغانستان پیدا کنید چند شفاخان، مکتب، دانشگاه و ... ساخته است؟ شما حساب کنید سالانه دفتر نهیف ترین مرجع تقلید جناب آقای محقق در کابل چقدر در آمد دارد؟ ایا با این در آمد نمیشود ما صاحب بهترین دانشگاه ها و بهترین داکتران با اعتبار علمی جهانی، بهترین اقتصاد و... داشته باشیم! اما چرا جناب حضرت مهدی به نواب خودش اجازه نمی دهد تا از این پولها برای خدمات عامه استفاده شود؟
6-      دنیای جدید دنیای علم است، با همین سهمی که امام زمان همیشه فراری از جیب مردم می گیرد، میشود شیعیان صاحب بهترین کمپنی های بزرگ جهان شود و میشود بزرگترین مراکز تحقیقات علمی را ساخت! اما چرا امام زمان و نوابش می هراسند، از این پول در ساختن مراکز علمی و تحقیقات علمی استفاده نمی کنند؟
ایا شما از شیعیان افغانستان که مرجع تقلیدشان و نواب امام زمان شان دارای در آمدهای نجومی هستند، یک نفر سراغ دارید که متخصص کامپیوتر و نرم افزار و سخت افزار و... باشد که دیگران محتاجش باشند؟
ایا نمیشود با این پولها ما بهترین مراکز علمی، تحقیقاتی، اقتصادی را بسازیم تا دیگر پیروانشان این همه رنج نبرند؟
ایا فکر نمی کنید حضرت ولی عصر از رشد، دانایی، بینایی و ترقی پیروانشان می هراسد؟ ایا نواب ایشان فکر نمی کنید در جامه ای از دروغ از مردم اخاذی می کنند و می هراسند اگر مردم دارای تحصیلات و آگاهی و دانایی شد دیگر بازار چور آنها برای همیشه بسته خواهد شد؟ و دهها سوال دیگر
در نهایت: آیا کارکردهای کریم اقا خان به تناسب مهدی فراری شیعیان دوازده امامی انسانی تر و قابل تقدیر تر نمی باشد؟