۱۳۹۷ مهر ۲۰, جمعه

هفته نامه نیستان : نطق انتخاباتی حاجی لشمک

هفته نامه نیستان : نطق انتخاباتی حاجی لشمک: ﻧﻴﺴﺘﺎﻥ یونس حیدری طنز انتخاباتی -5- روزهای تبلیغات انتخاباتی به پایان خودش نزدیک می شد، به همین خاطر حاجی طبق برنامه های تنظ...

ﻧﻴﺴﺘﺎﻥ

نطق انتخاباتی حاجی لشمک

ﻧﻴﺴﺘﺎﻥ
یونس حیدری


طنز انتخاباتی -5-

روزهای تبلیغات انتخاباتی به پایان خودش نزدیک می شد، به همین خاطر حاجی طبق برنامه های تنظیم شده اش یک روز ویژه برای نطق های انتخاباتی اش قرار داده بود، زیرا او زیاد عقیده به مانورهای انتخاباتی نداشت، او معتقد بود تبلیغات دهان به دهان و چهره به چهره موثر تر از نطقهای آنچنانی در روزهای نخست انتخاباتی می باشد. به همین منوال او روزها ی نخست تبلیغات را از شیوه چهره به چهره استفاده کرده بود و در این مدت هزاران مرد وزن و پیر و جوان را دیده بود و با آنها طبق میلشان سخن گفته بود و در آخر هم در خواست کرده بود که برایش رای بدهند.
در این مدت تیم مشاوران را وظیفه داده بود که نطقهای غرایی را برایش تهیه کنند. تا او در روز ویژه آنها را بیان نمایند. حال روز ویژه فرا رسیده بود، مهمانان در ساختمان هفت منزله دسته بندی شده بود. در منزل اول بانوان قرار داشت، در منزل دوم علمای دین مبین قرار داشتند، در منزل سوم تاجران بودند. در منزل چهارم اراذل و اوباش خیابانی بودند. در منزل پنجم روسپیهای شهر بودند و...
حاجی لشمک از موتر خود پیاده شد، مشاوران او را به منزل اول هدایت کردند، از میان دوسیه ها یکی را که رویش نوشته بود نطق منزل اول به او دادند، او با دوسیه در میان هلهله زنان به جایگاه وارد شد. مجری به افتخار ورود حاجی لشمک ازهمه خواست یک چک چک محکم بزنند. زنان هم چک چک زدند و هم رقصشان آمده بود، جایتان خالی یک رقص جانانه به افتخار حاجی لشمک اجرا کردند.
حاجی لشمک به جایگاه رفت، دوسیه را باز کرد و شروع کرد به خواندن متن:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و بسم الله الرحمن الرحیم
در آغاز مقدم شما علمای دین را به این مکان مقدس خیر مقدم می گویم! کمی حاجی ملالش آمد و نگاهی به زنان کرد که همه شان سرهایشان برهنه شده است و پستانهایشان شور می خورد، گفت مشاورین اشتباه نمی کنند، علمای اصلی دین خو همینها هستند.
علمای عزیز!  من به شما وعده می دهم که اگر به پارلمان رفتم، قوانینی را پیشنهاد می کنم، تا دیگر هیچ مردی بر آمدگی دنبه این زنان بی حیا را در شهر نبیند! من اگر پارلمان رفتم قوانینی را به تصویب خواهم رسانید که دیگر یک تار موی زن اجنبی در جایی دیده نشود. من اگر به پارلمان رفتم قوانینی را پیشنهاد می کنم که اادارات ما خالی از وجود زنان شوند، مگر در کجای اسلام وجود دارد که زن مامور حکومت باشد؟ مگر تمامی کارهای صدر اسلام در مساجد انجام نمی شد؟ مگر همه مجریان صدر اسلام نر مجاهدان نبودند؟ پس در کجای اسلام شما می توانید رد پای زنان را بنگرید؟ زیرا در طول یک ماه حق رفتن به مسجد را ندارند، اجرائات مردم تکلیفش چه میشود؟ می بینیم که در اسلام زن و مادینه ها و ضعیفه ها هیچ جایگاهی ندارند و...
مشاور آمده بود و به حاجی لشمک گفت بس کنید که زنان رفته اند و کسی نمانده است وقتی حاجی لشمک چشمش را از روی متن برداشت دید هیچ زنی و هیچ پستانی باقی نمانده است که آنجا بشنود و مشاور گفت احتمالن نطقی که باید در منزل دوم می کردید اینجا اشتباهی وارد شده است و...
منزل دوم
حاجی لشمک در حالیکه به شدت عصبانی بود به منزل دوم وارد شد و علما هم یک صلوات غرا به افتخار ورود حاجی لشمک طلاوت کردند و حاجی لشمک مستقیم در جایگاه رفت و شروع به باز کردن دوسه کرد و شروع به خواندن نمود و گفت:
حضار گرامی!
من آمده ام تا به نمایندگی شما در پارلمان بروم، در پارلمان می روم تا مدافع حقوق شما باشم. در پارلمان می روم تا قوانینی را به تصویب برسانم که نشانگر عدالت و برابری و برابری زن و مرد باشد.
من در قرن بیست و یک نماینده مردم میشوم تا جامعه خود را از تحجر مردانه نجات دهم، من به پارلمان می روم تا قوانینی را تصویب کنم که دیگر دیدن تار موی یک زن، جنبیدن پستان یک دختر باکره، شور خوردن کون یک زن در میان تنبان تنگ تهریک کننده و جرم و گناه پنداشته نشود.
من به پارلمان می روم تا قوانینی را تصویب کنم که دیگر حق طلاق انحصار مردان نباشند، من به پارلمان می روم تا قوانینی را تصویب کنم که دیگر یک مرد اجازه گرفتن چندین زن را نداشته باشد، من می روم و می گویم که بعد از این هرکس حق طلاق داشته باشد و...
باز مشاور آمد و حاجی لشمک را خبر کرد که ملاها الفرار کرده اند
و حاجی لشمک فریاد کشید بیچاره ام کردید، خانه خرابم کردید، مشاورین احمق، لوده و...
 

۱۳۹۷ مهر ۱۸, چهارشنبه

طنز های انتخاباتی/ حاجی لشمک

یونس حیدری


طنزهای انتخاباتی -3-
امروز حاجی کربلایی بروتی را دیدم. پیدا بود که روزگارش خوب شده است، دریشی لوکس چینی، نیکتایی سرخ و یخن قاق خوش رنگ بر تنش بود!
گفتم حاجی گویا مرغ اقبال برسرت نشسته، نو شده ای؟ گفت
از برکت کاندیدها!
گفتم چطور ؟
گفت
چند حاجی کربلایی یک جای شدیم و هرکدام رفتیم یکی از کاندیدهای پور پیسه را تیکه گرفتیم، کار تبلیغات شان را و معرفی نفر برای نظارت و...  مثلن خودم برای حاجی لشمک که پیسه هایش در کانتینر هم جای نمی شود، دو هزارو پنجصد ناظر جور کردم که در پای صندوقهای رای بروند، برای هر کدامشان یک بوجی ارد و یک بوجی روغن و چیزهای دیگر هم پیشکی دادیم، یک مقدار پیسه نقد را هم وعده کرده ایم که بعد از پایان انتخابات و آوردن عکس تیک مارک رای دهی شان به حاجی لشمک نقدن دریافت کنند و... تا حاجی حتمن پیروز شود .
ناراحت شدم و گفتم مه فکر می کردم تو آدم حسابی هست حاجی! وجدانن حاجی لشمک هم ارزش رفتن به پارلمان را دارد؟
خندید و گفت نه! گفتم خوب چطور تو برایش دو هزارو پنجصد رای تضمین شده جور کرده ای؟ بازهم خندید و گفت من تضمین دو هزار و پنجصد رای را برایش کرده ام که در موبایلهایشان لحظه به لحظه عکس و سند داشته باشند. ولی تضمین پیروزی که نکرده ام!
گفتم خوب دیوانه وقتی در کابل میان این گله کاندید یک نفر دوزهار رای هم داشته باشد برنده است تو تنها دو هزارو پنجصد رای تضمین شده ناظرین داری که نفر صد فیصد پیروز میدان است.
گفت مه اگر ویروس ساخته ام آنتی ویروس هم برایش در نظر گرفته ام گفتم چطور؟
گفت: به همه ناظرین دستور داده ام که باید در این فقر و بی کاری جیب این شیادان را خالی کرد، اما نباید اجازه داد که بر گرده ملت سوار شوند، بنا بر این وقتی رفتید اوراق رای دهی را گرفتید پیش نام حاجی لشمک تیک مارک زدید، عکسش را گرفتید. موبایلتان را خاموش نموده و در یکی از صفحات بعد پیش یگان بیچاره دیگر هم یک تیک مارم به قصد قربت بزنید و در نتیجه معلوم نمیشود که رای به کی بوده است و این اوراق رای دهی از لیست خارج می شود به عنوان آرآی باطل ثبت می گردد و حاجی لشمک هم در دشت رای بی رای می ماند و ما برای چند صباحی با دوهزاره پنجصد خانواده دیگر یک شکم نان سیر زده ایم. خدا قبول کند
 

۱۳۹۷ مهر ۱۶, دوشنبه

در گیری ستاد انتخاباتی عالم خلیلی با موتروانهای لین غرب کابل

ﻧﻴﺴﺘﺎﻥ




به گفته دریوران لین برچی و دارالامان روز یک شنبه اعضای ستاد انتخاباتی عالم خلیلی صدها عکس را آوردند تا در پشت شیشه های موترها نصب نمایند.
بابت هر عکس در پشت شیشه ها مبلغ 300 افغانی هم پرداخت کردند. به گفته این دریوران، ما از کاندیدهای دیگر 500 افغانی  می گیریم و دو روز عکسهای شان را در پشت موترهای خود قرار می دهیم. چون تیم اقای خلیلی پیسه کم داده بود اکثر دریوران  برای 24 ساعت عکسها را با خود حمل کرده بودند و بعد از آن اقدام به کندن آنها از پشت موترهای شان کرده اند.
امروز دوشنبه  اعضای تیم انتخابات در قرار گاههای موترها آمده بودند و سوال می کردند عکسهای عالم خلیلی کجاست؟
دریوران مدعی بودند که ما به میزان پولی که داده بودید کمپاین کردیم، کرایه کمپاین تمدید نشد و کسی نیامد تا روز بعد را پرداخت نمایند، ما هم کنده کردیم. به گفته دریوران یکی از اعضای تیم شروع کرد به باز کردن پلیت های موترها و گفت حالا ما پلیت های شما را به ستاد می بریم و شما یا عکسها را پس نصب می کنید و یا هر موتر هشتصد افغانی خسارت می دهید.
این سخن اعضای ستاد انتخاباتی عالم خلیلی که به نمایندگی از محمد کریم خلیلی در انتخابات پارلمانی از حوزه کابل کاندید می باشد، باعث بر آشفتگی  موتروانها شده و درگیری لفظی میان موتروانها و اعضای ستاد شده است.
اعضای ستاد ادعا کردند، که بچه های ستاد شیشه دو موتر کاستر را که عکس های خلیلی را بر داشته است شکستانده اند، اگر نمره پلیت های شما ها را هم به ستاد بدهیم، شیشه های موترهایتان توسط اعضای ستاد شکستانده خواهد شد. و موتروانها عصبانی تر از قبل شده و هریک فریاد می زدند.
-          یک شیشه موتر اگر میده شود خلیلی موی دار که هیچ ما رفته سر خلیلی پدرش را هم میده می کنیم.
-          موتروان دیگر می گفت، او دوران گذشت که هم آدم می کشتید و هم بار می بردید سر مردم.
-          ما از استاد خلیلی یاد گرفتیم که بی پیسه هیچ کار نکنیم، نوکر باچه خلیلی کسی نیست . روز 500 افغانی بیاورد تا ما از عکسهایش کمپاین کنیم.
گفته می شود این درگیری لفظی که هر لحظه  شدید تر می شد و امکان خشونت ورزی نیز می رفت با آمدن صوفی معاون اتحادیه معلولین که مسئولیت تنظیم موترهای لینی را عهده دار می باشد، تحت کنترل قرار گرفته و او اعضای ستاد را از میان موتروانها با خود برده بر تخت سلیمان خویش نشانده و برایش تفهیم کرده است که اینجا همه رقم مردم هست، اما من به استاد خلیلی به حیث ریش سفید قوم احترام قایل هستم، اما دیگران احترام ندارند، خودت را با مردم در گیر نکن، اگر من خبر نمی شدم معلوم نبود سرت چی می آوردند، باز این آبرو ریزی ارزش چند عکس را داشت؟
گفته می شود اعضای تیم با اتحادیه معلولین به توافق رسیده اند که پس چاپ عکسهای جدید همه آنها را در اختیار این اتحادیه قرار دهد و روزانه 500 افغانی بابت قر قطعه عکس کرایه داده شود و آنها تحت مدیریت تمام موترهای غرب کابل را مذین به عکسهای عالم خلیلی نمایند
 

۱۳۹۷ تیر ۸, جمعه

سخنان خلیلی همراه با تفسیر معتبر



تنظیم یونس حیدری 
اولین  کمپاین انتخاباتی عالم خلیلی:
 ۱۳۹۷/۴/۷
 دکان حزب وحدت- کارته سه ساعت ده و نیم صبح
مجری اجاره ای: حکیم شفق
جمعیت حدود دوصد و پنجاه  نفر
تفسیر معتبر:با اینکه حدود یک و نیم هزار دعوت شده بودند و برای بسیاری ها حق الزحمه آمدن هم روان شده بودند که اکثریت مطلقشان نیامدند_ توصیه ما این است که پیسه ها را بگیرید، در محافل هم اشتراک کنید، اما در هنگام رای دادن از خود خلیلی الگو بگیرید و فامیلی و یا منطقه ای رای بدهید\
-          قاری کرایه ای: ضیا نجفی
-          در این محفل خود کریم خ (خلیلی)نیز حضور داشت و در آغاز چنین افاضات داشتند:
-          اول تر از همه خوش آمدید می گویم. غرض ازین مجلس، عالم خان هست که بعدا صحبت خواهند کرد و منم علاقه مند بودم که اولین دیدار را با دوستان داشته باشم
-          تفسیر معتبر: عالم نواسه اسلم قل خویش که دار و ندارش تعدادی گوسفند بود در قل خویش، وقتی همه آنها را فروختند و کابل آمدند، توانستند با پیسه گوسفندان یک دکان کوچک لیلامی فروشی راه اندازی کنند، حالا تبدیل به خان شده است! حکم خان را می دانید چیست؟ نصریها اصلی ترین مبارزاتش با خوانین و اشرافیت بنی هاشم بود.
-          کریم خ : تحول را خود مردم بوجود آورده اندو....
تفسیر معتبر: اما با افتخار اعلام می کنم که توانسته ام همه سود  و سهام مردم را از این تحولات من شخصن انحصاری سازم
کریم خ: دیگران رشک میبرند
تفسیر معتبر: چون همه مانده اند که خلیلی به تنهایی چطور می تواند  جامعه هزاره را لب آب ببرد و تشنه برگرداند و هیچ فریادی هم نکشند!
کریم خ: ما معترض ‌و منتقد هستیم
تفسیر معتبر: همانگونه که در جنبش روشنایی معترض بودیم، منتقد بودیم، حتا خط سرخ هم اعلام کردیم، اما بعد از توافق برسر ریاست شورای عالی صلح جووانان پر شور و احساساتی را در دهمزنگ فرمان شکار دادیم تا دیگه آلت دست رقیبانم نشوند، و خط ما از سرخ به زرد نه به صلح و ماچ کاری تغییر کرد، حتا پای هم بوسیدیم.
کریم خ:  بعد از انتخابات دوره قبل ما خواستار اشتراک همه اقوام در غزنی بودیم والان هم هستیم
تفسیر معتبر: این حق خواهی ما تا زمانیکه ادامه  دارد که  ریاست  شورای صلح و نماینده سازی عالم جان صورت بگیرد.
کریم خ: دوره های قبل من معاون ریس جمهور بودم خوب کار نمی توانستم این بار کار می کنم .حزب وحدت از احزاب جا افتاده...
تفسیر معتبر: هرچند که قبلن اعلام کرده بودم که حزب وحدت را با مزاری در غرب کابل دفن کردم، چیزی از آن باقی نمانده است، اما آنچه را که من ساخته ام یک کمپنی تجاری بنام وحدت اسلامی است، که سهامش و منافعش متعلق به یک خانواده می باشد، اما به گونه ای تنظیم شده است که زیانش را باید همه  هزاره بپردازند.
کریم خ: من تا کنون موج سواری نکرده ام
تفسیر معتر: چون موج سواری راست تخصص من نیست، همیشه کسان دیگر موج ایجاد کرده اند، اما من موفقانه توانسته ام موج فروشی کنم، این بار هم پدرام موج را خلق کرده است، اما این من هستم که موج را می فروشم، راستش موج سواری دل و گرده و خایه می خواهد که ما نداریم!
کریم خ:  تابع احساسات قومی، منطقه ی و سمتی نباشید. این احساسات چنان ضربه ی به مردم ما خواهند زد که هیچ وقت جبران نتوانیم.
تفسیر معتبر: من صد بار گفتم هزاره گفتن در صورتی که فروخته شود خوب است وگرنه احساسات قومی زهر مقاتل است! گرایش های سمتی چون باعث زیان به خانواده خلیلی های بزرگ می شود، باید مهار گردد، و من همیشه وقتی صحبت از ضربه مردم می کنم منظورم همان خانواده ام می باشد، و امروز می گویم رشد گرایش منطقه ای خانواده خلیلی را زیانمند و حتا تباه می سازد.
من چون از قوم و منطقه نفرت دارم، عالم جان و خان ! را کاندید کردم که هم ثابت کنم قومگرا نیستم،( هیچ هزاره دیگر را کاندید نکردم) و هم سمت گرا، فقط به منافع خانواده فکر می کنم، و خانوادگی فکر کردن یک امر شیعی می باشد،الگوی من در این راه حضر ت علی می باشد، هرکس مرا در این راه محکوم می کند، در حقیقت علی را هم میحکوم می کند، چون  علی و محمد تلاش کردند بعد از خودشان یک نظام خانوادگی بسازند، و دوازده امام دلیل بزرگ بر این مدعای خانوادگی من می باشد، آیا در میان 12 امام شیعه کسی به غیر از خاندان علی هست؟  
کریم خ:  در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، من از شما مردم نخواستم که بیایید به من رای بدهید ولی الان می خواهم
تفسیر معتبر: اول اینکه در هر دو دوره من در تیم رای سازی وجود داشتم، نیازی به رای شما هم نبود، حالا می خواهم که فقط به عالم جان خان خلیلی رای بدهید، گور مرده دیگه سیاهی لشکری که کاندید شده بنام تجارت خانه من!  هرچند هنوز هم احساس می کنم در تیم رای سازی شریک هستم، ولی راستش را بخواهید، کمی از سرور اول فکر می کردم گنکس هست، ولی حالا می ترسم، که منافع مرا نابود نکند، ولی زیاد نگرانی ندارم، رفیقای زیاد در کمیسیون های رای فروشی دارم که برای پیسه صد ملاق می زنند.
کریم خ: در آن دوره ها اگر فحش دادند ودر مجلس مسجد الزهرا حمله کردند ما سکوت کردیم .این بار محدودیت ندارد
تفسیر معتبر: چون کرزی توصیه می کرد دست از کشتن بکش, ولی حالا محدودیت نداریم، شفیع را به یاد بیاورید که چگونه در خانه ام سوراخ سوراخ کردم،  قومندانان جنگجوی مزاری را نابود کردم، سیاهی لشکر خود خواه هزاره خواه را در مزار روان کردم و به رفیقای طالبم گفتم که نابودشان کنند و... حالا هم قول می دهم نفس تمام منتقدین را بد تر از شفیع بگیرم
کریم خ:  از مردم خود می خواهیم در هر حزب وجریانی که هستند قول ‌و قریه ای فکر نکنند
تفسیر معتبر: چون سودمند نیست، شعارها را قومی بدهید، عملکرد ها را من خانوادگی می کنم و شما فقط تفکر گورستانی را توسعه دهید، چون من بیشتر از آن اجازه نمی دهم که برایتان میسر شود، باورتان نمی شود؟ تمام کوههای مشرف به شهرک برادرم را حکم گورستانش را من گرفتم، تا اگر لازم شد همه هزاره ها را همانجا دفن کنم.
کریم خ: سفر ولایات خود را آغاز می کنم.
تفسیر معتبر: می دانم در هیچ ولایتی جایگاه ندارم، اما به معجزه پول ایمان دارم، پول بگیرید و به استقبالم بیایید، که من همان پشه پشه شدن شما را پیش کمره کار دارم، بعد از آن گور همه تان را با دستانم خواهم حفر نمود، چنانکه در این دو دهه و اندی انجام داده ام.
کریم خ:  من مطمن هستم نمایندگان حزب وحدت رای خواهند آورد.
تفسیر معتبر: مقصد از نماینده حزب عالم جان و اعضای خانواده ام می باشد، که این اطمینان را دارم و برایتان اعلام می کنم، که من همیشه شریک رای سازی بوده ام، شما چه رای بدهید و یا ندهید من برایشان رای می سازم.
کریم: شما مردمی که هر روز در حال ضعیف شدن هستید
تفسیر معتبر: مطمئن هستم که دیگر زورتان به خانواده من نخواهد رسید، برای همیشه  شما را با کمک امداد های غیبی پول بردگان خانواده خلیلی خواهم ساخت.
کریم خ: تا لحظه ای که زنده هستم در کنار مردم خود هستم
تفسیر معتبر: در قاموس و فرهنگ من مردم کلمه ای هست که به خانواده خودم و اقوام درجه یک من اطلاق می شود. دوستان سایر اقوام اطمینان داشته باشند که من هزاره ها را همانگونه که هر بار از خاک بلند شد برزمین شان زدم، وعده می دهم برای بارهای دیگر به قربانگاه می برم، این همان تعهدیست که در پاکستان هم داده بودم.
هستم بر آن عهدی که بستم.