سفير ايران عنصر نا مطلوب!
همانگونه
که پيش بيني مي شد، پس از امضاء معاهده ستراتژيک کابل- واشنگتن دشمنان
ديرينه رشد، ترقي، ثبات واسايش ملت افغانستان همانند مار زخمي به هر سو
حمله ور شدند، و اقاي ظهره وند سفير جديد ايران طي ملاقاتي با رئيس مشرانو
جرگه از ايشان خواسته است که اين معاهده را امضا ننمايند. طرح چنين در
خواستي از سوي سفير يک کشور، در عرف بين الملل مداخله صريح و آشکار در امور
داخلي کشور محسوب مي گردد، در حاليکه افغانستان همانند همه کشورهاي ديگر،
يک کشور مستقل و داراي منافع ملي تعريف شده خودش مي باشد، اما چيزي که براي
اينجا از اهميت فوق العاده برخوردار مي باشد يافتن پاسخ براي اين سوال است
که چرا امضاء چنين معاهده اي ايراني ها را ديوانه مي کند، و اين ديوانگي
آنچنان بر آنها مستولي مي شود، که قدرت تحليل را از اتاق فکر سياست خارجي
تهران مي ستاند، و به سفير خودشان اجازه مي دهند که نه تنها مراتب اين
عصبانيت را به افغانستان اعلام نمايند، بلکه ديوانه وار اقدام به تهديد
نمايند، چنانچه اين معاهده امضا شود تهران اقدام به آزار و اذيت و در نهايت
اخراج مهارجين افغاني خواهند کرد! چه چيزي مي تواند اين کشور را تا اين حد
عصباني کند؟ البته براي پاسخ به اين مسئله بررسي هاي همه جانبه نياز است،
اما به طور فشرده مي توان گفت؛ ايران در نبود يک حکومت مقتدر مرکزي است در
افغانستان است که از منافع کلان اقتصادي، برخوردار مي شود، شما در نظر
بگيريد که ساليانه در حدود 130 مليارد متر مکعب اب از افغانستان خارج مي
شود، همه اين آبها بدون هر گونه قرار دادي توسط ايراني ها دزديده مي شود،
اگر حد اقل هر متر مکعب اب يک دالر باشد، ساليانه چه مبلغ آب مفت را ايران
به دست آورده است؟ يعني تنها از منبع آب افغانستان ساليانه 130 مليارد دالر
عايد ايران مي شود، و حال در بخش منابع تجاري که افغانستان يک کشور مصرفي
باقي بماند، چه رقمي عايد آنها مي شود. اينها بخشي کوچک از دلايل عصبانيت
ايراني هاست، حال در نظر بگيريم که ايران براي بي ثبات سازي افغانستان چند
درصد از پيسه اب ما را لازم است مصرف نمايد، تا اجيراني اينجا براي هر چيز
فغانشان گوش همه را کر نمايند؟ و از سوي ديگر آنچه را که اين سفير تازه
وارد بيان کرده است، بيانگر منويات دروني آن کشور است که نمي تواند در
همسايگي اش شاهد يک افغانستان اباد و مترقي باشد. به همين خاطر بي انکه به
ياد بياورد او يک سفير است، سفير در چهار چوب قوانين خاص حق بيان و انتقال
ديدگاههاي کشور مطبوع خويش را دارد، نه اينکه همانند يک قومندان نظاميي بر
عساکر خويش فرمان صادر نمايد! اقاي ظهره وند اشتباه گرفته است افغانستان را
با پادگان نظامي سپاه ايران، و از ياد برده است که او از سمت نظامي گري به
يک سمت ديپلماتيک منتقل شده است! هرچند که وزارت خارجه جمهوري اسلامي
افغانستان اين سفير گستاخ و عاري از اخلاق و معلومات ديپلماتيک را به وزارت
خارجه احضار کرد، و مواضع صريح افغانستان را برايشان اعلام داشت، ولي از
نظر مردم افغانستان کافي نبود، ملت افغانستان از مقامات دولتي مي خواهند که
با چنين عناصر بايد از مجراي قانوني با قدرت بر خورد شود، حد اقل بايد
اقاي ظهروه ند به خاطر اين مداخلات اشکارش در امور داخلي افغانستان عنصر نا
مطلوب شناخته مي شد، و به سرعت از خاک افغانستان اخراج مي گرديد. از
آنجائيکه ديپلماسي کابل، هميشه ديپلماسي مدارا با همسايگان بوده است، مردم
انتظار دارند که پس از اين اندکي از مدار مدارا خارج و به مديريت اوضاع
بپردازند، تا ديگر همسايه هاي مداخله گر جرأت چنين جسارت ها را نداشته
باشند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر