مدتی پیش
از این جمعی از شهریان کابل در مظاهره ای در برابر سفارت ایران بر علیه تعدادی از
چهره های کهنه کار معامله گر، اقدام به برگزاری تظاهرات با شکوهی نمودند، در این
تظاهرات بیرقهای کشور مداخله گر ایران را به آتش زدند وتعدادی از عکسهای مشخص
افراد را با اینکه بر روی صورتهایشان چلیپا کشیده بودند، را نیز به آتش کشیدند،
تعدادی از این افراد به واکنش به اتهاماتی که به آنها وارد شده اند، خواهان
شناسایی و مجازات این مظاهره کننده گان شدند، تعدادی هم سکوت پیشه کردند، اما خاست
مردم در طول بیش از یک دهه شناسایی و مجازات
مجرمین جنگی می باشند، که افراد مورد نظر اکثریت شان در لیست متهمین جامعه قرار
دارند، اما تا کنون هر دو خواست از سوی مقامات عالی وحلقات حقوق بشری مسکوت مانده
است.
در این
میان حاجی محمد محقق در پیام فیسبوکی شان که از دهلی نو نشر گردید، نکات قابل توجه
ای دارد، که تلاش می شود در این یاد داشت کوتاه به آن پرداخته شود.
اقای
محقق در این یاد داشت تلاش کرد بار دیگر سنگر قومیت را احیا نماید، و خود را در
پشت آن سنگر پنهان سازد، و برای مردم به گونه ای تصویر دهی کند که در حقیقت همه
مردم مورد چنین اتهامی قرار گرفته اند، در حالیکه بحث مردم در آن مظاهره نبوده است
تنها چهره چند آدم معلوم الحال که از سوی همه آحاد جامعه قابل شناخت است و پیشینه
آنها همچون آئیه در اذهان مردم روشن است، مورد اتهاماتی از سوی مظاهره کننده گان
قرار گرفته است.
جناب محقق صاحب در بخشی از یاد داشت فیسبوکی خود یاد آور می شود که؛
" درجريان اين تظاهرات اينجانب وبرخى از رهبران معظم جهاد ... متهم كردند كه به فرمايش آنان اين رهبران جواسيس ايران هستند وتصا ويرشان را به آتش كشيدند .
در بخش دیگر اقای محقق در دفاع از خود خاطر نشان می کنند؛ "اين درست است كه من بحيث رييس يك جريان سياسى ... باهمه كشور هاى ذى نفع درقضاياى كشور ازدورونزديك مسلمان وغير مسلمان روابط متناسب دوستانه دارم واين مناسبات حق ماست ، وخصوصاً مناسبات دوستانه با كشورهاى اسلامى وهمسايه مان كه با آنان مرزهاى زمينى مشترك داريم و ميخواهيم دوست باشيم"
" درجريان اين تظاهرات اينجانب وبرخى از رهبران معظم جهاد ... متهم كردند كه به فرمايش آنان اين رهبران جواسيس ايران هستند وتصا ويرشان را به آتش كشيدند .
در بخش دیگر اقای محقق در دفاع از خود خاطر نشان می کنند؛ "اين درست است كه من بحيث رييس يك جريان سياسى ... باهمه كشور هاى ذى نفع درقضاياى كشور ازدورونزديك مسلمان وغير مسلمان روابط متناسب دوستانه دارم واين مناسبات حق ماست ، وخصوصاً مناسبات دوستانه با كشورهاى اسلامى وهمسايه مان كه با آنان مرزهاى زمينى مشترك داريم و ميخواهيم دوست باشيم"
با توجه به
آنچه که اقای محقق مطرح کردند این سوال پیش می آید که آیا ما در یک کشور قانونمند
زیست می کنیم یا خیر؟ آیا شما بر اساس قانون موجود در همین کشور در پارلمان حضور
دارید یا چیز دیگری؟ آیا خود قانون برای ایجاد نظم در یک جامعه ساخته می شود یا
برای بی نظمی و انارشیسم؟
آقای محقق
هنوز در دوران جهاد گران ویرانگر زیست می کنند، همانها که همه تلاش و غمشان ویران
کردن و نابود کردن همه ارزشهای انسانی و قانونی این کشور بود، کابل ویران هنوز
فریاد می زند از هر گوشه اش که بی نظمی و فقدان قانون بر سرشان چه آورده بود، حالا
از یاد برده اند که در عصر قانون و نظم زیست می کنند، و هنوز نفهمیده اند که طبق
قانون هیچ یک از اتباع و احزاب سیاسی کشور نمی توانند روابط سیاسی و... با هیچ
کشور بیرونی به خصوص کشورهایی که منافع خاص در افغانستان دارند و برای تامین منافع
خاص خودشان دست به هر نوع عملی می زنند،
داشته باشند، اگر چنین باشد که هر حزب و فردی روابط خاص با کشورها داشته باشد، در
حقیقت همان باز گشت به سالهای 72 می باشد که در هر کوچه یک حکومت، یک دیپلماسی بین
المللی وجود داشت و هر قومندانی برای خود یک وزیر خارجه هم داشت!
اقای محقق
که تکیه بر چوکی قوه مقننه و مرکز قانون گذاری کشور زده است، باید بر این سوال
پاسخ دهد که اگر شما حق دارید با هر کشوری روابط دوستانه داشته باشید، معنای وزارت
خارجه در دولت چیست؟ وقتی شما حق دارید که روابط سیاسی مستقل داشته باشید، پس حق
وزارت خارجه کشور چیست؟ ایا شما پارلمان جدا گانه به نام حزب هم فردا ادعا خواهید
کرد که دارید، و چیز های دیگر! ایا این به معنای همان حکومت های ملوک الطوایفی
قدیم نیست! آیا این دیدگاه شما به معنای این نیست که شما و هم قطاران شما می
خواهید بار دیگر افغانستان حکومت های کوچه ای داشته باشد؟ بار دیگر به خاطر منافع
فردی خود می خواهید همه مردم افغانستان را به تباهی بکشید، طبق قانون هیچ کس حق
روابط سیاسی با هیچ کشوری را ندارد، تمامی روابط سیاسی از طریق مجرای سیاسی دولتها
در سطح جهان تنظیم می گردد، مجرای سیاسی تمامی کشورها وزارت امور خارجه آن است،
حتا روابط ریاست جمهوری ها هم از مجرای همین وزارت ها تنظیم می گردد، هیچ گاهی دو
رئیس جمهور با هم مستقیم تقاضای ملاقات و... نمی کنند، بلکه از مجرای وزارت خارجه
کشورها و نمایندگی های آنها بر قرار می گردد، همه چیز بر اساس نظم است نه بی نظمی!
اقای محقق
شما خود را به اصطلاح سیاستمدار و مدعی رهبری هم می دانید، امروز کشورهای بزرگی در
جهان رقابت دارند، مثل چین و آمریکا، روسیه و آمریکا و... ایا شمامی توانید احزابی
از آمریکا و یا بالعکس را پیدا کنید که با کشورهای دیگر روابط دوستانه داشته باشد؟
شما یک حزب از روسیه می توانید پیداکنید که روابط دوستانه با دولت آمریکا داشته
باشد؟ ایا قانون برای آن ها این اجازه را می دهد؟
آنچه را که
آقای محقق از ان روابط دوستانه یاد می کند، در عرف جهانی و بین الملل از آن خیانت
ملی یاد می کند، هر فرد و جریانی که به غیر از مجرای وزارت امور خارجه شخصا اقدام
به ایجاد روابط با کشورهای خارجی نماید، خائن ملی شمار شده و حکم خیانت ملی در
تمامی قوانین کشورها مجازات شدید تا سر حد مرگ را به دنبال دارد.
اقای محقق
لطف کنید، بیش از این ، این جامعه را مورد تمسخر قرار ندهید.



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر