بايگانی وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۱۸, جمعه

ایران شیطان منطقه!






ایران شاید جزء معدود کشورهایی است که همواره سیاست های چند پهلو داشته است در قبال افغانستان، در طول چهار دهه اخیر همواره حکومت های ایران تلاش کرده است که روابط خوبی باحکومت ها ی کابل داشته باشد، در عین حال به شکل ارام و بسیار مرموزی در زیر پای این حکومت ها تلاش کرده است، مین جا سازی کند.
آخرین تحرک جدی ایران دعوت نمایندگان طالبان از قطر به تهران است، این دعوت از سوی مقامات ارشد حکومتی صورت گرفته است و به گفته سید طیب اغا یکی از افراد نزدیک به ملا عمر به شمار می رود،  در این هیئت حضور دارد، که با مقامات ایرانی دیدار و گفتگو کرده است، آنچه که ادعا شده است، این است که در این دیدار ها به گفته مقامات طالبان پیرامون موضوعات مختلف ذی علاقه طرفین بحث و مذاکره شده است.
در لحظات حساسی که افغانستان می رود تا بخش دوم پیمان ستراتژیک میان افغانستان  و امریکا را به امضا برساند، ایران به شدت از بازگشت امنیت پایدار در این منطقه نگران است، نگرانی ایران ابعاد مختلف دارد، اما مهم ترین بعد نگرانی ایران در آمد هایی است که می تواند از وجود بحران و نا امنی در افغانستان عاید آنها شود، یکی از این در آمدها آبهای مفتی است که سرچشمه های آن در افغانستان می باشد، و از این منبع سالانه چیزی در حدود 90 ملیارد دالر عاید برای ایران دارد، این رقم برای یک کشور رقم کمی نیست، در حالی که طبق معاهدات بین المللی اب، افغانستان می تواند این آبها را مهار نماید و یا اینکه بهاء آن را از ایران مطالبه کند. ایران به خاطر جلو گیری از مهار آبها و یا پرداخت بهاء آن تلاش می کند که بحران در افغانستان دامنه دار شود.
ایران با ساخت ذخیره گاههای کلان در مناطق سیستان هم سطح آبهای زیر زمینی  را در آن کشور بالا می آورد و هم با رفتن آب در عمق زمین باعث خروج گاز از زمین شده که منبع در آمد دیگری برای انرژی آن کشور به شمار می رود، و حاضر است بخشی از این در آمد ها را برای تداوم بحران و نا امنی در افغانستان خرج کند.
رابطه ایران و طالبان البته چیز جدیدی نیست، در طول همه سالهای پسین گزارشهای وسیعی نشر می شد که ایران به طالبان کمک های مالی و لوژستیکی می نماید، اما در این اواخر تلاش کرده است که این روابط چهره آشکار تری بخود بگیرد.
آشکار سازی این روابط دقیقن به این دلیل صورت می گیرد که به جانب آمریکا و دولت مردان افغانستان نشان دهد، که آنها برای تامین منافع ملی شان از هیچ اقدامی دست بر نخواهند داشت، و امضای پیمان امنیتی میان کابل و واشنگتن هم با تقویت طالبان از سوی ایران نمی تواند بر امنیت پایدار در افغانستان تاثیر مثبت داشته باشد.
البته از این نظر که روابط پنهان ایران با طالبان بر ملا شده است باعث خرسندی به شمار می رود، حالا باید مردم بهتر و بیشتر دشمنان خود را بشناسند و درک کنند که برای منافع ملی خویش بیشتر از وقت توجه لازم را نمایند، زیرا دشمنان افغانستان با خرج کردن در حقیقت پیسه های افغانستان است که هم خود سود برده و هم افغانستان را نابود می کند.
ایران اگر یک ریال هم برای طالبان می دهد از منبع پیسه های نفت ایران نخواهد بود بلکه از منبع در آمد های آبی ای هست که از منبع افغانستان حاصل می کند، پس چرا طالبان و هر نیروی دیگری متوجه این نکته نمی شود که خود صاحب این منابع عظیم شود و همه آن ثورت را تصاحب کند.
افغانستان کشوری هست که سالانه کمتر از هفت ملیارد دالر بودجه ملی اش می باشد، در حالیکه سالانه چیزی در حدود 90 ملیارد دالر را ایرانی ها از افغانستان دزدی می کند، آیا زمان آن فرا نرسیده است که همه به عزت و عظمت افغانستان بیندیشیم و اجازه ندهیم که دیگر دزدانی مثل ایران با شیطنت های کلان خویش ثروت بزرگ را از جیب ملت افغانستان دزدی کند؟













سید طیب آغا از افراد نزدیک به رهبر طالبان است
طالبان در بیانیه ای تایید کرده اند که هیاتی از این گروه اخیرا از ایران دیدار داشته است.
روز گذشته نیز یک عضو ارشد طالبان به دفتر بی بی سی در پاکستان گفت که گروهی به ریاست سید طیبب آغا مدتی قبل به تهران سفر کرده بود.
سفارت ایران در افغانستان روز گذشته این سفر را تکذیب کرد اما به گفته ناظران و با توجه به اظهارات مقامات رسمی طالبان و این نکته که خبرگزاری فارس ایران که به نیروهای امنیتی این کشور نزدیک است در این باره گزارشی منتشر کرده است می توان با اطمینان بالا گفت که چنین سفری صورت گرفته است.
طیب آغا کیست؟

طیب آغا در اواخر حاکمیت طالبان در افغانستان یکی از نزدیکترین دستیاران ملاعمر رهبر طالبان بود.
پس از سقوط طالبان گفته می شود که او به کویته پاکستان رفت و در سالهای گذشته در آنجا بوده است.
به گفته منابع نزدیک به طالبان، او رابطه‌اش را با ملاعمر حفظ کرد.
به نوشته مجله آلمانی شپیگل زمانی که آلمان تلاش داشت تا با یک نماینده قابل اعتماد طالبان تماس برقرار کند، فردی در اروپا طیب آغا را به مقام های آلمانی معرفی کرد.
سپس با میانجیگری آلمان، او با مقام‌های آمریکایی دیدار کرد و به نقل از روزنامه‌های غربی این نخستین بار در جریان ده سال گذشته بود که غربیها با یک نماینده واقعی نزدیک به ملاعمر صحبت کردند.
نتیجه این دیدارها موافقت طالبان برای گشایش دفتر سیاسی در قطر و صحبت برای تبادله اسرا میان آمریکایی‌ها و طالبان بود. البته این مذاکرات در ماه مارس ۲۰۱۲ ظاهرا متوقف شد.
طیب آغا در سال ۱۹۷۶ در ولسوالی ارغنداب ولایت قندهار متولد شده و گفته می‌شود که او به زبانهای پشتو، فارسی، انگلیسی، عربی و اردو صحبت می‌کند.
طیب آغا در زمان حاکمیت طالبان بر افغانستان سمت رسمی نداشت.
اما ابتدا و جدا از نفس این سفر و مذاکرات بین دو طرف، بیانیه طالبان در باره این دیدار دارای نکاتی تامل برانگیزی است.
بیانیه طالبان که در وبسایت آنها موسوم به صدای جهاد منتشر شده است از موضع یک گروه قدرتمند و حتی با توجه به بندهای این اطلاعیه، از موضع یک دولت مثلا در تبعید ابراز شده است.
قاری محمد یوسف احمدی از اعضای طالبان در بیانیه این گروه به مانند معمول از امارت اسلامی افغانستان که اشاره ای است به نام طالبان در زمان قدرتشان در کابل استفاده می کند.
او می گوید که هدف این سفر بحث و تبادل نظر با مقامات ایران در خصوص مسایل دو جانبه و مورد علاقه دو طرف بوده است.
چنین طرز بیانی بویژه واژه هایی مانند مسایل دو جانبه و یا مورد علاقه دو طرف معمولا بین مقامات رسمی کشورها مرسوم است به ویژه اینکه آقای یوسف می گوید که این سفر به دعوت رسمی مقامات ایران صورت گرفته است.
به گفته قاری محمد یوسف دو طرف در خصوص مسایلی مانند مواضع امارت اسلامی افغانستان و مسایل مربوط به مهاجران افغان که در ایران هستند، بحث و تبادل نظر کرده اند.
اشاره طالبان در باره گفت‌وگو با مقامات در تهران درخصوص مهاجران افغان در ایران با توجه به مشکلات افغانهای مهاجر در ایران و گزارشهایی درباره مشکلات آنها دراین کشور و حتی کشته شدن برخی از آنها اهمیت ویژه ای پیدا می‌کند.
نکته ای که می توان آن را به نوعی تلاش طالبان برای جلب مخاطب در افغانستان عنوان کرد.
به عبارتی دیگر طالبان با این دیدار و نکات مطرح شدن در آن تلاش می کند تا خود را به عنوان چیزی بزرگتر از یک گروه شورشی مطرح کند.
از سوی دیگر این سفر نشانگر فعال بودن روند قطر است به خصوص اینکه بیانیه طالبان به سفرهای مقامات آنها به ژاپن و فرانسه و طرح مواضع امارت اسلامی افغانستان اشاره می کند.
اگرچه به گفته ناظران نمی توان با اطمینان خاطر گفت که مقامات فعال طالبان در قطر، تا چه حدی به ملا محمد عمر رهبر این گروه و یا شورای موسوم به شورای کویته که گفته می شود نقش تصمیم گیرنده اصلی را دارد، در ارتباط هستند.
در عین حال نباید با توجه با اینکه بسیاری از اعضای طالبان فعال در روندهای صلح اخیر، قبلا در بازداشت پاکستان بوده اند نقش این کشور را در سفر مقامات طالبان و گفت‌وگوهای آنها و معادلات آتی نادیده گرفت.
"لازم به یاد آوری است که همه این اما و اگرها در صورت مطرح است که آنگونه طالبان گفته اند، موضوع صحبت در تهران، بحث برسر مسایلی چون عدم حمایت ایران از "ائتلاف شمال" بوده باشد. "
همچنین این سفر و رسانه ای شدن آن می تواند نشانگر نوعی هشدار از سوی ایران به کشورهای فعال در افغانستان بویژه آمریکا در خصوص توانمندی ایران و نقش آن در معادلات افغانستان و منطقه تلقی شود.
ایران هنوز برخی از ارتباطات خود را با حزب اسلامی گلبدین حکمیتار نگه داشته است و پیشتر هم برخی از گزارش‌های تایید نشده حاکی از سفر تعدادی از اعضای برخی دیگر از گروهای ستیزه جوی فعال درمنطقه به تهران گزارش شده است.
اما لازم به یاد آوری است که همه این اما و اگرها در صورت مطرح است که آنگونه طالبان گفته اند، موضوع صحبت در تهران، بحث برسر مسایلی چون عدم حمایت ایران از "ائتلاف شمال" بوده باشد.
اما اگر مساله اصلی در این نشست ها وضعیت کنونی گروه طالبان و درخواست کمک ایران برای ادامه شورشها بوده باشد در آن صورت البته که تمامی این سوالات جای خود را به سوالات جدی دیگری خواهند داد.

هیچ نظری موجود نیست: