يک بار ديگر پس از شکست مفتضحانه سياست
هاي شيطاني ايران، در شوراي ملي از سوي نمايندگان ملت عليرغم مصرف 25 مليون
دالر، براي مخالفت با پيمان ستراتژيک کابل- واشنگتن که با مشت اهنين
نمايندگان ملت مواجه شد، اين بار دست به دامان جيره خواران بي سواد، عقب
مانده، فاقد هويت انساني، ملي و کساني که دچار بيماري ذهني مي باشند شده
است و سفارت خارج از چوکات ديپلماتيک تهران در کابل براي آنها پيسه داده
است تا اقدام به برگزاري به اصطلاح همايشي براي پليد ترين چهره تاريخ بشري
(ملا خميني) در کابل نمايند. ملت افغانستان حد اقل در طي سه دهه بحرانهايي
که از سوي همسايه هاي افغانستان به خصوص ايران براي سرقت ابهاي افغانستان
دامن زده مي شد، تجارب بسيار زيادي دارد که بدانند، چرا ايراني ها از هر
زاويه اي همانند موشي سرک مي کشد، تا همه را سرگم نمايد، ملت افغانستان خوب
مي دانند که سياست هاي سياه و شيطاني ايران در افغانستان به کجا مي انجامد
و چرا هرگز ايران نمي خواهد که در افغانستان صلح، ثبات، ارامش و امنيت
پايدار بر قرار شود. ايران با سياست هاي متناقض خويش در افغانستان فقط به
دنبال ايجاد آشوب مي باشد، آنها خوب مي دانند که در افغانستان بيش از 5/99
درصد ملت افغانستان ارزشي به چهره هايي همانند ملا خميني اخوند قايل
نيستند، زيرا اگر آنها بخواهند از چهره هايي همانند ملا خميني آخوند تقدير
کنند، چرا از چهره ملا عمر که پاکتر از اوست تجليل ننمايند؟ اما ايراني ها
با مصرف هنگفت پيسه مي خواهند که از ملا خميني اخوند در جهان و منطقه بت
بسازند، تا با تقديس کردن اين بت، مردم را فريب بدهند، اما غافل از اين است
که ملت افغانستان ديگر فريب آنها را نخواهد خورد. ايراني ها تلاش مي کنند
که از ملا خميني اخوند به عنوان چهره نجات بخش اسلام در عصر حاضر برايش
هويت سازي نمايد، اما ما و جامعه معتقد هستيم که اين چهره خائن به اسلام
بود و ضربه محکمي را که اين مردک به تاريخ اسلام زده است تا کنون چنين ضربه
اي را هيچ قدرتي به اسلام نزده است: شايد در فضايي که بخشي از رسانه ها با
پيسه ايرانيها او را تقديس مي کنند کمي اين نوشته غير مترقبه باشد، ولي ما
تلاش مي کنيم که با بيان بخشي از ادله و براهين، ثابت نمائيم که ملا خميني
اخوند خاين به اسلام بود: - 1- جيره خواران توجيه گر ادعا مي کنند که ملا
خميني آخوند يک مجتهد بود، او قدرت استنباط احکام شرعي را داشت و براي
اولين بار بود که فتوا هاي بکر و جدید برای نجات اسلام از انزوا را صادر
کرده است، ما اينجا از اين مزد بگيران جيره خوار بي هويت سوال مي کنيم که
صدور فتوا واقعن مي تواند اسلام را از انزوا خارج نمايد؟ ايا صرف صدور فتوا
است که مي تواند حلال مشکلات باشد يا اينکه محتواي آن هم مهم است؟ آيا
اجتهاد از نظر شما جيره خواران بي هويت چيست؟ آيا اجتهاد فقط در همين ملا
خلاصه شده است و قبل و بعد از او ديگر هيچ کس شايسته اين مقام نبوده و
نيست؟ ايا اجتهاد و مذهب را همين ملا تاسيس کرده است يا پيش از او هم وجود
داشته است؟ اگر پيش از او هم وجود داشته است چرا هيچ گاهي از انها ياد نمي
کنيد؟ آيا جزاين است که آنها فاقد مراکز استخبارتي هستند؟ فاقد بخشيدن پيسه
و ويزا و..؟ اگر در گذشته، کساني شايسته اين مقام بوده اند چرا شما هيچ
گاهي از ديگران ياد نمي کنيد؟ ايا جز اين است که آن منابع براي شما سود
اقتصادي ندارد؟ شما که عادت کرده ايد به بيگنه پرستي کنید، سوال اين است که
ايا در ميان همين ايراني هايي که قبله شما شده است، در زمان حيات همين ملا
خميني کسان ديگري نبوده است که شايسته مقام فتوا باشند؟ همانند ، منتظري،
شريعتمداري، خويي و... چرا شما هيچ گاهي از آنها ياد نمي کنيد؟ پس نتيجه مي
گيريم که حرکت شما قبل از آنکه حرکتي مذهبي باشد حرکتي سياسي و اقتصادي و
حتا استخباراتي براي منافع بيگانگان مي باشد. اما در ارتباط با صدور فتوا
هم بايد عرض شود که فتوا ها اصولن دو دسته هستند، فتواهايي که براي حل مشکل
مردم صادر مي شود، فتواهايي که با انگيزه بد نام کردن دين ، مذهب و
ارزشهاي ديني صادر مي شوند، از نظر ما فتواهای ملا خميني آخوند قبل از آنکه
باعث عزت براي اسلام باشد، در عصر حاضر، باعث شرم و سر افکندگي مسلمين در
ميان پيروان ساير اديان و مذاهب مي باشد؛ شما کمي هم خردمندانه و به دور از
منافع اقتصادي نظر بيندازيد، ما اينجا يک فتواي ايشان را از ميان دهها
فتواي آنچناني وي مي آوريم هرچند اقرار می کنیم که این سری فتواها واقعن
بکر و تازه است: ملا خميني در کتابش بنام "تحرير الوسيله" ج 3 چاپ 1368
شمسي – ص 431 مي نیسد: "لايجوز وطء الزوجه قبل اکمال تسع سنين، دواما کان
النکاح او منقطعا. و اما سائر الاستمتاعات کاللمس بشهوه و الضم و النقيد
فلا بأس بها حتي في الرضيعه و لو وطأها قبل التسع و لم يفضها لم يترتب عليه
شي غير الاثم علي الاقوي، و ان افضاها بان جعل مسلکي البول و الحيض واحدا
او مسلکي الحيض و الغائط واحده حرم عليه وطؤ ها ابدا لکن علي الاحوط في
الصورت الثانيه و علي اي حال لم تخرج عن زوجيته علي الاقوي" ترجمه: مقاربت
با زوجه صغيره قبل از اکمال 9 سالگي او جايز نيست، چه عقد دائمي باشد چه
انقطاعي، اما ساير استمتاعات مثل لمس کردن از روي شهوت، در بغل فشردن، و
ران مالي کردن (يعني در ميان ران هاي صغيره اطفاشهوت کردن!) اشکالي ندارد،
حتا اگر دخترک شير خواره هم باشد. و اگر شوهر قبل از اکمال 9 سالگي زوجه با
او مقاربت کند، اگر افضاء نشد، چيزي بر او نيست، غير از گناه بنا بر اقوي
اما اگر زوجه افضاء شد، يعني مجراي بول و حيض او يکي شد و يا مجراي حيض و
غايط او يکي شد، مقاربت بعد از آن با چنين زوجه اي حرام موءبد خواهد بود،
لکن بنا بر احوط در صورت دوم (يعني يکي شدن مخرج حيض و غايط) و به هر حال
آن صغيره از قيد زوجيت او خارج نخواهد شد بنا بر اقوي" اين يکي از دهها
فتاوي شگفت انگيز اين ملاي ايراني مي باشد، من با اينکه سالها در متون فقهي
اسلامي در مذاهب گوناگون آن تحقيق دارم، به غير از اين آدم هيچ يک از
علماء چنين فتاويي اي نداشته است. اینجا این پرسش از کسانی مطرح می شود که
پیسه چشم و عقل شان را کور کرده است تا این چنین موارد را بنگرند، ما از
آنها سوال می کنیم که آیا بشر امروز برایش قابل قبول است که دختری 9 ساله
را به نکاه کسی در بیاورد؟ ایا وجدان بشری امروز اجازه می دهد که مردی در
هر سن و سال غرایض جنسی خودش را در میان ران های طفل شیر خوار و یا بزرگتر
از ان ارضاء نماید؟ ولی حضرت این امام اجازه می دهد که در میان ران های طفل
هم این عمل صورت بگیرد؟ وقتی این فتوا در اختیار یک عالم مسیحی، یهودی، و
هر دین دیگری بیفتد؟ راستی برای اسلام عزت می آورد و یا چیز دیگر؟ انسان
امروز با کدام وجدان می تواند بپزیرد که صدور چنین فتوایی برای عزت بخشیدن
به اسلام است، بلکه به نظر من صدور چنین فتواهایی برای این است که اسلام را
مسخره کند، تشیع را مسخره کند و پیروان آن را به شکل ارام از دین اسلام
ومذهب تشیع بیزار نماید، چیزی که خمینی در ایران کرد، امروز همه شاهد هستند
که رواج بی دینی در میان تحصیل کرده گان ایران به شدت افزایش یافته است و
استد لال همه این است که اگر اسلام ان چیزی هست که خمینی با این نظامش
آورده است، دیگر از چنین دین و مذهبی پیروی نخواهند کرد، به همین دلیل هم
بود که بعضی از مراجع مذهبی در قم مدتی پیش از رشد ادیان بودائیی، زرتشتی
گری و سایر ادیان در میان دانشجویان ایرانی ابراز نگرانی کرده بودند!! -2-
این جماعتی اجیر به خیال خودشان تلاش می کنند با ترویج و مراسم گیری از این
ملای ایرانی ، مبلغ نوع نظامی باشند که آنها در ایران ساختند، اما چون
فاقد عقل نقاد و خرد می باشند، نمی دانند که خدای نا کرده اگر روزی اساسات
حقوق بشر و دموکراسی در این کشور اسیب ببینند دیگر جایی برای زیست همین
جماعت وجود نخواهد داشت، و خیلی دیگر از انسانها نیز در افغانستان به خاک
بیچارگی خواهد نشست. زیرا ملا خمینی اخوند وقتی بر روی کار آمد، در نخستین
اقدام خودش همه احزاب سیاسی را احزاب نفاق افکن اعلام کرد و همه سران آنها
را به جوخه های دار بسته کردو فقط یک حزب باقی ماند و انهم حزب حاکم بنام
حزب جمهوری! آیا به نظر شما مطلوب خواهد بود که فرض کنیم اقای کرزی همه
احزاب افغانستان را احزاب منافق اعلام کنند و تمامی رهبران انها را به
عنوان مزدور و منافق به جوخه های دار بسسته کنند؟ ایا به نظر شما نظام فعلی
خوب است که حتا شما چند نفر بتوانید از سفارتی که تمام تلاشش برهم زدن نظم
عامه افغانستان است پیسه بگیرید و در قلب کابل مراسم برای شخصیت های
حاکمیت انها که حتا خود ملت ایران از انها نفرت دارند دایر نمائید و هیچ
مقامی از شما سوال نکند که این مراسم چرا برگزار می شود، امکاناتش از کجا
آمده است، هدف شما از دایر کردن چنین مراسمی چیست؟ یا اینکه همانند نظام
جمهوری اسلامی ایران به وجود بیاید با اینکه 25 درصد ملت ایران اهل سنت
هستند اما نه تنها یک مولوی انها اجازه ندارند در هیچ یک از کشورهای عربی
درس بخوانند و هرکس که در انجا درس خوانده باشند به عنوان جاسوس و... مورد
مجازات اعدام قرار می گیرند، بلکه مساجد اهل سنت در اقصا نقاط ایران مورد
تخریب قرار می گیرد و هیچ کس جرات بلند کردن صدایشان را هم ندارند. من
اینجا به دو نمونه اشاره می کنم. یکی مسجدی که در ماه مبارک رمضان سال
گذشته از برادران اهل سنت در قلب تهران خراب شد و دیگری مسجدی در خیابان
خسروی نو مشهد- در کوچه ای که خانه پدری اقای سید علی خامنه ای بود، در چند
سال قبل، به گونه ای شگفت انگیزی در یک شب ویران کردند، شما تصور کنید،
وقتی مومنین رفتند شب نماز خفتن را در مسجود خواندند و در مسجد را بستند،
صبح وقتی رفته بودند که نماز صبح را بخوانند مسجد را پیدا نمی توانستند، در
فاصله نماز خفتن تا اذان صبح شاروالی مشهد تمام خاک مسجد را از منطقه برده
بودند و به جایش درختهای کلان نشانده بودند و همه منطققه را چمن کشت کرده
بودندو چوکی های سمتی گذاشته بودند و یک پارک کوچک به جای مسجد اهل سنت
ساخته بودند!! ایا اندکی اگر وجدان خود را شور بدهید کدام نظام انسانی تر و
ارزشی تر و اسلامی تر است! ما می گوئیم خمینی خاین به اسلام بود چرا؟ -3-
زیرا مسلمان کسی است که خود و جامعه را به خدمت اسلام در آورد اما خمینی
اسلام را در خدمت خود و قدرت خویش در آورده بود، خمینی در طول تاریخ اسلام
تنها کسی است که جسورانه فتوا داد که حفظ نظام از اوجب واجبات است! اوجب
واجبات معنایش این است که هر واجب دیگری می تواند تعطیل شود، برای حفظ
اوجب، و این به معنای به خدمت گرفتن اسلام است، یعنی استفاده ابزاری کردن
از دین، ایا استفاده کردن ابزاری از دین خیانت به اسلام نیست؟ ایا از دین
به جای دستمال کاغذی استفاده کردن و دور انداختن جنایت نیست؟ تاریخ گواهی
می دهد که خمینی چنین عملی را در حق اسلام روا داشت. -4- ما می گوئیم که
خمینی خائن به اسلام بود، زیرا او از اسلام به عنوان ابزار رسیدن به هدف
استفاده می کرد، با اینکه در قانون اساسی خودش اورده است که همه مواد قانون
باید مطابق با شریعت اسلام باشد، اما در کنار آن مجمعی را بنام مجمع تشیخص
مصلحت نظام ایجاد کرد تا هر ماده قانونی که با اسلام مخالفت داشت، اما حفظ
نظام منوط به اجرای آن بود، از طریق این مجمع پاس شود. ایا تنفیذ قوانینی
مغایر با اسلام اما تحت عنوان مصلحت نظام خیانت به اسلام نیست؟ -5- ما می
گوئیم که خمینی خائن به اسلام بود، زیرا در اسلام نه تنها در خود نظام بلکه
در انتخاب دین ما داریم لا اکراه فی الدین ... اما ملا خمینی اعلام کرد که
هر کس و هر جریان سیاسی ای که اورا قبول ندارد باید به جوخه های دار سپرده
شود، به همین خاطر در طول تاریخ سه دهه و اندی این نظام همیشه جوخه های
مرگش بر افراشته بوده است و هر روز سرهایی به این جوخه ها از تن جدا شده به
نمایش در امده است.ایا این خیانت به اسلام و ایجاد نفرت از اسلام در میان
بشریت نیست؟
بايگانی وبلاگ
-
▼
2013
(157)
-
▼
اوت
(150)
- انسوی خط 6
- برادران پرخاشگر!
- سخنان پرزیدنت اوباما در رابطه با خاورمیانه و شمال ...
- شعر در محیط اطراف ما پرا کنده است
- انسوی خط 7
- اقتدار از اینجا آغاز می شود
- بگوئید دوستت دارم
- سوره های احساس - 8 -
- بحران در زبان در زبان شیرینی دری
- انسوی خط -8-
- انتقام راه حل نیست
- خوابی که تعبیر دیگر داشت
- سقراط مردی برای عصر ما
- وره های احساس 9
- به زبان خیال
- حرکت در ابهام
- انسوی خط 9 ع
- نقد و بررسی اندیشه های دوگانه ملا خمینی
- انتقام از یک قطعه عکس
- الیناسیون
- وره های احساس 10
- یک چراغ در تمامی شب
- انسوی خط 10
- تجزیه راه حل نیست
- چرا مغز جواد را کشیدند و با خود بردند
- قم مرکز رسمی سفاهت گری شده است
- خواستگاه و چیستی عصر جدید
- کارل پوپر؛ راه سومی از تجربه گرایی و عقل گرایی
- نامه جمعی از مهاجرین افغانی مقیم تهران!
- یوسف واعظی در نقس مستنطق تهران در کابل!
- چرا عاقلان را نصیحت کنیم ؟
- از بن اول تا بن دوم
- عزت مآب احمد بهزاد و تیوری بازگشت به تیکه داران!!
- شعری از هادی هزاره
- انسوی خط 12
- جایگاه کرامت انسانی در تفکرکانت
- تفکر انتقادی (نقاد)
- پیش فرضهای معرفتی مردم سالاری
- کوچه پس کوجه
- از شنیدن نقدها خوشم می اید
- ما هم نگرانیم اقای خامنه ای!
- عدالت همیشه برای بعضی هاتلخ است
- از شوق یه هوا
- انسوی خط 13
- مداخله ایران در عراق و افغانستان
- بررسی تابو
- شعری از ارنستو کاردنال شاعر نیکاراگوئه
- جان ستوارت میل و اندیشه عدالت
- طنز تلخ کفر و ایمان لوتر
- امکان دارد خانمی آنجا باشد!
- از چهلمین روز درگذشت حضرت ایت الله العظمی امام تقد...
- آنسوی خط 14
- جدال امامان در ایران؛
- بی تفاوتها
- فلسفه سیاسی چیست؟
- نامه سر گشاده عنوانی حضرت امام محقق کابلی دفتر نم...
- چرا گذر نمی کنی
- جرگه عنعنوی
- حاجی محمد محقق در مدار سر گردانی ایام
- رنج پشتونها از جنگ
- حسین حسین است
- باز خوانی محرم
- گامهای نخست حرکت وطن پرستانه
- خطر برای جواسیس
- چرا باید اندیشه دینی را نقد کرد
- السلام علیک یا مزاری(ع)
- یک گزارش تلخ وتکان دهنده از ایران
- راه رفتن ما مجروج شدگان
- قتل در خانه ایت الله زاده
- اقای احمدی نژاد؛ هزاره ها از شما غرامت می خواهند
- نای نیستان هم یکساله شد!
- دیوانه های زنجیری!
- در 7 متری وکیل شورای ولایتی بامیان نیروهای نا مرئی...
- پیروزی با طعم نفرت!
- شیخ اصف محسنی، بازی باخته شده
- مجموعه گزارشهاي تکان دهنده از نظامي ملا ها در ايرا...
- برسی سای عابد
- انسوی خط 21
- سفير ايران عنصر نا مطلوب!
- اقای محقق خوابید یا بیدار؟
- فرا خوان عمومی
- متن کامل ایران در افغانستان چه می خواهد
- طالب شیعی!!
- ملا خميني در مدار خيانت به اسلام
- با کلوخی کشته خواهم شد!
- زنان و چالش فتوا
- ایا پیامبر معجزه داشت؟
- اختراع ضروریات تشیع
- این نیز بګذرد
- عزیز رویش و فیل شناسی در شب تاریک
- اقرار محقق و سکوت خلیلی
- مقایسه حقوق بشر در ایران و افغانستان
- نقش رهبران خردمند و محبوب در قتل شهید ضحاک!
- ایران شیطان منطقه!
- مذهب پناه گاه مناسب برای خیانت ملی نیست!
- تجلیل از روز قدس؛ چرا و با کدام انگیزه؟
- متن کامل کتاب جنازه برهنه
- آقای اعتمادی؛ وقتی شراب خواری رذیلت و آدم کشی فضیل...
- خلیلی نماد غرور شکسته و آرزوهای برباد رفته
- متن مصاحبه شفیع قبل از شهادت در خانه خلیلی
-
▼
اوت
(150)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر