بايگانی وبلاگ

۱۳۹۴ بهمن ۲۵, یکشنبه

نگاهی به مقررات جدید رسانه ها


ابلاغ  مقررات جدید در ارتباط با رسانه های چاپی یک بار دیگر فضای مطبوعاتی را دچار تبصره و تحلیل های مختلفی کرد، این مقررات شامل  گرفتن مالیات، تضمین بانکی و حق‌ الامتیاز می باشد.
براساس ماده ۹ این مقرره میزان تضمین بانکی برای رسانه‌های همگانی افغانستان از ۵ هزار برای ماهنامه و سالنامه الی یک میلیون افغانی ( حدود ۲۰ هزار دالر) برای تلویزیون‌های سراسری اعلام شده‌است.
اساس این مقرره صدور جواز رسانه‌های چاپی و تمدید آن پس ازین با اخذ تضمین بانکی و دادن حق الامتیاز صورت می‌گیرد.
تا کنون در افغانستان حدود ۱۷۰۰ روزنامه، هفته‌نامه و ماهنامه وجود دارند. ۱۵۰ رادیو در سراسر این کشور فعال هستند و به تعداد ۶۰ کانال تلویزیونی نیز در حال پخش برنامه هستند!
این اقدام حکومت از سوی دست اندر کاران رسانه ها نوعی محدودیت و فیلترشمرده شده است و در برابر آن واکنش نشان داده اند.
اما این اقدام حکومت با توجه به تجربه بیش از یک دهه از انتشار رسانه های مختلف از چند زاویه قابل تامل می باشد.
الف: افغانستان کشوری هست که ارام ارام از فضای جنگی می خواهد به سوی یک فضای مدنی و اجتماعی عبور نماید، در چنین اوضاع و شرایطی نقش رسانه ها یک نقش قابل تامل و توجه ای می باشد، اما ایا در این مدت رسانه ها به وظایف اصلی خودشان که تغییر ذهنیت توده ها می باشد، پرداخته است؟ رسانه ها به عنوان یک منبع تغذیه فکری جامعه ایا توانسته است به رسالت خویش بپردازد؟ و...
باید با تاسف گفته شود که مدیران رسانه ها تنها به عنوان نیروهای سر گرم کننده جامعه و در نهایت انعکاس حوادث که بیشتر بار منفی داشته است اقدام نموده اند، یعنی نشر و پخش خبر که باز این خبر در این کشور منتهی به انتحار، انفجار، قتل، تجاوز و ... بوده است، اما کمتر موردی برای طرح اخبار مثبت و اقدامات موثر برای رشد و تغییر ذهنی جامعه صورت گرفته است.
مدیران رسانه ها در این سالها بیشتر با انگیزه فن گیری و تغذیه مالی از سوی دونر ها نگاه کرده است و کمتر به مخاطبین خود توجه نموده است، همین عدم توجه به مخاطبین باعث شده است که رسانه ها به خصوص رسانه های نوشتاری نتوانند برای مخاطب جذب نماید، و در اجتماع قدمی برای رشد فرهنگ مطالعه و در نهایت تغییر فکر افراد جامعه از یک جامعه عقب مانده به سوی یک جامعه پویا بر دارد.
از این زاویه که سهولت قوانین باعث شده بود، هرکس با اندک منبع مالی اقدام به سیاه کاری کاغذها نمایند، و تاثیر منفی این سیاه کاری باعث دل زدگی مخاطبان از فرهنگ مطالعه و تحول فرهنگی شده بود، من فکر می کنم محدود سازی صدور جواز و ... می تواند برای بالارفتن کیفیت رسانه های هدفمند قابل توجه باشد.
ب: آزادی لجام گسیخته بدون هزینه نه تنها برای تغییر افکار جامعه سودمند نیست بلکه باعث سرخوردگی جامعه نیز می شود، بنا بر این صدور تحت شرایط مالی خاص می تواند باعث شود که مجموعه های جدی تر گرد هم ایند، راه هایی برای رقابتی کردن محتوای رسانه ها بیابند و در نهایت برای جذب مخاطب، ارضاء مخاطب، و تغذیه مخاطب گام بر دارند.  این همه امکان ندارد، مگر زمانیکه مجموعه ای از دست اندر کاران رسانه ای اقدام به تولید فکر در جامعه کنند. تولید فکر در یک دهه گذشته از عرصه رسانه های نوشتاری می توان گفت رخت بر بسته بود، و اکثریت رسانه ها به کاپی پستهای نا خوانده از نسخه های بیرون مرزی اقدام می ورزیدند که تنها به کار صفحه پر کردن می آمد، نه بیشتر از آن! و به همین خاطر بود که جراید ما پس از چاپ کمتر توجه خواننده را به خود جلب می کرد.
ما نیازمند هستیم که در عرصه تحول جامعه تلاش جدی صورت بگیرد، این تلاش بدون تحول در رسانه های ما امکان پذیر نمی باشد، و رسانه هایی ما تا زمانیکه اقدام به تولید فکر داخلی، هنر داخلی ننماید نمی توانند برای تغییر افکار جامعه از حالت فعلی به یک حالت مطلوب نقش بازی کنند.
بنا بر این هر نوع قوانین جدید که باعث شود رسانه های ما به سوی تحول کیفی و رقابت برای جذب مخاطب با تولید محتوای داخلی توسط تولید گران فرهنگ داخلی صورت گیرد قابل ستایش می باشد.

هیچ نظری موجود نیست: