بايگانی وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

سوره های احساس - 8 -

سوره های احساس - 8 -
شعری از شفیقه یارقین
سورۀ شاعرانه
مرا به بال غزل هــاي  عاشـقانه ترين  
بـبر ، بـه اوج  بلـنداي  بيكرانـه  ترین
ســپيده زار بــياراي  بـا تلالــوي  زر
بساط روز بگستر  به  هـر شبانه ترين
بخوان­حديث طـراوت بگوش ­جاري آب
كه تشنه­گي رود از ياد، جـاودانه ترين
بـه گـاهِ جشن وصـال پرندگـان نگـاه
سـراي ، تـا  بسراييم  شـادمـانه ترين
نسيم باغ حضوري رسيد و غنچۀ شوق
شگفت برتن اين شاخ بي جـوانه ترين
سپاه سنگي ديـوار اگـر عـــبور نـداد
بپر  به  شـهپر رؤيــا  سبكروانه ترين
حضور روشـن خورشـيد را همي ماني
چوخنده ميكني ازمهر،
اي يگانه ترين
میان حلۀ شعرم، خیال و خاطره­هات
چو خواب نرم بریشم بود نهانه ترین
به حجم سبز حیاتی که رسته از تن باغ
تویی ترنم دریای پر ترانه ترین
بـه سوره سورۀ قرآن و آيه هاش قسم
كه هست سورۀ چشم تو شاعرانه ترين
نسخه نهایی
مرتضی برلاس
بفرما. از من بگذر
تیر هایت که رو می شود از من
آسفالت می شوم
صاف و ساده
راه هموار است
(چراغ سبز)
مرا که گذشتی
احتیاط کن!
چراغ سرخ می شود
کمی آن طرف تر
همه وحشی اند
تًیرهایت تکه تکه می شود
زیر دندانهای استبداد
آن طرف تر
برایت دستر خوان پهن نمی کنند!
مهمان که نیستی!
زنده زنده،
تکه تکه می شوی.
**
گذشته از هرچه گذشته
تیرهایت طاقت دیدن خونم را ندارند.
و من تاب تکه تکه شدنت را
بیا
از من نگذر!
شعری از فرشته یما
شرنگ شرنگ ، شرنگ
حواسم را پرت، پرت می کردی
موهای رنگ کرده ی سیاهت را چرخاندی
گرد باد را به آسمان می سپردی
من محو آن چشم های آسمانی
که روزی یک عالمه خیال
اما حالا خالی اند
تو می رقصیدی و می رقصیدی، مست شده بودی
مرا ببخش
که خواب بودم و شرنگ، شرنگ هایت به دست دیگری باختم

هیچ نظری موجود نیست: