یونس حیدری
طنزهای انتخاباتی -3-
امروز حاجی کربلایی بروتی را دیدم. پیدا بود
که روزگارش خوب شده است، دریشی لوکس چینی، نیکتایی سرخ و یخن قاق خوش رنگ بر تنش
بود!
گفتم حاجی گویا مرغ اقبال برسرت نشسته، نو
شده ای؟ گفت
از برکت کاندیدها!
گفتم چطور ؟
گفت
چند حاجی کربلایی یک جای شدیم و هرکدام
رفتیم یکی از کاندیدهای پور پیسه را تیکه گرفتیم، کار تبلیغات شان را و معرفی نفر
برای نظارت و... مثلن خودم برای حاجی لشمک
که پیسه هایش در کانتینر هم جای نمی شود، دو هزارو پنجصد ناظر جور کردم که در پای
صندوقهای رای بروند، برای هر کدامشان یک بوجی ارد و یک بوجی روغن و چیزهای دیگر هم
پیشکی دادیم، یک مقدار پیسه نقد را هم وعده کرده ایم که بعد از پایان انتخابات و
آوردن عکس تیک مارک رای دهی شان به حاجی لشمک نقدن دریافت کنند و... تا حاجی حتمن
پیروز شود .
ناراحت شدم و گفتم مه فکر می کردم تو آدم
حسابی هست حاجی! وجدانن حاجی لشمک هم ارزش رفتن به پارلمان را دارد؟
خندید و گفت نه! گفتم خوب چطور تو برایش دو
هزارو پنجصد رای تضمین شده جور کرده ای؟ بازهم خندید و گفت من تضمین دو هزار و
پنجصد رای را برایش کرده ام که در موبایلهایشان لحظه به لحظه عکس و سند داشته
باشند. ولی تضمین پیروزی که نکرده ام!
گفتم خوب دیوانه وقتی در کابل میان این گله
کاندید یک نفر دوزهار رای هم داشته باشد برنده است تو تنها دو هزارو پنجصد رای
تضمین شده ناظرین داری که نفر صد فیصد پیروز میدان است.
گفت مه اگر ویروس ساخته ام آنتی ویروس هم
برایش در نظر گرفته ام گفتم چطور؟
گفت: به همه ناظرین دستور داده ام که باید
در این فقر و بی کاری جیب این شیادان را خالی کرد، اما نباید اجازه داد که بر گرده
ملت سوار شوند، بنا بر این وقتی رفتید اوراق رای دهی را گرفتید پیش نام حاجی لشمک
تیک مارک زدید، عکسش را گرفتید. موبایلتان را خاموش نموده و در یکی از صفحات بعد
پیش یگان بیچاره دیگر هم یک تیک مارم به قصد قربت بزنید و در نتیجه معلوم نمیشود
که رای به کی بوده است و این اوراق رای دهی از لیست خارج می شود به عنوان آرآی
باطل ثبت می گردد و حاجی لشمک هم در دشت رای بی رای می ماند و ما برای چند صباحی
با دوهزاره پنجصد خانواده دیگر یک شکم نان سیر زده ایم. خدا قبول کند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر