نکاتی در مورد محقق خراسانی
۱- سنت بازی اجتهاد این بود که مجتهد کسی هست/ میشود که از سوی شخص امام زمان مورد تایید قرار گیرد.
به همین خاطر در طول چندین قرن از تاسیس مرجعیت شیعه هیچ گاهی امام زمان با طلبه های افغانی لطف خوش نداشته و حتا مورد تبعیض هم قرار میداده است،
محقق خراسانی محور اصلی شکستن این سنت بود.
۲- وقتی طلبه های مشهد پس از نامه شهید مزاری برای شورای مدرسین افغانی مشهد عملن کار مجتهد سازی را شروع کردند، از نظر طلبه های مشهد اعلم همه ملاها خود محقق خراسانی بود، و از او خواستند که علم مرجعیت هزاره ها را بلند کنند، ولی او نپزیرفت و استدلالش این بود که از نظر اقتصادی او وابسته به شهریه حوزه علمیه میباشد، همان روزی که ادعای مرجعیت کند، شهریه اش قطع میشود و خودش هیچ بنیه مالی تامین مخارج خانواده اش را هم ندارد که چای و نان دهد چه رسد به اینکه خرج دفتر و دستک مرجعیتش را بپردازد و قوم پیسه دار هم ندارد.
۳- از نظر محقق خراسانی تایید امام زمان به قول آن آخوند! یعنی ریش و پیسه! به همین خاطر محقق خراسانی استدلال کرد که در میان هزاره ها فقط محقق ترکمنی میتواند عهده دار این مقام شود. چون در میان هزاره ها (در آن زمان) تنها قوم نت و بولت بود که معنای پول را میفهمیدند و به قول عزیز رویش در میان پیسه لول میخوردند!
این بود که محقق خراسانی با پشتوانه اکثریت طلبه های جوان کار به میدان کشیدن محقق ترکمنی را شروع کرد و نتیجه بخش بود.
۴- از نظر محقق خراسانی دیگ مرجعیت یک دیگ کلان و محتوایش پایان ناپزیر بود، به همین خاطر مهندسان مذهب که ایرانی ها بودند به شکل سنتی تلاش داشتند این دیگ تحت عناوین اعلمیت و تایید امام زمان همیشه در کنترل خود ایرانی ها باقی بماند! اما نظر محقق خراسانی این بود که اعلمیت و تایید امام زمان به معنای پول و سر مایه هست! ما با وحدت میتوانیم پول هزاره ها را در مسیر مرجعیت خودی کانالیزه کنیم و این کار را کرد و محقق کابلی نتیجه این وحدت بود.
۵- در سمینار کتابی هم تحت عنوان یادنامه نشر و پخش شد، که توسط رفیق پنج شنبه هایم آقای برهانی! تهیه و تنظیم شده است. بخشهای این کتاب را مرور کردم و دیدم متاسفانه به خاطر حفظ شهریه تیتر خورده و... نمیدانم طلبه های بنیاد اندیشه هم با همان قصد آن را چاپ کرده یا دلایل دیگر داشته است؟
یادنامه محقق خراسانی باید با فضای ازادی افغانستان تهیه میشد و بسیار ناگفتنی ها را باید در خود جای میداد.
۶- سمینار با سه سخنران توصیفی نمیدانم تا چه حد میتواند برای خود پسوند علمی بگیرد؟ چون اهل علم نیستم، اما به عنوان رهگذر جاده میگویم که جای نقد و بررسی اقدامات خراسانی خالی بود پس از دو دهه!
باید به این سوال پاسخ داده میشد که وقتی هدف ساخت مرجعیت در جغرافیای تیوریک محقق خراسانی مدیریت پول هزاره ها و استقلال مذهبی هزاره ها از ایران بود! آیا امروز ما به این استقلال رسیده ایم؟
ما پس از قریب سه دهه داشتن مرجعیت هیچ خبری از میزان جمع آوری وجوهات شرعیه داریم؟
ما از موارد مصرف آن کدام خبری داریم؟
وقتی محقق خراسانی به خاطر ترس قطع نان نتوانست علم مرجعیت را بلند کند چرا محقق کابلی به خاطر ترس جان همیشه در قم ماند گار شد و همانجا در خاک دشمنان کشور دفن گردید؟
آیا ما توانسته ایم استقلال مذهبی خود را به دست آوریم؟ اگر نیاورده ایم آیا تیوری محقق خراسنی شکست نخورده است؟ حال باید چه کنیم؟
یونس حیدری










