۱۳۹۲ آبان ۵, یکشنبه

صدای زنان توسط کی ها باید انعکاس داده شود؟



ارسالی؛ عارفه پیکار


 وقتی می خواهم از زنان وزن بودن وجایگاه وموقف زن در اجتماع بنوسیم وبگویم در قدم نخست پرسشهایی در ذهنم خطور می کند که باید در قدم اول بدانم که نقش زن در جامعه ما  چگونه است؟ ایا نهادیی که در ظاهر مدافع حقوق زنان قلمداد می شوند،آنچنان که در زبان  ادعای دفاع از حقوق زن را دارند در عمل  چی کرده اند؟ وایا با  وجود چنین نهاد ها  می توان برای زنان افغانستان از فردای نوید بخش از فردای بی طوفان سخن گفت؟ آیا زنان می توانند به چنین شعار هایی که از طرف این نهاد ها سر داده می شود حساب کنند واصلا ً ما باید به شعار تکیه کنیم ویا به عمل؟ آیا شعار عمل را مشروعیت می بخشد ویا  عمل شعار را؟ آنچه به وضوح برایم قابل دید ولمس است این است که در شرایط فعلی کشور حتی زنان در حق زنان بی رحمانه ظلم وستم را روا می دارند.زنانی که تحت عنوان مدافع وحامی زن فعالیت دارد بیشترینه در صدد حفظ موقف  ومنفعت های شخصی اش است تا اینکه واقعا در راستای اعاده حقوق زن کار وپیکار نماید وبا وجود چنین زنان رهبر  نمی توان از فردای بهتر از امروز  حرف زد.آنچه  باعث تشدید وضعیت بهرانی زنان در افغانستان گردیده است بر علاوه سایر عوامل غیر مسلکی بودن زنان مدافع وضعف مدیریت شان در راستای فعالیت های پلان شده شان می باشد وهمین است که همواره به بن بست می خورند که نمونه بارز آن قانون منع خشونت ومراحل تصویب آن است .چرا این قانون تصویب نشد؟ می دانم کسانی هستند که خود زنان دارند نه زن خانواده ها دارند نه خانواده وبیشترینه عیاشی دارند تا زندگی بلی تصویب چنین قانون دست وپای آنانی که بنام عرف ،اسلام و بنام فرهنگ بیشترینه  بهره را می برند می بندد. چرا چنین شد چون بر اساس یک پلان طرح شده وسنجیده شده بنود، چون نمی دانستند چی وقت باید کدام فعالیت انجام شود آنچه در رهبریت مهم است فرق نمی کند رهبریت یک جامعه باشد،رهبریت بک قشر خاص باشد ویا رهبریت دنیا باشد در قدم نخست آنچه برای رهبر مهم  است درک درست از وضعیت ها وحالات است،رهبر در واقع همچون شکارچی ماهر باید در جستجوی صید(هدف) خویش باشد ومتاسفانه آنچه در زنان رهبر افغانستان  می بینم ضعف مدیریت و عدم مهارت های کافی در عرصه رهبری و در ضمن عدم آگاهی از کار کرد ها وفعالیت های زنان رهبر وچگونگی پیروزی شان در راستای تحقق اهداف شان است که می تواند دلیل دیگر  باشد که زنان رهبر افغانستان با وجود زحماتی که نمی خواهم و ونمی توانم چشم بپوشم، موفق شوند.
زنان در افغاستان با وجود ناملایمت های اجتماعی توانسته نقش های خوب وارزنده ای را ایفا کنند  که حتی قربانی وقیمت های هنگفتی را هم پرداخته اند وهمچنان هر روز می پردازند ولی برایم جای سرور است که زنان ا ین سر زمین اگر افراط نکرده باشم غیور ترین زنان دنیا هستند، اگر وضعیت  افغانستان را با وضعیت کشور های دیگر مقایسه نمایئم وبعد روی فعالیت زنان مکث کنیم درک می کنیم که مادران این سرزمین واقعا قهرمان بودند وقهرمان هستند ولی آنچه نیاز به توجه دارد رهبریت زنان  وتوانمندی شان است.زنان افغانستان در حال حاضر توده های عظیمی را تشکیل می دهند ولی هیچ گاه نتوانسته اند هم چون یک مجموعه منسجم دور یک هدف واحد فعالیت نمایند وهمین است که با وجودیکه تلاش زیاد می نمایند ولی کمتر نتیجه قابل لمس بدست می آورند وهنوز هم که  هنوز است زنان فعال در راستای حقوق زن  نتوانسته اند آمارهای خشونت علیه زنان و وضعیت نا به سامان زنان در قریه وقصبات کشور را به رقم آرمانی آن کاهش وبهبود بخشند چرا ؟چون کمترین  تعداد این زنان واقعا مسلکی کار می کنند وبیشترینه بر اساس استراتیژی های دیگر ترتیب شده کار می کنند تا استراتیژیها خود ساخته ومبتنی بر ضرورت ها و واقعیات جامعه. گاهی وقتا از حقوق وحقوق زن پاردوکس می سازند که برایم نا امید کننده است.یک طرف به نام زن وحقوق اش مدال دریافت می کنند یک طرف در پشت کوه  پایه های  این سرزمین به جرم زن بودن سنگسار می شود،یک طرف به نام آزاد بودن،دموکراسی،برابری وآزاده گی  همچون بت  بازاری در دست روز گار قرار گرفته دلم می گیرد ازین وضعیت آخر آن حد وسط گم گشته کجاست؟ سوالی که همچنان در ذهنم  بی پاسخ مانده این است که با  وجود این نهاد  هاو با وجود  عملکرد فعلی نهادهای عدلی وقضایی کشور آیا می توان از فردایی بهتر از دیروز وامروز برای زنان رنج دیده کشور نوید داد؟آیا می توان روی کارکردهای این نهاد ها حساب کرد که نتوانسته از صدها حادثه واتفاقی که در دور دست ترین نقطه های کشور هر روز وهر ساعت اتفاق می افتد ،کمترین اطلاعی را بدست آورند،جاهایی که هنوز عرف حکومت می کندتا قانون،جائیکه هنوز عرف معتبر است نسبت به دین پس چگونه از فردایی که جز رویا چیزی نخواهد بود سخن گفت؟ پس اگر عملکرد ها اعم از دولت  وجامعه جهانی به همین منوال پش رود رویا های زنان افغان هم چنان در رویا باقی خواهد ماند الی زمانیکه واقعا اراده راسخ  مبنی بر تغییر در وضعیت زنان ایجاد شود،اراده ای که همچون انسان به وجود زن ،توانایی زن در راستای بهبود وضعیت جامعه،مشارکت اجتماعی وسیاسی زنان وارزش قایل شدن به نقش زن نه به عنوان جنس دوم بلکه به عنوان یک انسان دوش آدوش مرد در جامعه برای اینده بهتر وبرای زندگی انسانی که در شان انسان های غیور سر زمینم باشد خبر داد.



هیچ نظری موجود نیست: