بايگانی وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۱۶, چهارشنبه

از چهلمین روز درگذشت حضرت ایت الله العظمی امام تقدسی (ره) تجلیل شد

از چهلمین روز درگذشت حضرت ایت الله العظمی امام تقدسی (ره) تجلیل شد 

چهل روز پیش از این فقیه ی  فرزانه، عالمی دلسوز، مجتهدی وارسته، حضرت ایت الله العظمی امام تقدسی (ره) دعوت حق را لبیک گفت، و به دیدار معبود شتافت، و سیلی از پیروان و محبان خویش را در این دنیای پر از مکر و حیل تنها گذاشت.
او در حالی این دنیای پر از مکر و حیله را رها کرد، که پیروانش بیش از هر زمان دیگر نسبت به او احتیاج مبرم داشتند، زیرا او در همه عمر خویش نشان داده بود، که هیچ گاهی به ذخارف دنیا دل نبسته بود، او ساده و بی آلایش بود، او همیشه تلاش می کرد، وجود خویش را همانند روح خویش، آراسته به زیبایی معنوی و تقدس و پاکی ای نماید، که خداوند سبحان از همه بندگانش خواسته است، او هیچ گاهی تلاش نکرد، که جسم خویش را تزئین کند، اما روح خویش را در رهایی، رها نماید، و هرآنچه دلش بخواهد از منبع شریعت برای خواسته های درونی خود، توجیهی بیافریند!
امام تقدسی عالمی بود آگاه به زمان خودش، و درکی داشت عمیق از همه تعلیمات دینی و مذهبی ، و استنباطی داشت، ژرف از احکام اسلامی!
ما ضمن گرامی داشت از چهلمین روز رحلت این عالم ربانی، در اینجا تلاش می کنیم که در حد وسع خویش و به طور فشرده به تبیین اندیشه های وارسته این امام فرزانه و دلسوز اسلام و تشیع، بپردازیم، و بخشهایی از سیره عملی ایشان را همراه با بیان نوع تفکر و جهان نگری ایشان را تقدیم خوانندگان گرامی نمائیم.
1-      صداقت، استواری، شجاعت ماندن
حضرت امام تقدسی (ره) دارای ویژگی های منحصر به فرد خاص خویش بود، او عالمی بود که همیشه تلاش می کرد، به مشکلات مردم، به خصوص نیاز مندی های روحی و مذهبی جامعه رسیدگی نماید، او باور داشت که تنها تکلیف او در این دنیا بیان و تفسیر ارزشهای دینی برای مردم می باشد، او هیچ گاهی توقع این را نداشت که در برابر آنچه که از دین بیان می کند، اجرتی و مزدی از مردم در یافت نماید، زیرا معتقد بود که عالمان دین وظیفه دارند، که به بیان ارزشهای اسلامی بپردازند و هیچ گاهی مجاز نیست که برای انجام این تکلیف الهی خویش از مردم اجرتی دریافت و یا اینکه منتی بر آنها بگذارد، تنها علما با انجام این کارها تکلیف خویش را انجام داده است.
وی به همین دلیل بود، که در همه سه دهه اخیر با همه تغییرات سیاسی ای که در کشور رخ نما گردید، هیچ گاهی کنار مردم خویش را ترک نکرد، همیشه با همه سختی ها مقابله کرد، همه تهدید ها را تحمل کرد، اما از کنار مردم به جایی نرفت!
2-      کرامت انسان در تفکر امام تقدسی(ره)!
ملت افغانستان شاهد هستند پس از اینکه نظام کودتا روی کار آمد و سیستم حکومت داری در افغانستان متلاشی شد، دنیا به بهانه های مختلف اقدام به مداخلات گوناگون کرد، از جمله کشور ایران به رهبری ملا خمینی، بنا بر تعهداتی که به همراه شوروی ثابق داشت، اقدام به ایجاد احزابی نمود با اهداف خاص منطقه ای آن کشور در افغانستان، بخشی از این احزاب در میان هزاره ها و شیعه ها نفوذ داشتند، این احزاب از سوی شخص ملا خمینی تمویل و تجهیز وتوظیف می شد، که در مناطق هزاره جات اقدام به جنگ داخلی  نماید، و ملت افغانستان به خصوص مردمان مناطق مرکزی شاهد هستند، که در این نزاع های به اصطلاح حزبی چه چهره های بزرگ ملی، و شخصیت های علمی، هنری و فرهنگی کشور جانهای شان توسط همین احزاب ستانده شد، در راستای همین پروسه حزب سازی بود که گفته می شود، ملا خمینی هیئت های گوناگونی  را خدمت حضرت ایت الله العظمی امام تقدسی فرستادند، که شما پیش قدم شوید، ما با تمام توان از شما حمایت می کنیم، اما جناب امام تقدسی به شکل باور نکردنی ای به این هیئت ها پاسخ رد دادند، گفتند که بروید به خمینی بگوئید، که من تکلیف شرعی خود را می دانم، نیازی به حمایت شما ندارم، آنچه را که شما در افغانستان و ایران انجام می دهید، به نفع اسلام و تشیع در این دو کشور نیست. برای من آنچه را که شما به نامهای حزبهای مختلف ساخته اید، که در اینجا بیاید برادر مسلمان خودش را بکشد، صرفن به خاطر ارتباط داشتن با فلان حزب که آن حزب بازهم مرتبط با جناب عالی هست هیچ معیار اسلامی و شرعی ندارد.  در اسلام جان انسان، آبروی انسانها، و... کرامت خاص دارد!
3-      امام تقدسی و نظریه اجتهاد خاص یا بومی سازی اجتهاد در افغانستان!
در تشیع بر خلاف برخی از مذاهب دیگر اسلامی باب اجتهاد مفتوح می باشد، مفتوح بودن باب اجتهاد این فرصت را برای علمای جید فراهم می کند، تا در برابر تحولات زمانی و منطقه ای که رخ می دهد، بتواند  نظریه های متناسب با زمان و مکان صادر نماید. اما در  چند دهه اخیر تلاش شده است، که انحصار اجتهاد در شیعه در  اختیار یک کشور خاص به شکل سازمان یافته قرار بگیرد، آن کشور تلاش نموده است تا با استفاده از این پتانسیل موجود، به نفع منافع ملی خودش در سطح منطقه و کشورهای مختلف بهره برداری نماید. این حرکت کشور خاص برای استفاده ابزاری از مذهب باعث شد که علماء برجسته ای در کشورهای دیگر بر حسب وظیفه اقدام به مقابله نماید، در لبنان علامه فضل الله (ره) اقدام به نشر رساله عملیه خود کرد، و برای اولین بار  اقدام به بومی سازی اجتهاد در آن منطقه نمود، که این حرکت به شدت از سوی جریان حاکمیت ایران محکوم شد، حوزه های علمیه قم به دستور حاکمیت ایران، بیانیه های شدید الحنی را صادر نمودند، که علامه فضل الله مزدور اسرائیل شده است، پول نشر رساله عملیه ایشان را به همراه خرج دفاتر این مرجع تشیع را یهودی ها می پردازند، در حالیکه واقعیت چنین نبود، زمانیکه علامه فضل الله متوجه شد، که ایرانی ها اقدام به استفاده ابزاری از مذهب به سود منافع ملی ایران می کنند، بر خود وجیبه دینی دانست، که باید در برابر آنها مقابله نمایند، و حضرت امام تقدسی نیز گفته می شد که شبیه چنین تفکری داشت، زیرا معتقد بود که ، زمان و مکان نقش کلیدی در استنباط احکام شرعی دارد، و عالمی که از محیط و ماحول خویش اطلاع دقیقی نداشته باشد، و قادر به درک زمان خودش نباشد، یقینن استنباط صحیحی از احکام نیز نخواهد داشت، به همین خاطر او هیچ گاهی کنار مردم خودش را ترک نکرد، تا هیچ گاهی خدای ناکرده ناگزیر به صدور فتوایی از راه دور و خلاف درک زمان و مکان نشود! زیرا عالمی که در زمان و مکان تسلط نداشته باشد، فتوایش حکایت همان فتوایی ناس و حضرت ایت الله خویی می شود، وقتی کسی خدمت ایشان رفته بودند، نظر ایشان را در ارتباط با کشیدن ناس در رمضان پرسیده بود، و توصیفاتی که از این پدیده خدمت ایشان ارائه داده بود، گفته بودند که بلا اشکال است، کسی دیگر رفته بود، یک کپه از ان را خدمت ایشان داده بود، و یک کپه هم خود ایشان کشیده بود، پس از تاثیر ناس بر حضرت ایت الله فتوا داده بودند که حرام است!! (امام فیاض کشیدن ناس را حتا در رمضان هم جایز می دانند)
4-      امام تقدسی و شنیدن فتوای محارب بودن هزاره ها
 افغانستان به خصوص تحولات سه دهه اخیرش شاهد وقایع شگفت انگیزی بود، از آن جمله در حوادثی که سالهای 1370 تا 1372 رخ داد، چهره های شگفت انگیز ظهور کرد، با سخنان شگفت انگیز تری، یکی از ان سخنان مصاحبه یک فقیهی بود با رادیوی بی بی سی که هزاره ها و رهبریت شان (عبد العلی مزاری) را کاملن محارب ، مفسد فی الارض و واجب القتل می دانست، می گویند وقتی ان سخنان را حضرت امام تقدسی شنید، آنقدر متاثر شد که رفت وضو گرفت، بر سجاده افتاد، انقدر گریه کرد، به درگاه خداوند که نگوئید، و در پایان این ناله و انابه که بدون خوردن حتا لقمه ای نان و آب تا صبح ادامه یافته بود، در سپیده دمان صبح با چشمانی اشکبار، دست به درگاه دعا بلند کرده بود، از خدا با صدای بلند خواهان هدایت این عناصر شده بود، و خواسته بود که خدایا، دستیاران این فرد را به امراضی غیر علاج مبتلا فرما، تا هیچ گاه کسی آنان را فراموش نکنند، و از ان زمان مدتی نگذشت، که یکی از دست یاران این فقیه کاملن از کمر پائین فلج شد، مدتی دیگر خبر ها رسید که دستیار دیگر ایشان مبتلا به سرطان شده است، بعد با شگفتی شنیده شد، که یکی از مهمترین دستیاران او مبتلا به مرض ایدز گردیده همکنون کمتر از خانه خارج شده و به ندرت در مجامع عمومی حاضر می شوند.
امام تقدسی یک چهره بسیار مهم بود و با درک از زمان خودش بود، اینجا ما نا گذیریم به دلیل محدودیت صفحات نشریه اکتفا کنیم، امید واریم که روزی اندیشمندان پیرامون دیدگاه های ایشان به خصوص دیدگاه بومی سازی اجتهاد در کشور بیشتر تعمق و تقکر   و نشر تحقیقات و مقالات نمایند.

هیچ نظری موجود نیست: