جدال امامان در ایران؛
امام زنجانی اعمال دولت ایران را خلاف شریعت و دین خواند
پس از انکه سالهای سال ملا خمینی جوانان مسلمان ایران را به خاطر داشتن عقیده سیاسی متفاوت در زندانها به
جوخه های مرگ می سپرد و این روند همچنان ادامه دارد . امروز یک مرجعیت
جدید در ایران قامت بلند کرده است و می گوید این زندانها مبنای شرعی ندارد
در ذیل توجه شما را به پرسش نوری زاد از این ایت الله و امام نو ظهور جلب
می کنیم.
به نام خدای دیروزها و امروزها و فرداها
سلام به محضرشریف حضرت آیة الله بیات زنجانی
پرسش
های من، گرچه گاه از حوزه ی متداول مراجعات دینی مردم دور می افتد، باورم
اما بر این است که در عالم، هیچ پرسشی یافت می نشود که داٌب دین بر او بار
نگردد. پس، صراحت نهفته در این پرسش ها را برمن ببخشایید و صبورانه به
پاسخگویی آنها همت فرمایید. پرسش های من، برآمده، وگزیده ی مختصری از هزار
هزار سخن پنهان مانده در سینه ی مردمی است که این روزها، چشمی از امید به
آستان شمایان دارند و متاسفانه، بخش وسیعی از امید خود را به کارکردهای این
دینی که جمهوری اسلامی ایران برانتشار آن اصرار می ورزد، از دست داده اند .
اگر به پاسخگویی یک یا چند پرسش متمایل نبودید، به هرچه که مقدور شریفتان است پاسخ گویید . مهم، مشارکت حضرت شماست در این داد و ستد علمی و اجتماعی :
یـــــک :
دنیا
از نگاه دین مبین اسلام، و از نگاه شخص حضرت شما یعنی چه؟ تا چه اندازه
دنیا را می شناسید؟ چند سفر به سایر کشورها و یا حتی به شهرستان های داخل
کشور(تان) داشته اید؟
ج ۱ – با سلام و تحیت؛ پیش از پاسخ به سؤالات ارسالی شما، لازم می دانم از صراحت و شجاعت سائل محترم سپاسگذاری کنم؛ و اما پاسخ سؤالات:
بنده
به دلیل فعالیت های سیاسی و اجتماعی گوناگون، همیشه معتقد به پیامی جدی و
مؤثر [...]ضرورت ارتباط و تعامل با دنیا را به بواسطۀ سفرهای مختلف به وضوح
لمس کرده و اطلاع از وضعیت سیستمهای حقوقی، سیاسی و اجتماعی کشورها را یک
ضرورت تلقی می کرده و می کنم؛ به همین جهت به سفرها و دیدارهای گوناگون و
به تبع آن به دست آوردن آگاهیهای مفید در جهت رسیدن به هدف فوق که همانا
اطلاع و مطالعۀ سیستمهای حاکم بر دنیاست تأکید دارم و از طرفی برای عالمان
دینی و آگاهان اجتماعی که بنای اظهار نظر دارند بالخصوص مراجع عظام و علمای
اعلام که آراء و نظریاتشان در سطح وسیعی مطرح می گردد لازم و واجب می دانم
و معتقدم به همین جهت قرآن کریم سیر در آفاق و انفس را چه بصورت عینی و چه
بصورت ذهنی، امری لازم و فرض دانسته و بر آن امر کرده است .
دو :
چرا
باید از جهات اجتماعی و امنیتی و اقتصادی، میان شما، و یک استاد کهنسال و
کم نظیر فیزیک و شیمی و ادبیات، یا یک داکتر مجرب، یا یک مهندس کارفهم، و
یک مدیر خردمند، فاصله ای به وسعت بی کرانگی باشد؟ آیا
این فاصله ی انکار ناپذیر، جزیی از بایستگی های دینی است؟ یا نه، مردم چون
بجای فرمول های فیزیک و شیمی، از دهان مبارک شما، احادیثی از رسول گرامی
اسلام و امامان شیعه و آیات قرآن می شنوند، این عزت و اعتبار اجتماعی را با
شما همراه کرده اند؟ چرا باید همان استاد کارآمد و کهنسال، با اعتنا به
پشتوانه ی علمی درخشان خود، درحاشیه های این عزت و اعتبار بایستد، و شمایان
در متن مستقیم آن باشید؟ چرا او، با شکایت مختصر یک رهگذر، به پشت میله
های زندان در می غلتد، وشمایان از هرشکایت، مصون و در امانید؟ چرا آن استاد
کارآمد، مطلقا از امنیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برخوردار نیست؟ وشما،
به دیوار بلندی از این برخورداری ها تکیه زده اید؟ چرا باید شما، و حتی یک
طلبه ی نوپا، مقدس باشید، و او، برکنار ازاین تقدس باشد و در ردیف همگان؟
ج ۲ –
در اسلام ملاک تمایز، علم، جهاد و تقوا است و البته این تمایزها حقوق
اجتماعی، سیاسی و مدنی را در بر نمی گیرد بلکه مربوط به رابطۀ با خدا و
تصدی و صلاحیت تولی امور است. برای مثال در موارد دَوَران میان عالم و غیر
عالم، ترجیح در پذیرش مسؤولیت با عالم است و در صورت دَوَران مسؤولیت میان
متقی، مقاوم و استوار با فرد دیگر نیز ترجیح با متقی، مقاوم و استوار است،
اما این امتیاز در صورتی که خدای ناکرده آن فرد مرتکب تخلفی گردد با فرد
عادی و معمولی نه اینکه برابر است و فرقی با همدیگر ندارند، بلکه به نوعی
با شدّت عمل بیشتری با وی برخورد می شود؛ در نظر اسلام رسول خدا صلی الله
علیه و آله و سلم که نبی خدا است، با افراد دیگر از حیث عمل به قانون و
پایبندی به آن برابرند و چه بسا از رسول خدا انتظار و توقع بیشتری نیز وجود
دارد. یا اینکه در اسلام میان یک مرجع دینی با یک عالم شیمی و فیزیک دان
از حیث قانون و تقید به آن و از حیث بهره مندی از امکانات عمومی، هیچ فرقی
وجود ندارد؛ اگر در اسلام هتک حرمت مؤمن در حد محاربه با خدا است، در این
موضوع میان عالم دینی و مرجعیت شیعی و یک داکتر متعهد
و یا یک مهندس و کارشناس محترم فرقی وجود ندارد و در واقع اگر هتک حریمها
گناه بزرگی است، میان انسانهای محترم در هر جایگاهی که باشند، تفاوتی وجود
ندارد.
لازم
به شرح است که مکتب شیعه پیرو امامی است که وقتی در کنار یک فرد غیر مسلم
در محکمه قرار می گیرد و قاضی میان او و آن فرد غیر مسلم فرق می گذارد، با
صراحت با قاضی طوری برخورد می کند کأنه او را فاقد شرایط قضا و عدالت می
داند و تأکید می کند که در محکمۀ قضای اسلامی، قاضی باید بصورت متساوی با
هر دو طرف رفتار کند.
ما
مسلمانان پیرو رسولی هستیم که امام علی علیه السلام در وصف آن حضرت اینطور
آورده است که فرمود: حقوق همسایگان و دیگران را طوری رعایت می فرمود که ما
فکر کردیم که همسایه از همسایه ارث می برد؛ این بخش مهمی از حقوق شهروندی
است و اگر در چنین نظامی یک فرد عادی و معمولی بر علیه ارکان نظام شکایت
کند، نه تنها مورد تعقیب قرار نمی گیرد، بلکه مسؤولین موظفند شرایطی را
فراهم کنند که حقی از کسی پایمال نگردد و زمینه را به شکلی بوجود آورند که
افراد جامعه بدون دغدغه بتوانند سؤال کنند؛ حال اگر در جائی خلاف این سنت
ملاحظه شد، اسلامی نبوده و با حکومت علوی کوچکترین سنخیتی ندارد .
ســـــــــه :
معروف است که علامه ی حلی – که خدایش او را رحمت کناد –
دستور فرمود چاه آب منزلش را با خاک پرکنند، تا او، فارغ از داشتن یا
نداشتن آن چاه، به پرسشی در همان خصوص پاسخ گوید. شما برای پاسخگویی به این
پرسش که : ” زندان انفرادی شکنجه است یا نیست؟ یا : زندان انفرادی در نظام
اسلامی ما، حرام است یا حلال؟ ” آیا ضرورتی برای حضور چند ماهه در یک سلول
و فضای کوچک، آنهم نه در زندان، که در کنجی از بیت شریفتان، احساس نمی
کنید؟ البته با این تجسم هماره که افرادی در هیبت بازجویان نظام مقدس، مرتب
برشما تحقیر و ناسزا می بارند و به وقت ضرورت، شما را با مشت و لگد می
نوازند. اگر از نوع پرسش من، احساسی از گزش و توهین به ذهن مبارکتان راه
یافت، با تلمیح این سخن که : گزش پرسش من کجا و فحش های ناموسی و ضرب و شتم
سربازان گمنام [امام زمان در ایران ] کجا، به ذات مبارک تسکین دهید.
ج ۳ –
اینجانب معنا و حقیقت زندان، زندانی شدن و افتادن در سلول انفرادی را تنها
در قالب تصور ذهنی ام درک نمی کنم بلکه بصورت علم حضوری و به دلیل سوابق
مبارزاتی خود یافته ام و به همین دلیل بارها با صراحت اعلام کرده ام زندان و
زندانی شدن همانطوری که فقهای بزرگی همچون مرحوم قاضی بن براج در کتاب
المهذب و شیخ طوسی که شیخ الطایفة است در مبسوط و سید عبدالأعلی سبزواری در
مهذب الأحکامش از آن به عذاب تعبیر کرده اند، بصورت کلی از مصادیق شکنجه
محسوب می شود و حتی در زبان عربی از آن با واژه (عذاب) که به معنای شکنجه
است تعبیر می کنند. لازم به توضیح می دانم که زندان و حبس، در نظام سیاسی
اسلام برای مخالفین و منتقدین دیده نشده است و هیچ سند تاریخی و روائی قابل
اعتنائی مبنی بر زندانی شدن مخالفین در حکومت محمدی و علوی وجود ندارد و
آن حضرات به هیچ وجه منتقدین و مخالفین خود را محبوس نمی کرده اند و جالب
است که همۀ مخالفین آنان، در جامعه در نهایت آزادی می زیسته اند.
آن
مطلبی که از علّامه بزرگ حلی نقل فرمودید صحیح و اساس فقه شیعه بر همین
مبنا و روش استوار است و شیوۀ غلط و باطل مورد اشاره در ادامۀ سؤال نیز، از
نظر همۀ فقها محکوم است و این نوع زندانها حتی یک نوع شکنجه غیر قابل
جبران بوده و هرکسی با توجه و آگاهانه اقدام به این کار زشت کند و یا دستور
صادر کند، از عدالت ساقط و صلاحیت تصدی مسؤولیتهای شرعی را از دست می دهد .
چـــهـــار:
آیا
جهان بینی شما، اگر که عمر شریفتان را در بیت و شهر خود سپری کنید، با
جهان بینی شما، آنجا که از کشورهای گونه گون جهان دیدن فرمایید و از نزدیک
با داشته ها و نداشته های ایمانی و دنیاوی مردمان جهان آشنا شوید، تفاوت می
کند یا نه؟ اگرنه، به چه دلیل؟ و اگر بله، چرا تا
کنون درعرصه های دینی جهان حضور نیافته اید و با توده ی مردم جهان و
اندیشمندان و بزرگان دینی آنان از نزدیک و بی واسطه ارتباط برقرار نکرده
اید؟
ج ۴ –
اگرچه پاسخ این سؤال با پاسخ سؤال اول داده شد لیکن با تأکید بیشتر روی
آن، پاسخ این نکته را مورد توجه خاص قرار داده و روی آن اصرار می ورزم که
بدون تردید ارتباط با جهان و آگاهی از نوع برخورد ملتها و حکومتها با
همدیگر و آشنائی با سیستمهای حقوقی بین المللی در نحوۀ نگرش و برخورد انسان
و در نحوه ارائه برخوردها و حتی در ادبیات ابراز و اظهار، اثر می گذارد.
پــــنــــج :
اگر
طالب سفر و مطالعه ی عینی آثار جهان نیستید، آیا این جهان بینی، با خواندن
کتاب و دیدن فیلم و شنیدن اخبار، میسر می شود؟ مفهوم ” سیروا فی الارض”
آیا در کیفیت فتاوای شما تاثیر دارد یا ندارد؟
ج ۵ –
پاسخ این سؤال نیز از جوابهای قبلی روشن شد و بی شک امروز که دنیا بصورت
یک دهکده جهانی در آمده و دنیای اینترنت شرق و غرب عالم را به فضای واحد
سمعی و بصری مبدّل کرده و اطلاع رسانی را برای همگان تسهیل نموده است، در
واقع همان نقش سیر آفاق و انفس را تا حدودی ایفاء خواهد کرد.
امروز
برای عالمان دینی و سالکان شریعت، هم سیر حقیقی آفاقی و انفسی لازم است و
هم سیر و سیاحت در دنیای مجاز و به اعتقاد بنده، فتاوا و آراء فقهی فقیهان
را بصورت انتزاعی و صرفاً در عالم تصوّر و مجرد از جهان واقع نمی توان مورد
ارزیابی قرار داد چراکه اجتهاد مجتهدان، صرفاً ذهن ورزی و سر و کار داشتن
با مفاهیم و الفاظ و تصورات نیست بلکه یک نوع عملیات توأم تطبیق مفاهیم با
مصادیق و خارجیات بوده و نوعی عملیات ذهنی بصورت کاربردی و تجربی است؛
بنابراین بدون توجه به واقعیات خارجی نمی توان کارآمدی لازم را داشت.
شــــــــش :
اگر مردم ایران با هزینه ی شخصی خود، بخواهند شما را به یک سفر دور دنیا دعوت کنند، از آن استقبال می فرمایید؟ چرا نه و چرا آری؟
ادامه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر