یونس حیدری
چندین دهه است که در افغانستان خون انسان
جاری است، اما خون این انسان پیش از انکه با دستان بیگانه گان ریخته شود، بادستان
انسانهایی ریخته می شوند، که این اب و خاک زادبوم شان بوده و هست، اما فکر می کند
می تواند مخالف خود را با قتل و کشتار و دهشت نابود نماید، و میدان را برای همیشه
برای خود خالی از مخالف نماید! آنچه که قابل تامل است، این است که همه جریانهایی
که در جدال با یک دیگر خون انسان این سرزمین را در هر جوی و برزن جاری کرده است،
همه شان یک تکیه داشته و دارند، آن تکیه گاه دین است، و همه شان خود را پیرو یک
کتاب اعلام کرده اند، و آن کتاب قران است! اما حریف خود را با پشتوانه همین دین و
همین کتاب حکم قتل اش را جاری کرده است!
به طور واضح می توان گفت در افغانستان جنگ
جنگ قرائت های مختلف اسلامی از اسلام می باشد، روزی جریان چپ با تفسیر سوسیالیستی
از اسلام به میدان آمدند، و در برابر شان حکم جهاد صادر شد! جهاد گران بر چوکی
نشستند، قرائت تنظیمی از اسلام ایجاد گردید! قرائت تنظیمی جایش را به قرائت قومی
سپرد! بعد قرائت طالبانی از اسلام پدیدار گردید، در کنار این قرائت، قرائت اسلام سکولار
نیز جای باز کرد و حال در کنار همه قرائت های موجود با قرائت جدید داعشی از اسلام
نیز مواجه می باشیم.
واقعیت این است که همه قرائت های موجود در
کشور، برای خود دوستان و دشمنانی داشته و دارند. با تاسف باید گفت افغانستان در
جهان اسلام تنهاکشوری بوده است که مصرف کننده قرائت های مختلف از اسلام در جهان
بوده است، یعنی هر نوع قرائتی که در هر گوشه جهان اسلام ایجاد شده است، در
افغانستان مورد آزمایش قرار گرفته است، جواب این آزمایش چه مثبت و چه منفی بوده برای
سازندگان ان قرائت و تفسیر! اما برای افغانستان همیشه فاجعه بار بوده است! تقابل
دو قرائت اسلام سوسیالیستی و اسلام جهادی باعث شد تا فاجعه جنگ آغاز شود، شکست
اسلام سوسیالیستی، در برابر اسلام جهادی! باعث شد که قرائت اخوانی بر اریکه قدرت
رسد، حاکم شدن قرائت اخوانی در تقابل با قرائت تنظیمی و در نهایت قرائت قومی از
اسلام باعث شد که کابل ویران گردد، زیربناهای اندک شهری که در گذشته ایجاد شده
بود، از بین برود، بافت شهری، زیر بناهای علمی، نظامی، اقتصادی و... همه به تاراج
رفته و سر انجام ویرانه ای به دست مدافعان قرائت طالبانی از اسلام رسید! و...
به هر حال امروز افغانستان بار دیگر ارام
ارام به صحنه تقابل اسلام دموکراتیک و اسلام طالبانی و حتا داعشی قرار می گیرد،
پیشنهاد ما این است، که دولتمردان کشور برای اولین بار بستری را فراهم نمایند، تا
نظریه پردازان قرائتها و تفسیرهای مختلف از اسلام در مناظرات ازاد اشتراک ورزند و
تمام داشته های خودشان را برای مردم بیان کنند، و جوانب مقابل برای رد قرائت انها
استدلال های خود را عرضه دارند، تا از این رهگذر برتری یک قرائت نه از راه زور و
تفنگ بلکه از مجرای بیان و استدلال برای جامعه عرضه شود، و در نهایت مردم قرائت
دلخواه خویش را برگزینند!
زمان آن فرا رسیده است که مدعیان از مطلق
گرایی دست بردارند، و طرح پلورالیزم اسلامی را بپزیرند، و در نهایت اینکه می تواند
همه قرائت ها بهره ای از حق داشته باشند، اما هیچ کدام نمی تواند حق مطلق و دیگری
باطل مطلق باشد، بلکه همه این قرائت ها می تواند در جامعه افغانستان کثرتی از
برداشتها و تفسیر ها را ارائه کنند و با تقویت پایه های استدلالی خویش به رقابت
پردازند، و در نهایت دل مردم را از راه برتری استدلال به دست آرند و اینگونه برای
اولین بار افغانستان صادر کننده قرائت برتر از اسلام و فرهنگ جدید هم پزیری اسلامی
را در جهان اسلام عهده دار شود.
//
این مقاله در سر مقاله شماره سوم گذار در کابل نشر گردید.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر