۱۳۹۳ آذر ۲۴, دوشنبه

عقده ای




یونس حیدری
جالب است گاهی وقتی چیزی تند تر نوشته می کنی که به مزاق خفته گان خفته خوش نمی آید، اولین اتهامی را که وارد می کنند، می گویند عقده ای نوشته کرده ای! بعضی از کامنت ها در فیس بوک در زیل سیاهه های من اینگونه است. اما به ندرت تلاش کرده اند که پاسخی مخالف ان را بر معیار استدلال بیان کنند.
1-      دوست دارم امروز صریح و شفاف برای این عزیزان جواب دهم؛ آی عزیزان! من عقیده دارم که همه چیز باید ازاد باشد. من به همه ادیان و مذاهبی که در دنیا هست احترام قایلم. زیرا انسانهایی هستند که به آن عقاید و مذاهب عقیده دارند، و من به عقیده شان حتا اگر بت پرستی و گاو پرستی هم باشد احترام قایل هستم.  چون انسان شایسده احترام و کرامت است.
2-      یکی از موضوعاتی که باعث شد بعضی ها کرامت انسانی خویش را هم زیر پای بگذارند و به تصور اینکه بر من توهین کنند، هویت خویش را بر ملا کردند که آنگونه است، طرح بحث "کربلایی حسین" بود. اینجا لازم است که برای این موضوع کمی بیشتر نظر خودم را بیان کنم.
الف: موضوع کربلایی حسین یک واقعه نیمه تاریخی است، اما کمتر تاریخ صریح و شفاف وجود دارد که تمام حادثه چگونه رخ داده است، اما بیشتر آن بعدها ساخته و پرداخته شده است. ولی از یاد نبریم که هر موضوع تاریخی نمی تواند یک روایت خالص و منحصر به فرد باشد بلکه روایت های متفاوت و زاویه دیدهای متفاوت برای آن وجود دارد. و قضیه حسین کربلایی نیز با همه ضعف در وجود اسناد تاریخی آن از این قاعده مستثنی نیست.
ب: من کوشیدم که زاویه خلاف آنچه که رایج است را نیز از میان همان اوراق کهنه تاریخی بیرون دهم و بر خلاف دکاندارانی که از مرجع نام حسین کربلایی کسب معیشت می کنند را بیان کنم.
پ: گفته اند که کلمه حسین کربلایی توهین است، من سوال می کنم که چگونه کربلا یک کمپنی کربلایی ساز باشد و هر کس که انجا برود کربلایی شود، اما خود خالق آن کربلایی گفته نشود؟ نظر من این است که اولین کربلایی خود حسین بود.
ج: من به پیروان حسین کربلایی احترام قایل هستم تا زمانیکه یک پیروی خالص باشد، اما در این سالهای پسین همه شاهد هستیم که موضوع از پیروی خالص گذشته است، دستهای استخباراتی بیگانه از این استین خارج شده و تلاش می ورزند که تخم فاجعه مذهبی را در این کشور کشت کنند، تا آنها به اهداف شان برسند. در این صورت اینجا بحث پیروی یک مذهب و... نیست، بلکه بحث دیگری هست که باید چیز فهمان جامعه جدی تر وارد شوند.
د: مخاطب من چیز خوانها این جامعه است، یعنی جوانانی که می توانند خالق فردای این کشور باشند، من می خواهم طرح این مباحث باعث شود که آنها از جمود فکری خارج شوند، باعث شوند کمی عقلانیت به خرج دهند، کمی بیشتر مطالعه کنند، و کمی متفاوت تر از اجداد بی سواد و جاهل خویش شوند، اما نه اینکه بیایند مقلد من شوند، بلکه بروند تحقیق کنند و با تعقل انچه را که می بینیند و می خوانند تحلیل کنند، و در نهایت به این سوال پاسخ دهند که این کارها برای نسل امروز به چه کار می اید؟ پاسخ دهند.
ه: مطرح کرده اند که هفده ملیون انسان در کربلا اجتماع کرده اند!! به نظر من مضحک ترین استدلال می تواند در حوزه دینی و مذهبی باشد، اگر ما با این استدلال وارد شویم که هر دین و هر مذهبی که بیشترین پیرو را داشت حق است بنا بر این سخت به بیراهه رفته ایم. یا دچار پارادوکس شده ایم. زیرا بیشترین پیروان یک دین در جهان معلوم است! با چنین استدلالی ریشه اسلام کنده شده نیست؟ در درون اسلام هم بیشترین پیروان مذاهب معلوم است آیا جایی برای شیعه باقی می ماند.
و من هم چنان عقیده دارم که می توان گفت هفده ملیون جاهل شما چه فکر می کنید؟
اما بیایید بنیاد های استدلالی خویش را قوی تر کنیم.
موفق باشید

هیچ نظری موجود نیست: