حاجی محمد محقق در مدار سر گردانی ایام
-1-
همه
شنیده بودیم که سیاست در افغانستان حافظه تاریخی خودش را از دست داده است،
چون حافظه ندارد به قول مردان صحنه های سخت جنگ و مقاومت به گونه ای
"گنکس" حرکت خویش را ادامه می دهد، همین حرکت گنکس و بی هدف بعضی از به
اصطلاح سیاستمداران است که همیشه فاجعه خلق می کند، اما تاوان فجایع را بیش
از انکه سیاستمداران گنکس بپردازد، جامعه افغانستان پرداخته است، انچه که
باعث شده است این نوشتار عنوان فوق را به خود اختصاص دهد، سخنان شگفت انگیز
جناب اقای حاجی محمد محقق در چهارمین سال قتل سید مصطفی کاظمی در کابل می باشد که از زوایای چند قابل تامل بود!
-2-
حضرت محقق صاحب! در سخنان خویش ضمن توصیفات غیر منتظره از سید مصطفی کاظمی به اصل موضوع پرداخته و به چند محور به شکل تفصیلی اشاره کرده و گفتند:
الف: حضور خارجی ها باعث رشد تروریزم در افغانستان شده است
ب: حضور خارجی ها باعث رشد مواد مخدر شده است
ت: حضور خارجی ها باعث رشد معتادین در زیر پل سوخته و.. شده است
ج: و سر انجام فرمودند که خارجی ها امده اند بر سر ما یاسین خودشان را تیز کنند!!
-3-
چگونه
می شود از یاد برد آنروزها که حضرت محقق صاحب وزیر پلان بود و حکومت وقت
اقدام به تبدیلی پولهای قدیمی نمود و با اقدام شجاعانه جناب اقای سید مصطفی
کاظمی( که مبین اهداف نهان وی و دوستانش بود،) در
کابینه از وزارت مالیه درخواست نمود تا از تبدیل نمودن پیسه های مردم دره
صوف جلوگیری نماید و جناب محقق در هر کوی و برزن فریاد می کشید که جناب
اقای کاظمی به وزیر مالیه گفته است که اگر پیسه های
دره صوف تبدیل شود هزاره ها از لحاظ اقتصادی جان می گیرند، این پیسه های
حزب وحدت می باشد باید به هر شکلی که شده است از تبدیلی ان جلوگیری به عمل
اید.
گلایه
ای از سید مصطفی کاظمی نبود، چرا که او پیرو مکتب فکری ای بود، که باید
هزاره ها همیشه در دو عرصه اقتصاد و دانش روز عقب نگاهداشته شود تا همیشه
بتوان از آنها بهره کشی کرد، اما وقتی جناب اقای محقق که روزگاری ادعای
رهبری این جامعه را با خود یدک می کشید، امروز سخنان دیروز خود را از یاد
می برد، جامعه حق دارد به قول اقای محقق به همه چیز شک نماید، که این رهبر
فرزانه، دیروز چیز دیگر می گفت و امروز در سالمرگ همان انسانی که حد اقل
مانع تبدیل شدن پیسه مردمان مظلوم دره صوف شده بود، چیز دیگر می گوید، و
این سوال باقی می ماند که راستی قسم حضرت ابولفضل را باور کنند یا دم خروس
را؟
-4-
شاید
گاهی وقتها نگاه کردن به آئینه هم خالی از ثواب نباشد و بعضی وقتها نگاه
کردن چهره تکیده دیروز هم ضرورتی باشد که فربهی امروز معنای دیگری شاید هم
معنایی واقعی خودش را بیابد، حضرت ایشان شاید از یاد برده باشند که وقتی در
دره صوف در محاصره قرار داشتند و هیچ راه گریزی برایشان باقی نمانده بود،
بارها و بارها بر خود لعن و نفرین می فرستادند که چرا او فریب بعضی منابع ...را خورده و به اینجا امد، زیرا به او گفته بودند که برو در دره صوف سنگر مقاومت را بگشاید و آنها گفته بودند (...) با
تمام توان خویش از تو و مقاومتت حمایت می کنیم و از طریق اسمان اکمالات
جنگی برایت ارسال می کنیم واما حالا دانسته بود که او را فریب داده است.
حتا نان برای خوردن که چه بگویم، بلکه علف هم رو به اتمام بود.
البته
همه می دانند که انسان از ماده نسیان و فراموش کاری می باشد اما ما تصور
نمی کردیم که حافظه تاریخی ایشان تا این حد ضعیف شده باشد، که حوادث ده سال
پیش را از یاد برده باشند، و بار دیگر فریب حامیان تروریزم و طالبان و
تمویل کننده گان القاعده را خورده باشند، و بسیار ساده لوحانه سخنانی بر
زبان آورند که جامعه در تعجب و شگفتی قرار گیرد.
-5-
دیروز
دخمه ها جای جهاد و مقاومت بود، کار نداریم که این جهاد و مقاومت تا چه حد
مفید و مضر بود برای انسان این مرز و بوم، اما امروز قصرها جای جهاد گران و
مقاومت چی ها شده است، سوال این است که تفاوت میان قصر و دخمه چقدر است؟
از سوی دیگر برای کسیکه تا دیروز نانی برای خوردن
پیدا نمی توانست، این قصرها را امروز چه کسی تحفه داده اند؟ راستی قصر سازی
در زمان جنگ و نا امنی صورت می گیرد و یا اینکه در زمان صلح و امنیت؟ حضرت
محقق فرموده اند که حضور جامعه جهانی باعث تشدید تروریزم شده است، اما
سوال ما این است که اگر جامعه جهانی نمی آمد آیا حضرت ایشان تا کنون در دره
صوف با آرد علف
ادامه ص 3
می توانست زیست نماید و به حیات خویش ادامه دهد علیرغم حامیان خارجی ای که داشت؟
آقای
محقق باید به سوالهای مختلف جامعه با بیان ادعاها کاپی گرایانه خویش که
ممثل سیاست های سیاه بعضی از همسایه های تروریست پرور می باشد، پاسخ گو
باشند، ولی ما از ایشان زیاد سوال نمی کنیم، ولی ایشان باید بگوید اگر جامعه جهانی نمی بود فرزند دلبند شما آیا فرصت پیدا می کرد تا برود در جامهای جهانی و منطقه ای اشتراک نماید و برای خود و کشور مدالهای افتخار بیاورد؟ شبیه این سخنان و حتا تند تر از آن هرچند
بارها از سوی جیره خواران دیگر بیان شده است، اما مردم هیچ گاهی به خود
اجازه نداده اند که به آنها پاسخ بگویند و از آنها توضیح بخواهند، چرا که
آنها جیره خواران و اجیرانی بیش نبوده اند و همیشه در نقش ستون پنجم دشمن
در افغانستان نقش ایفا کرده اند، مردم و تاریخ شاهد این مدعاست، اما خروج
این سخنان از زبان جناب محقق صاحب که روزگاری نه چندان دور داعیه زعامت یک
کتله وسیع انسانی از جامعه افغانستان را داشته است چای پرسشها و تامل ها
دارد.
مردم
می خواهند بدانند که در آوردن جامعه جهانی خود پیش گام بودید، چرا امروز
از کار کرده خویش به گونه ای بسیار ماهرانه ابراز ندامت و پشیمانی می کنید؟
حضور جامعه جهانی باعث شده است که رشد انسانیت در جامعه و کشور روند صعودی
داشته باشد، در یک جامعه ای که ارزشهای والای انسانی حاکم شود، ارزشهای
مدنیت مدرن حاکم شود، قانون روند تطبیق خویش را بپیماید، مسلم است که جایی
برای تیکه داران باقی نمی ماند، و تیکه داران هرچند که دارای قصرهای مجلل
شده باشند بازهم احساس نا امنی کنند، و برای کشاندن جامعه به یک بحران دیگر
ابزار دست اجنبیان و دشمنان کشور شوند!
از
برکت حضور جامعه جهانی بود، که حضرت شما توانستید به عنوان انسانی متعلق
بر این مرز و بوم، در میدان رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری اشتراک کنید و
کسب مقام سوم را به خود اختصاص دهید، از برکت حضور جامعه جهانی بود که شما
توانستید در رقابتی وارد گود انتخابات شوید و با بیش از پنجاه هزار رای
مردم وارد پارلمان شوید و همه آن اراء را به پشیزی بفروشید، و فردای آن
بازهم تغییر مسیر دهید و...
از
برکت حضور جامعه جهانی بود که شما وزیر پلان شدید، وکیل شدید، رئیس کمسیون
فرهنگی شدید، و... اگر این حضور نبود، آیا مجالی برای زندگی شخص شما باقی
می ماند در داخل افغانستان؟
من
نمی گویم که حضور جامعه جهانی برای مردم چه نفعی داشته است، من نمی گویم،
که حضور جامعه جهانی باعث شد که فرزندان این مرز و بوم به مکاتب راه پیدا
نماید، به دانشگاه ها رفتند با فرضیه های جدیدی آشنا شدند، من نمی گویم که
چشمانی بودند که قدرت دیدن فرزندان هزاره را در مکاتب عالی نداشتند، همان
کشور تمویل کننده تروریزم و نفاق اجتماعی در افغانستان ملاهایی را اجیر
کردند که همانند دیروز بگویند که مکاتب در افغانستان مسیحی پروری می کنند،
همانگونه که دیروز کمونیست پروری می کردند، اما حاصلی دریافت نکردند، چون
آنها خود در ذهن مردم با همه عظمت های ظاهری خویش متهم به بی دینی شده
بودند.
من
نمی گویم که حالا در دورترین نقاط کشور حد اقل یک کلینیک وجود دارد و حالا
کمتر زن حامله ای به دلیل وضع زایمان جان می دهد، حالا کمتر انسانی به
دلیل مریضی بسیار ساده جان خویش را از دست می دهد.
من
نمی گویم که هنوز برای رسیدن به یک مقصد و یا سفر کردن به شهری حالا چندین
شبانه روز باید پای پیاده رفت، هرچند مشکلات فراوانی وجود دارد که باید
رفع شود، اما بی انصافی هست که بگوئیم حضور جامعه جهانی باعث رشد تروریزم و
چی و چی شده است! اقای محقق اندکی انصاف هم خوب چیز است، دیگر مردم نباید
به مردگی و جنازه کشی فکر کنند، شاید زمان آن فرا رسیده باشد که مردم هم حق داشته باشند همانند شما به قصر نشینی و اندکی هم سهم زندگی برای خودشان فکر کنند.
-6-
این استاد محبوب در بخش دیگری از سخنان خویش اشاره ای کردند که حضور جامعه جهانی باعث رشد مواد مخدر شده است!
اما
کاش می گفتند که میزان تولید مواد مخدر در زمان جهاد چقدر بوده است و حالا
به چه میزانی رسیده است؟ در حالیکه هرچند تولید آن با نوساناتی مواجه بوده
است، ولی به هیچ وجه گراف آن از سطح تولید در دوران جهاد و حکومت اسلامی
بالاتر نرفته است، مشکل اصلی تولید مواد مخدر در افغانستان بازهم همسایه
های افغانستان است که به آن نیاز دارند، مثلن کشور
ایران در منطقه به عنوان یکی از کشورهایی مهمی منطقه می باشد که به شکل
کاریدور انتقال مواد به سوی اروپا عمل می کند، متعصبین مذهبی همواره در قم
فتوا صادر می کردند که برای نابودی دشمنان اسلام باید ترویج مواد مخدر و
اعتیاد را به آن کشورها اعمال کرد و به همین دلیل بود که از دوران ملا
خمینی آخوند همیشه سپاه در انتقال مواد مخدر در ایران نقش محوری را به عهده
داشته است که از این طریق بخشی از در امدهای هنگفت اقتصادی خود را تامین
می کرد.
حل
مسئله مواد مخدر نیازمند همکاری های صادقانه همه کشورهای منطقه می باشد و
تا زمانیکه آنها برای انتقال آن باابزارهای تشویقی اقدام ننمایند، مشکل کشت
و تولید مواد حل نخواهد شد، و برای حل آن باید جامعه جهانی با کشورهای که از آن به عنوان خطوط ترانزیتی و عاملان انتقال آن عمل می کنند برخورد صورت گیرد.
-7-
حضرت
ایشان در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به زیر پل سوخته و معتادین مقیم
آن ادعا نمودند که حضور جامعه جهانی باعث رشد پدیده اعتیاد شده است، اما
متاسفانه نرفته اند که تحقیق کنند تا بدانند ریشه این اعتیاد از کجا آمده
است، یا اینکه می دانند اما خود را به بیراهه می زنند تا همه بپندارند که
نمی دانند.
اگر
خود فرصت نداشتند و یا کسر شان می دانستند که سری به این مظلومان تاریخ
بزنند، می توانستند کسانی را برای تحقیق بفرستند تا اینگونه سخن بر زبان
نمی آوردند، می دیدند بخش اعظم کسانیکه در آنجا مقیم هستند روزگاری از بد
حادثه مهاجر شده بودند در سرزمین اسلامی ایران، و این تحفه ای است که از آن
بلاد به همراه شان یا داده است و یا اینکه آورده اند.
زیرا همه می دانند تنها در کشور ایران است که سپاه پاسداران برای ادامه دیکتاتوری ملا خامنه ای آخوند اقدام
سازمان یافته می کند تا جوانان پر شور آن کشور را به اعتیاد آلوده نمایند.
تا آنها بتوانند بدون جنجال بر دیکتاتوری خویش ادامه دهند. و فرزند افغانی
هنگامیکه به آن سرزمین پای می گذارد حد اقل با رفاقت با آنها آلوده به
اعتیاد می شوند، هر چند نباید گزینه معتاد سازی آنها را از سوی حاکمان
ایران دور از ذهن دانست، چرا که امروزه همه جیره خواران آنها به شکل متحد
الشکل روی این پدیده تمرکز کرده اند!
طبق
گزارش و داستان های غم انگیز معتادین هزاره، کارفرمایان ایرانی به جوانان
کارگر افغانستانی که اکثرن هزاره هستند، بطور رایگان مواد مخدر توزیع می
کنند. و این عمل به این دلیل صورت می گیرد که این کارگران تحت تاثیر مواد
مخدر خستگی و ناتوانی را حس نمی کنند و شب و روز به کار می پردازند. وقتی
به خود می آیند دیگر دیر شده است و کارفرمای ایرانی نه تنها شیره جان وی را
مکیده بلکه زندگی وی را تباه کرده است. و به این شیوه کارگران را می
کشانند، و دلیل دیگر اعتیاد جوانان هزاره از سوی ایرانی ها این است که آنها
نفرتی درمقابل نسل مغل دارند، عمدن جوانان ما را معتاد می سازند. زیرا
بقول آنها و جیره خواران آنها هزاره ها از نسل چنگیز اند.
-8-
سخن
آخر اینکه جناب آقای محقق صاحب، این مردم از جنگ خسته شده اند، این مردم
در بهترین حالتش اگر جامعه جهانی را منجی عالم بشریت ندانند، حد اقل معتقد
هستند که تنها آنها هستند که به ارزشهای والای انسانی ارج می گذارند، و
انسانها را به اشکال مختلف با حقوق انسانی شان آشنا می سازند، و از منبع
مالیات مردمانش برای نجات بشریت کمک می کنند، و ما اگر هر روزی که این
کمکها قطع شود معلوم نیست، که به گفته فقها شاید برای نجات جان یک دیگر
گوشت انسان را نیز جایز الخوردن می دانند و به آن
عمل نمایند. چنانکه در گذشته این تراژدی در این کشور به نمایش در آمده است.
امید واریم بیش از این با حیثیت جامعه مظلوم هزاره بازی نشود، به یاد
آورید زمانیکه بیش از پنجاه هزار رای داشتید، اما وقتی با این آرآئ حد اقل
بازی صورت گرفت، امروز جناب شما در لیستی یکی از متهمین تقلب در اراء
انتخاباتی قرار گرفته اید، این دلیلی ندارد به جز اینکه بخشی اعظم جامعه
نسبت به مشی و حرکت های سیاسی شما تشکیک روا داشته و نسبت به حمایت شما
تجدید نظر کرده اند، اجازه ندهید که بیش از این در انزوای اجتماعی جامعه
قرار گیرید.
آقای
محقق بیائید صادقانه و مختصر یک مسئله را به بررسی بگیریم، اگر فردا یا پس
فردا قوای بین المللی از افغانستان خارج شوند بنظر شما نظام فعلی چند روز
دوام خواهد کرد؟ شاید شمار آن از روزها به هفته نرسد، آنوقت چه؟
و باز افغانستان خواهد بود و تعصب کور مذهبی و نژادی طالبان!
اقای محقق! آیا شما قادر خواهید بود حتا از حریم شخصی خود حفاظت نمائید؟
به
یاد داشته باشید که دیگر نه سنگر مستحکم مردم ما در دره صوف خواهد بود و
نه شما امکانات، توانایی، انگیزه و قوه آن را خواهید داشت که از سنگر مردم
ما دفاع کنید؟
و
باز کشتار و مظالم مردم ما که در مزار و یکاولنگ صورت گرفت اینبار در غرب
کابل تکرار خواهد شد؟ چه کسی از ناموس هزاره ها دفاع خواهد کرد؟ شما و یا
آقای کرزی؟؟
تجربه
تلخ چندین سال گذشته نشان داده که نه شما می توانید و نه کرزی می خواهد
جلو کشتار، چور، چپاول و بیداد گری های کوچی ها را بگیرد. در صورتیکه شما
قادر نیستید جلو چند کوچی بیابانگرد را بگیرید، چطور می توانید جلو سیل
طالب متحجر را بگیرید؟ که با عقیده کور طالبی و سلاح پیشرفته آی اس آی مجهز
است؟
آقای
محقق با روزه گرفتن نمی توانید جلو یورش آدمکشان را بگیرید. کوتاه سخن،
بخود آئید و با سر نوشت این ملت بیدفاع بیش از این بازی نکنید.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر