در
غرب کابل واقع در دشت برچی از زمان حاکمیت ربانی زمینی وسیعی برای ساختن یک پروژه
علمی و فرهنگی در اختیار عبد العلی مزاری قرار گرفت، که این پروژه در همان زمان به
نام مدرسه خاتم الانبیاء نام گذاری گردید، ایرانی ها با تلاش فراوان توانستند که
مسئولیت اجرایی ان را به سید ابوالحسن فاضل از پیش مسئولان حزب وحدت بگیرند، سید
ابوالحسن فاضل یکی از جواسیس بسیار کار کشته وزارت اطلاعات ایران بود، او در سمت
ریاست شورای نظارت حزب وحدت پس از آن منصوب گردید که ایرانی ها به عبد العلی مزاری
هوشدار داده بود، که اگر اقای سید ابوالحسن فاضل را به حیث رئیس در این شورا قبول
نکند، انها با نفوذی که دارند، حزب وحدت را متلاشی خواهند کرد، عبد العلی مزاری با
اینکه شناخت کافی نسبت به سید ابوالحسن فاضل داشت، به خاطر جلو گیری از جدال های
تنظیمی در هزاره جات، وی را به سمت رئیس شورای عالی نظارت حزب وحدت قبول کرد.
پس
از سقوط حزب وحدت، سید ابوالحسن فاضل به دستور مقامات وزارت اطلاعات اقدام به جعل
اسناد ملکیت این پروژه به نام شخصی خودش نمود، ایرانی ها تلاش داشتند که با تثبیت ملکیت
شخصی این پروژه از طریق فاضل یک مرکز جاسوسی کلان اما بنام مذهب در غرب کابل اعمار
نمایند، و کل کابل و بخشهای وسیعی از افغانستان را از طریق همین مرکزیت خاتم
الانبیاء تحت پوشش خویش قرار دهند.
در
جریان حوادث غرب کابل ماهیت سید ابوالحسن فاضل برای همگان آشکار گردیده بود، که او
یک جاسوس بیش نیست، به همین خاطر هم بود که مردم غرب کابل از او نفرت داشتند، این
نفرت خودشان را بارها به نمایش گذاشته بودند، به هر حال سید ابوالحسن فاضل مبتلا
به سرطان گردید، هرچند مقامات وزارت اطلاعات ایران او را در بهترین شفاخانه آن
وزارت مورد تداوی قرار دادند، اما نتوانستند جانش را نجات بخشند، با اینکه تمام
خون او را تبدیل هم کرده بودند ولی او مرد.
مردم
از مرگ این جاسوس حتا در همان ایران خشنود گردیدند، تعدادی از جوانها در روز مراسم
تشیع جنازه وی، در زیر تابوت سید ابوالحسن فاضل نفوذ کردند و وقتی به طرف حرم بی
بی معصومه قم در حرکت بودند در پیش قبرستان شیخان که رسیدند به ناگاه همه جوانان
غرض به زمین کوفتن جنازه ابوالحسن فاضل به یک باره زیر تابوت را رها کردند، اما
تابوت پیش از آنکه بر زمین بغلطد توسط نیروهای وزارت اطلاعات ایران که با لباس
شخصی در اطراف تابوت حضور داشتند دوباره بالا شده و گفته می شد که تعدادی از
جوانان مهاجر در آن روز دستگیر شدند.
مرگ سید ابوالحسن فاضل برای وزارت اطلاعات
ایران یک ضایعه جبران ناپذیر محسوب می گردید، به همین خاطر پس از مرگ او آنها تلاش
کردند که فرزندان وی را به میدان بکشند، بعضی از فرزندان وی که تابعیت ایرانی
داشتند، زیاد نتوانستند در افغانستان فعالیت نمایند اما سید حسن فاضل را وادار
کردند که او باید در افغانستان به جای پدرش فعالیت نماید.
اما
سید حسن فاضل چون جوان بود، با اینکه در حوزه علمیه قم تحصیل کرده بود، اما
انحرافات اخلاقی در او بیشتر مستولی بود تا اینکه استعداد فعالیت های استخباراتی،
به همین منظور بود که مقامات ایران تصمیم گرفتند که در کنار مدرسه خاتم الانبیاء
عجالتن یک عقل منفصل برای سید حسن فاضل ایجاد نمایند تا او از این طریق هدایت و
رهبری شود.
کلینیک
پارسیان در خاتم الانبیاء
کلینیک
پارسیان در محوطه خاتم الانبیاء از سوی مقامات ایرانی ایجاد گردید تا در ظاهر یک
مرکز درمانی، بتوانند بیشتر سید حسن فاضل را مدیریت کنند و از طریق او در داخل کابل اقدام به پرورش مهره های نمایند که بتوانند
افکار عامه را تحت کنترل داشته باشند.
این
کلینیک که دارای دو منزل هست، در منزل اول آن فعالیت های طبی صورت می گیرد، اما
بخش اصلی منزل دوم آن مرکز جاسوسی ایرانی ها می باشد، و تمام فعالیت های سید حسن
فاضل در همین منزل دوم کلینیک پارسیان برنامه ریزی و کوردینه شده به او محول می
گردد.
همچنین
برای مدیریت بیشتر سید حسن فاضل و تیم جاسوسی او در بخش دیگری از محوطه بزرگ خاتم
الانبیاء اقدام به تاسیس دفتر آیت سید صادق شیرازی کردند، که در ظاهر سید حسن فاضل
این محوطه را به مبلغ شانزده لک هزار افغانی فروخته است، ولی در حقیقت بخشی دیگر
از شبکه جاسوسی ایران است که بنام دفتر ایت الله سید صادق شیرازی که به ظاهر زیاد
ارتباط ارگانیک با شبکه های استخباراتی ایران ندارد، تاسیس گردیده است. تا بخش
مذهبی ها را به بهانه رفع مشکلات مذهبی تحت پوشش قرار بدهد.
ایران
در محوطه خاتم الانبیاء برنامه های دیگری هم داشت، به همین خاطر طی یک برنامه وسیع
و با پوشش خبری بسیار کلان از طریق همه رسانه های تصویری که جیره خوار ایران
بودند، اقدام به ساختن یک بیرق و علم
کردند که به اصطلاح از کربلا اورده اند، و آن بیرق و علم را در بخشی از این محوطه تبدیل به یک زیارتگاه
نمودند، تا از این طریق بیشتر عوام را تحت پوشش قرار دهند و از آنها در بخشهای
مختلف که جزء برنامه های سپاه پاسداران ایران و وزارت اطلاعات بود، استفاده شود. در
این زیارت علم کسی را بنام ایت الله سید طاهری به حیث پیش نماز منصوب کردند که
روزانه اقدام به برگزاری نماز جماعت نماید.
داستان
آیت الله سید طاهری :
در
یکی از روزها اقای سید حسن فاضل و سید طاهری در یکی از هجره های مدرسه خاتم
الانبیاء اقدام به برگزاری محفل دو نفره می کنند، در این محفل اقایان سید حسن فاضل
و سید طاهری مفصل مشروب می نوشند، پس از اتمام محفل آیت الله سید طاهری پیشنماز
زیارت علم در حال مستی به دواخانه امیر زاده که در روبروی مدرسه موقعیت دارد رفته
به دوا فروش می گوید: سید حسن اقا برایش الکل 40 فیصد داده است، نئشگی اش کامل
نشده است، اگر الکل صد فیصد داشته باشید کار دارم،
دوافروش
هم یک بسته الکل طبی سفید برایش می دهد، او در خانه رفته چند بوتل از آن را می
نوشد تا نئشگی اش کامل شود، صبح وقتی از خواب بر می خیزد، متوجه می شود که چشمانش هیچ جای را نمی بیند، خانمش را
به دواخانه می فرستد تا بگوید دوایت چی داشت که چشمانش را از کار انداخته است، و
به همین قسم همه همسایه ها خبر می شوند و سید حسن فاضل تلاش می کند که این جریان
مسکوت باقی بماند و کسی از همه ماجرا خبر دار نشود. و ایت الله طاهری با اینکه
مراسم دعا هم بر گزار کردند و توبه هم کردند ولی
بینایی چشمش تا همکنون باز نگشته است. به گفته بعضی از اعضای خانواده ایت الله سید
طاهری چند نوبت عناصری از طرف سید حسن فاضل اقدام به قتل ایت الله طاهری نموده است
که وی باعث بد نامی مرکز خاتم الانبیاء شده است ولی آنها موفق شده اند که به موقع
از این عمل جلوگیری کنند.
سر
و صدای کور شدم چشم آیت الله سید طاهری پیش نماز زیارت علم در داخل محوطه خاتم
الانبیاء در میان همه مردم غرب کابل پیچید و به دنبال آن جریان تبدیل شدن خاتم
الانبیاء به یک مرکز جاسوسی برای دشمن افغانستان یعنی ایران نیز به شکل گسترده ای در میان مردم
تکثیر شد و زبان به زبان چرخید، موی سفیدان غرب کابل جمع شدند تا دیگر این علم و
این زیارت آنجا باقی نماند، به همین خاطر اقدام به انتقال علم به سخی و جمع کردن
این دکان نمودند، در روزی که نمایندگان و موی سفیدان رفته بودند این علم را جمع
کنند با نا باوری متوجه شدند که در بخش زنانه زیارت علم و در داخل کتابخانه علم
صدها کاندوم استعمال شده از زیر فرشها و... آن پیدا ش که باعث تعجب همه موی سفیدان
گردید و پس از آن بود که مردم تلاش کردند تا محوطه خاتم الانبیاء از بچه فاضل
گرفته شود و به هیئت امنا انتقال یابد و
به جای آن مصلای شهید مزاری ساخته شود.
هرچند
بخشی از محوطه همینک در کنترل هیئت امنا و نمایندگان مردم قرار دارد، اما هنوز
نتوانسته اند که پایگاه های جاسوسی ایجاد شده در این محوطه را پاکسازی نمایند،
کلینیک پارسیان، خود مدرسه خاتم الانبیاء و دفترایت الله سید صادق شیرازی همچنان
به عنوان سه پوشش استخباراتی در اختیار شبکه های جاسوسی ایرانی ها فعالیت دارد، که
امید می رود دولت مردان افغانستان به خصوص ارگانها مسئول باید به آن توجه لازم را
داشته باشند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر