۱۳۹۴ اسفند ۲۹, شنبه

طالع بيني سياسي (الشیخ الجبرئیلی والهراتی )




قسمت دهم
 هر روز شکایت و حکایت از غربی ترین ولایت، یعنی هرات به چشم ودست ما می رسید که چرا میان این همه رجال و رجاله در هرات، یک بار نشد که طالعش دیده شود و هراتیان این مردمان رند و بازار مسلک همی دانند که براستی طالع این بزرگ رجالها و بلند جسام آن دیار چگونه همی باشد.
ما نیز نخواستیم که پیشانی آن عزیزان در هم تنیده بینیم، و حالشان افسرده و خاطرشان آشفته! به همین خاطر این بار سر زدیم به سرزمین باستان با منارهای بلند و قلعه های کهنش، و از میان آنهمه آثار باستانی شیخی به باستان سفر کرده، از عصر دقیانوس افکار مانده را یابیدیم و فالش را گرفتیم که حال برای شما تقدیم همی کنیم.


طالع حضرت مولانا، متخصص در امورروزنامه نگاری از نوع کیهانی اش و نکاح گری در امور صیغه ای اش، جناب الشیخ جرئیلی که از کهن سالهای دیر رابطه گاه مشروع و گاه از باب عجله شدید نا مشروع با ایران همی داشته است، می پردازیم.
جناب مستطاب حضرت  جبرئیلی حفظ المنارالی یوم القیامه! طالع شما  را بر اساس خطوط غايبه دست نرم شما که به علت شهوت رانی بیش از حد همچون دستان دخترکان ماه روی سپید اندام گیس بلند کمان ابروی شیرازی شده است، نه نه ببخشید شما با مشهدی ها هم بستر و پشت آغوش بودی!! بررسي نموده براي شما خواننده گان   تقديم مي داريم!
قرعه می گوید که شیخ و مولای دختران حضرت چبرئیلی  را هیچ کس نمی شناختی، تا اینکه برای اولین بار  از وی مصاحبه ای در روزنامه ای که متعلق به علی یک دست معروف به خامنه ای و مشهور به رهبر دیکتا تور ایرانی بود، نشر گردی، بعدها انکشاف به عمل آمد که آن مصاحبه فقط نام و نشان از حضرت چبرئیلی بود همه نوشته از اصحاب خامنه ای! و چیزهایی به افغنانها گفته شده بود تا افغانها دشمن افغانها شوند.
جبرئیلی جان! طالع شما بر اساس قرعه اي که اين افضل القرعه ها نشان مي دهد و قاري خطوط منقطعه دستان جناب شما مي باشد، به قرار ذيل مورد خوانش قرار مي گيرد:
به ياد داشته باشيد که اين قرعه  هميشه دو روي دارد، در يک روي آن گذشته را مي خواند و در روي ديگر آن اينده را نشان مي دهد.
این قرعه می گوید که در گذشته ها شما در هرات ساکن بودید، بعد شما به شکل مرموزی از مرز عبور کردید، آنجا رفتید، دریکی از کمپنی های ملا پروری استخدام شدید، بعد از مدتی چیزکی سفید اما شبیه قور شیر برنچ بر سر شما نهادند و گفتند حالا شیخ شده اید!  بعد از آن به پاس حفظ نمک همیشه شیخ ماندید و چون آنها دانستند که نمک حرام نیستید، اما فراموش کار هستید، چون نمک نخستین زندگی تان که افغانستان بود را از یاد بردید، پس به درد آنها می خوردید و بعد از آن بود که شما خیلی عناوین گرفتید.
می گوید در اوضاع و احوال پس از یازدهم سپتمبر شما کش و فش همی یافتید، و به وکالت هم رسیدید، در پارلمان می گوید شما در تشنابهایش کارهایی می کردید، حتا از  بول وکلا هم عکس تهیه می کردید و برای صاحبان نمک روان می کردید، این سخنان قرعه است علی ای حال!!

نقوش کمرنگ کف دستان نرم شما می گوید؛ دوران وکالت شما آنقدر افتضاح بد که همه هراتیان به خویشتن شک روا داشنند که آنان در قلمرو ایران است یا افغانستان؟ اگر در قلمرو افغانستان است و شما به حیث وکیل در وکیل دانی افتاده اید، پس چرا از موکلان ایرانی خود دفاع می کنید نه از حقوق موکلان افغانی خویش؟
و بعد دانستند که نه شما سر در اخور دیگران دارید، به همین خاطر عهد کردند محکم که دیگر اجازه ندهند نوکر اجنبیان در پارلمان روند از هرات! و اینگونه روایت می کند این قرعه که شما از رفتن به دور بعد پارلمان ماندید.


نقوش دستان مبارک شما می گوید؛ شما بعد از اینکه خانه نشین شدید در هرات، صاحبان نمک برون مرزی تان خواست که باید خط نفاق مذهبی را در هرات ایجاد  کنید و به همین خاطر این روزها روایت شده است که شما در کنار سایر شبکه های نفاق افکن شبکه ای دیگر را ایجاد خواهید کرد تا رضایت ارباب به دست اید همی.
قرعه از آينده شما مي گويد: شما آینده تاریکی را برای خود ساخته اید، مردم هرات تصمیم گرفته اند که برای همیشه شما را در اشغال دانی فراموشی بنیدازند تا کرمهای بدون سر حد شما را نوش کنند و عیش برند و جش همی برپای دارند.

والله اعلم




همانگونه که وعده داده بودیم، در هر شماره یکی از مراکز به ظاهر علمی، آموزشی، تحقیقاتی، تجارتی، مهندسی و... که در واقع برای شبکه های مختلف ایران فعالیت های جاسوسی و ضد ملی می کند را معرفی کنیم. در این شماره به یکی   از مراکز به اصطلاح مذهبی می پردازیم. بنام بنیاد فرهنگی پیامبر اعظم  که توسط سید هادی هادی تاسیس شده است، و تمامی برنامه های آن و بودجه آن را سفارت ایران تمویل می کند، در بخشهای مختلف ذیل فعالیت دارد:
-          بنیاد فرهنگی پیامبر اعظم با سوء استفاده از نام مقدس پیامبر گرامی اسلام، در بخشهای ایجاد فتنه مذهبی، میان پیروان مذاهب شیعه و سنی فعالیت های وسیع دارد.
-          این بنیاد با مدیریت بعضی از ملا امامان مساجد در میان مردم، در طول یک سال اخیر تلاش کرده است که افکار عمومی مردم را از طریق منابر مسجد بر علیه حضور جامعه بین المللی، آمریکا و حکومت رئیس جمهور کرزی تحریک نمایند.
-          این بنیاد با فعال سازی بخشهای مخفی سوق دادن جوانان به مسیحیت، در تلاش هست که هم جوانان مسیحی شوند، و هم اینکه افکار عامه را با نمایش عینی رشد مسیحیت، بر علیه حضور جامعه جهانی تحریک نماید
-          این مرکز فعالیت های وسیعی را در بخش خواهران خود دارد، که در این بخش به علاوه تحریک خانمها بر علیه آمریکا، بخش مرموز دیگری را فعال نموده است،‌که دختران جوان را به شکل سازماندهی شده به سوی فحشا و روسپی گری سوق میدهد
-          این مرکز از طریق خانمهای جوان اقدام به جاسوسی در میان اقشار چیز فهم و تحصیل کرده می نماید.
-          مرکز فرهنگی پیامبر اعظم یکی از مراکز مهم تهیه اخبار و اطلاعات از میان مردم برای ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی ایران به شمار می رود
-          این مرکز چندین شعبه فرعی در بخشهای مختلف دارد، که همه این مراکز برای مدیریت موارد فوق مورد استفاده قرار می گیرد.
-           








مرکز تحقیقاتی جامعت المصطفی
همانگونه که وعده داده بودیم، در هر شماره یکی از مراکز به ظاهر علمی، آموزشی، تحقیقاتی، تجارتی، مهندسی و... که در واقع برای شبکه های مختلف ایران فعالیت های جاسوسی و ضد ملی می کند را معرفی می کنیم. در این شماره به یکی از زیر شاخه های دانشگاه جامعت المصطفی می پردازیم که این روزها فعالیت های گسترده ای را آغاز کرده است.
این مرکز که به ظاهر یک مرکز تحقیقاتی برای دانشجویان دانشگاه جامعت المصطفی می باشد و دارای کتابهای زیادی هست، در ظاهر تلاش می شود که فضایی را برای ایجاد تحقیقات آکادمیک برای شاگردان و استادان فراهم نماید.
اما در پشت این ظاهر فریبنده بخشی از فعالیت های تخریبی ای را که قبلن مستقیمن از سوی رایزن فرهنگی ایران سازماندهی می شد، به عهده گرفته است.
مرکز تحقیقاتی مذکور این روزها محلی برای برنامه ریزی و سازماندهی برنامه های وسیع اختلافی و تحریک مذهبی، ایجاد نفاق قومی و... شده است.
در این مرکز به عناصر مربوط وظیفه و امکانات داده می شود، که در ولایت های مختلف کشور، اقدام به تجسس، گرفتن تصاویر مختلف از مراکز خاص، ایجاد ذهنیت های اختلافی و بد بین سازی مردم نسبت به حکومت و نیروهای بین المللی نمایند.
بخش عمده برنامه های ایجاد مخالفت با امضائ پیمان نظامی میان کابل- واشنگتن از همین مرکز طراحی و عملیاتی گردید.
انتظار می رود که نیروهای که وظیفه امنیتی و ضد جاسوسی را بر عهده دارند، این مراکز را بیشتر تحت کنترل و مراقبت های امنیتی قرار دهند، و هم چنین از وزارت تحصیلات عالی انتظار می رود که به مراکزی که بیشترین فعالیت هایشان غیر علمی و وظیفوی می باشد اما تحت نام مراکز تحصیلات عالی و ... فعالیت دارند، بیشتر دقت کنند، و اعمال شان را زیر نظر قراردهند که ثبات و امنیت ملی کشور دچار اخلال نگردد.


ایران و افغانستان در جنگ آب!

یونس حیدری



در تاریخ  دوشنبه ۶ آبان1392 روزنامه شرق یکی از معتبر ترین روزنامه های ایران نوشته می کند:

      افغانستانی ها در تلاشند تا روی رودخانه هریرود سدی احداث کنند که در این صورت منطقه شرق ایران کاملا خشک خواهد شد.
 در بخش دیگز از همین مقاله می نویسد:
 احداث سد سلما بحران آبی جدی ای در ایران ایجاد خواهد کرد. در حال حاضر احداث این سد توسط هندی ها با سرمایه گذاری 200 میلیون دلاری مهاراجه ها در حال اجراست و پیش بینی می شود سلما در سال آینده به بهره برداری برسد. این سد باعث خشک شدن سد دوستی مشترک میان ایران و ترکمنستان خواهد شد و تامین آب شهر مقدس مشهد را با مشکلاتی مواجه خواهد کرد.
 در بخش دیگری از این مقاله با اشاره به گزارشی از  کریستین ساینس مانیتور می افزاید:‌ پروژه 200 میلیون دلاری سد سلما که هند مسوول اجرای آن است مانع از انتقال آب رودخانه هریرود به ایران خواهد شد. این در حالی است که مقامات افغان می گویند هیچ برنامه ای برای مذاکره با ایران ندارند. پروژه سد "سلما" که از لحاظ صنعت کشاورزی و آبیاری برای افغانستان بسیار پراهمیت است دسترسی شهرهای شرقی ایران به خصوص مشهد را به آب این رودخانه محدود خواهد کرد.
نویسنده دلیل نگرانی ایران از این پروژه را بیان کرده و می نویسد: در صورت ساخت سد سلما، میزان جریان آب هریرود به سمت ایران، ۷۳ درصد کاهش پیدا می کند. این در حالی است که بخش مهمی از مناطق شرقی ایران به آب هریرود وابسته هستند.
نویسنده مقاله به شکل تهدید آمیزی می نویسد:  نبود موافقتنامه های دوجانبه یا منطقه ای در این زمینه، تهدیدی جدی را متوجه توسعه پایدار و امنیت در منطقه کرده است.
این مقاله با اشاره به   دیپلماسی آب وتامین آب مشهدبیان می کند؛‌
      سال 79 بود که مشکل آبرسانی به مناطق شمال شرقی کشور به ویژه مشهد، دولت را مجاب کرد تا دیپلماسی آب را جدی گرفته و با ترکمن ها و افغان ها وارد مذاکره شود. مذاکرات نتیجه داد و دو همسایه یعنی ایران و ترکمنستان توافق کردند در مسیر هریرود سد بسازند و به بهره برداری مشترک از آن بپردازند. سال 1384 محمدخاتمی و صفرمراد نیازف سد دوستی را رسما افتتاح کردند. این سد منبع اصلی تامین آب مشهد است. همچنین درناحیه سرخس، دریاچه زیبایی پشت این سد ایجاد شده که ساکنان محلی آن را "دوستی" نام نهاده اند؛ دریاچه ای که روبه خشک شدن است.
      کم آبی بلای جان خراسان
      دو استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی درسال های اخیر به علت کمبود بارش سالانه و فشار بر منابع زیرزمینی به شدت از لحاظ منابع آبی دچارخسارت های سنگینی شده اند. خراسان رضوی با 225میلیمتر و خراسان جنوبی با 140میلیمتر دارای اقلیمی خشک بوده و بنابراین بیش از 80 درصد بارش سالانه در سطح این استان ها به صورت تبخیر و تعرق از دسترس خارج می شوند. تغذیه سفره های آب زیرزمینی در هر سال حدود هفت میلیارد مترمکعب بوده که با برداشت 8/5 میلیاردمترمکعب برای مصارف کشاورزی و شرب، سالانه 1/5 میلیاردمترمکعب بیلان منفی در این دو استان به وجود می آید. درحال حاضر مصرف آب شهر مشهد حدود 300 میلیون مترمکعب درسال است که در افق 1410 این میزان به 400 میلیون مترمکعب و نهایتا به 500 میلیون مترمکعب در سال افزایش خواهد یافت. تامین آب این شهر عمدتا از طریق سدهای طرق و کارده در نزدیکی مشهد و سد دوستی در مرز ترکمنستان و ایران و بهره برداری از حدود 300چاه عمیق انجام می شود. سد طرق وکارده در مجموع با حجم 60 میلیون مترمکعبی خود در 15سال اخیر به علت خشکسالی های پی  در پی و تغییر اقلیم نتوانسته اند سهم مناسبی در تامین آب شهر مشهد داشته باشند، به طوری که در اغلب سال ها حتی نیمی از حجم آنها نیز پرنشده است؛ بنابراین تضمینی به تامین آب از طریق این دو سد وجود نداشته و بنابراین وظیفه تامین آب شرب، بیشتر بر عهده سد دوستی در مرز ترکمنستان و ایران است.

این روزنامه می نویسد:بنابراین در چنین شرایطی به نظر می رسد مسوولان وزارت نیرو و امور خارجه ایران باید هرچه سریع تر به فکر راه حلی برای این بحران باشند؛ چراکه ایران 43سال است در خشکسالی به سر می برد و در حال حاضر با وجود سد دوستی هم آبرسانی به مشهدمقدس کار چندان آسانی نیست. اما اگر تلاش افغانستان بر عدم مذاکره با ایران درخصوص سد سلما پابرجا باشد در چنین شرایطی ایران، بزرگ ترین قدرت را در دست دارد و آن هم حضور مهاجران میلیونی این کشور در ایران است.

این مقاله به صراحت از نیات درونی ایران در قبال افغانستان پرده بر می دارد، در این مقاله نکات جالبی طرح می شود، که نشان دهنده دشمنی ایران با افغانستان از 43 سال قبل می باشد، در حقیقت با استناد به همین مقاله می توان نتیجه گرفت که ایران از 43 سال قبل جنگ آب را به شکل پنهان با افغانستان آغاز کرده است، افغانستان حدود 43 سال قبل بود که آهسته به سوی بحران پیش رفت، این بحران به شکل مرموزی از بیرون مرزهای کشور مدیریت می گردید. و تا امروز این جنگ در قالب های مختلف از سوی ایران مدیریت می شود. نباید از یاد برد که ایران برای از بین بردن سد سلما دوهزارو860کیلو مواد منفجره را در نزدیکی این بند جا بجا کرده بودند که انفجار دهند. اما توسط نیروهای امنیتی کشور کشف و خنثی گردید.
چه کشوری بیشترین سود را از انفجار این بند می برد در منطقه؟ می بینیم که به نوشته خود ایرانی ها جز ایران کشور دیگری نمی تواند باشد.
سوال این است که بند سلما برای افغانستان چه دست آوردی دارد که ایران این همه نگرانی را بیان می کند؟
واقعیت این است که بند سلما زیر بنا های ساخت و خود کفایی را درافغانستان بالا می برد، زیرا افغانستان از احداث این سد برای خود می خواهد به افزایش زمین های زیر کشت از 35هزارهکتار به 80هزارهکتار دست بیابد، چیزی که برای ایرانی ها هرگز خوش ایند نیست.  همچنین می تواند این بند  مقدار 42مگاوات برق مصرفی افغانستان را تامین کند. این درحالی است که افغانستان در حال حاضر حداقل 80مگاوات از برق خود را از ایران و 50مگاوات آن را از ترکمنستان وارد می کند.
ایران از آبهای مفت افغانستان برق تولید می کند، اما یک مگاوات هم رایگان برای افغانستان نمی دهد، بلکه در قبال هر مگاوات برق از ما به نرخ بین المللی پول دریافت می کنند، اما جالب است که در هیچ کجای این مقاله اشاره ای به آب بها در سطح بین المللی نمی گردد. اما به جایش از اهرمهای تهدید استفاده می کند، مسئله امنیت پایدار را مورد تهدید قرار می دهد، و در نهایت از وجود مهاجران به عنوان یک برگ برنده در دست ایران یاد اور می شود که به عنوان گروگان می توانند بهره برداری کنند.
آیا اگر ایران در ایجاد بحران امنیتی در افغانستان شکست بخورد، از حضور افغانهای مهاجر به عنوان گروگان استفاده خواهند کرد؟ به باور این روزنامه تنها راه است در جنگ آبی که میان دو کشور ریشه 43 ساله دارد.