بايگانی وبلاگ

۱۳۹۴ اردیبهشت ۵, شنبه

افت در میان اقلیت هزاره ها!



یونس حیدری
هزاره ها در کشور کثیر ملیت افغانستان یک کتله بزرگ است، اما بر خلاف سایر کتله های قومی در کشور، این کتله از لحاظ مذهبی به دسته های گوناگون تقسیم می شود، و یک اقلیت از میان آنها به نام شیعه یاد می گردد.
در حالیکه بخش بزرگ آن از لحاظ مذهبی اهل سنت و بخش دیگر آن که بازهم قابل توجه می باشد اسماعیلیه و جریان قابل توجه دیگر سکولارها می باشد. اما همه آنها به دلیل داشتن قومیت هزارگی در درازنای تاریخ در انزوای سیاسی، اقتصادی؛ فرهنگی، علمی و... بوده است. اما جریانهای خود کامه و مستبد از هر قومی که بوده است به خاطر این که بتوانند توجیه برای اعمال غیر انسانی و غیر ملی شان پیدا کنند بر همه هزاره ها برچسب شیعه را زده است، و این شیعه هم مورد استحمار درونی قرار گرفته و تا زمانیکه نتواند یک عمل جراحی عمیق در طرز باورهای خود انجام دهند هرگز توفیق رسیدن به مقامات بلند علمی و اقتصادی و... را نمی توانند داشته باشند.
اقلیت هزاره شیعه همواره از دو زاویه در طول تاریخ مورد استثمار و بحره کشی واقع شده است که هردوی این ها در طول تاریخ به شکل میراث برابر با یک دیگر تعامل داشته است.
سهم امام
سهم سادات
اقلیت هزاره شیعه در طول سال هرچقدر که کار می کند در آخر سال ملا و سید مثل دو گرگ وحشی به سراغش می اید و هر کدام سهم خود را مطالبه می کند، این مطالبه سهم در کنار مالیات های بوده است که حکومت ها از هر شهروند کشور نیز می گیرد.
گرگهای سادات و ملا هر کدام یک پنجم اندوخته اقلیت هزاره شیعه را به زور و یا به رضایت می گیرد؛ که در کل ده درصد کل در آمد ایشان را به شکل مذهبی دزدی می کنند.
انسانی که به طور منظم ده درصد در امدش را مفت ببرد و بعد به بهانه های قتل کربلایی حسین و... نیز مورد تجاوز اقتصادی این دو گرگ قرار بگیرد دیگر جایی برای رشد و تغییرش هم باقی خواهد ماند؟

هیچ نظری موجود نیست: