ﻧﻴﺴﺘﺎﻥ
یونس حیدری
یونس حیدری
طنز انتخاباتی -5-
روزهای تبلیغات انتخاباتی به پایان خودش
نزدیک می شد، به همین خاطر حاجی طبق برنامه های تنظیم شده اش یک روز ویژه برای نطق
های انتخاباتی اش قرار داده بود، زیرا او زیاد عقیده به مانورهای انتخاباتی نداشت،
او معتقد بود تبلیغات دهان به دهان و چهره به چهره موثر تر از نطقهای آنچنانی در
روزهای نخست انتخاباتی می باشد. به همین منوال او روزها ی نخست تبلیغات را از شیوه
چهره به چهره استفاده کرده بود و در این مدت هزاران مرد وزن و پیر و جوان را دیده
بود و با آنها طبق میلشان سخن گفته بود و در آخر هم در خواست کرده بود که برایش
رای بدهند.
در این مدت تیم مشاوران را وظیفه داده بود
که نطقهای غرایی را برایش تهیه کنند. تا او در روز ویژه آنها را بیان نمایند. حال
روز ویژه فرا رسیده بود، مهمانان در ساختمان هفت منزله دسته بندی شده بود. در منزل
اول بانوان قرار داشت، در منزل دوم علمای دین مبین قرار داشتند، در منزل سوم
تاجران بودند. در منزل چهارم اراذل و اوباش خیابانی بودند. در منزل پنجم روسپیهای
شهر بودند و...
حاجی لشمک از موتر خود پیاده شد، مشاوران او
را به منزل اول هدایت کردند، از میان دوسیه ها یکی را که رویش نوشته بود نطق منزل
اول به او دادند، او با دوسیه در میان هلهله زنان به جایگاه وارد شد. مجری به
افتخار ورود حاجی لشمک ازهمه خواست یک چک چک محکم بزنند. زنان هم چک چک زدند و هم
رقصشان آمده بود، جایتان خالی یک رقص جانانه به افتخار حاجی لشمک اجرا کردند.
حاجی لشمک به جایگاه رفت، دوسیه را باز کرد
و شروع کرد به خواندن متن:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و بسم الله
الرحمن الرحیم
در آغاز مقدم شما علمای دین را به این مکان
مقدس خیر مقدم می گویم! کمی حاجی ملالش آمد و نگاهی به زنان کرد که همه شان
سرهایشان برهنه شده است و پستانهایشان شور می خورد، گفت مشاورین اشتباه نمی کنند،
علمای اصلی دین خو همینها هستند.
علمای عزیز! من به شما وعده می دهم که اگر به پارلمان رفتم،
قوانینی را پیشنهاد می کنم، تا دیگر هیچ مردی بر آمدگی دنبه این زنان بی حیا را در
شهر نبیند! من اگر پارلمان رفتم قوانینی را به تصویب خواهم رسانید که دیگر یک تار
موی زن اجنبی در جایی دیده نشود. من اگر به پارلمان رفتم قوانینی را پیشنهاد می
کنم که اادارات ما خالی از وجود زنان شوند، مگر در کجای اسلام وجود دارد که زن
مامور حکومت باشد؟ مگر تمامی کارهای صدر اسلام در مساجد انجام نمی شد؟ مگر همه
مجریان صدر اسلام نر مجاهدان نبودند؟ پس در کجای اسلام شما می توانید رد پای زنان
را بنگرید؟ زیرا در طول یک ماه حق رفتن به مسجد را ندارند، اجرائات مردم تکلیفش چه
میشود؟ می بینیم که در اسلام زن و مادینه ها و ضعیفه ها هیچ جایگاهی ندارند و...
مشاور آمده بود و به حاجی لشمک گفت بس کنید
که زنان رفته اند و کسی نمانده است وقتی حاجی لشمک چشمش را از روی متن برداشت دید
هیچ زنی و هیچ پستانی باقی نمانده است که آنجا بشنود و مشاور گفت احتمالن نطقی که
باید در منزل دوم می کردید اینجا اشتباهی وارد شده است و...
منزل دوم
حاجی لشمک در حالیکه به شدت عصبانی بود به
منزل دوم وارد شد و علما هم یک صلوات غرا به افتخار ورود حاجی لشمک طلاوت کردند و
حاجی لشمک مستقیم در جایگاه رفت و شروع به باز کردن دوسه کرد و شروع به خواندن
نمود و گفت:
حضار گرامی!
من آمده ام تا به نمایندگی شما در پارلمان
بروم، در پارلمان می روم تا مدافع حقوق شما باشم. در پارلمان می روم تا قوانینی را
به تصویب برسانم که نشانگر عدالت و برابری و برابری زن و مرد باشد.
من در قرن بیست و یک نماینده مردم میشوم تا
جامعه خود را از تحجر مردانه نجات دهم، من به پارلمان می روم تا قوانینی را تصویب
کنم که دیگر دیدن تار موی یک زن، جنبیدن پستان یک دختر باکره، شور خوردن کون یک زن
در میان تنبان تنگ تهریک کننده و جرم و گناه پنداشته نشود.
من به پارلمان می روم تا قوانینی را تصویب
کنم که دیگر حق طلاق انحصار مردان نباشند، من به پارلمان می روم تا قوانینی را
تصویب کنم که دیگر یک مرد اجازه گرفتن چندین زن را نداشته باشد، من می روم و می
گویم که بعد از این هرکس حق طلاق داشته باشد و...
باز مشاور آمد و حاجی لشمک را خبر کرد که
ملاها الفرار کرده اند
و حاجی لشمک فریاد کشید بیچاره ام کردید،
خانه خرابم کردید، مشاورین احمق، لوده و...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر