بايگانی وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۱۸, جمعه

قتل در خانه ایت الله زاده

نورزاده از بامیان:
قتل در خانه ایت الله زاده

 خدمت گردانندگان هفته نامه انتقادی و وزین نای نیستان سلام !
اول اینکه  شما نسبت به بامیان کم توجه هستید خیلی متاسف هستم، مخصوصن که مشکلات این مناطق را که بیشتر زیر سر مدعیان رهبریت هزاره هامی باشد، توجه ندارید. می خواستم بگویم که کمی توجه کنید. دوم اینکه در بامیان تعدادی از رسانه ها و ... وجود دارند ولی همه شان محافظه کار هستند و هیچ گاهی حوادثی را که رخ می دهد پوشش نمی دهند، من یک حادثه غم بار را برایتان می نویسم امید وارم که نشر کنید.
حدود دوماه پیش بود که در مرکز بامیان در قریه زرگران در خانه واحدی بهشتی (فرزند حضرت ایت الله سید بهشتی) عضو شورای ولایتی بامیان یک دختر جوان با تفنگ چه اقای واحدی بهشتی عضو شورای ولایتی بامیان به قتل رسید، در اولین روزها اقای بهشتی اعلام کرد که این دختر در نبود او با تفنگ چه اش اقدام به خود کشی کرده است. بعدن بادی گارد وی را متهم به قتل کردند، بررسی ها نشان داد که مرمی از شانه خورده است و از گورده دختر مقتول خارج شده است.
هیچ رسانه ای این موضوع را پوشش نداد،چون خود واحدی در شورای ولایتی و برادر دیگرش در ولسی جرگه نماینده می باشد. برای من که سخت معتقد به ارزشهای بزرگ مذهبی هستم این موضوع باور کردنی نبود، ولی وقتی جستجو کردم دیدم خبر راست است، چون خبر از مجرای رسمی خودش نشر نشده بود، شایعات دامن زده شده است، شایعاتی که در شان یک سید و آیت الله زاده و خود روحانی قابل قبول به نظر نمی رسد، زیرا بر سر زبانها افتاده است که اقای واحدی به این دختر تجاوز کرده است، چون دختر می خواسته است موضوع را بر ملا کند، ایشان اقدام به قتل کرده است، ولی امید واریم که شما از طریق دادستانی و سایر مقامات عالی ولایت که سکوت پیشه کرده اند موضوع را بررسی کنید و برای مردم اطلاع رسانی نمائید.
المک: شکست سپاه در پروزه اختلاف مذهبی در افغانستان،
با عرض ادب خدمت اهالی هفته نامه خوب و خواندنی و جسور نای نیستان: چنانچه که شما اطلاع دارید سپاه پاسداران ایران غرض ایجاد تشویش افکار عامه رسانه های مختلفی را در افغانستان تمویل می کرد و می کند، یکی از آن رسانه ها که تلویزیون تمدن بود، با غرض ایجاد تعصبات کور مذهبی تمویل می گردید، تا بتواند در افغانستان برای اولین بار پس از جنگهای تنظیمی و نزادی که با تمویل ایرانی ها صورت گرفت، جنگ مذهبی را راه اندازی نماید، اما پس از چند سال از تمویل این رسانه متوجه شدند، که ملت افغانستان به بیداری ملی دست یافته و دیگر فریب شیاطین منطقه ای را نخواهند خورد، به همین خاطر انها احساس کردند که تمویل این رسانه دیگر سود اور نیست، فعلن بخشی از حمایت مالی خویش را از این رسانه کم کرده اند، به همین خاطر بخشی وسیع از برنامه های تولیدی تلویزیون مذکور به خاطر نبود نقدینگی که از بیرون مرزها می آمد متوقف شده است  و همچنین 30 درصد در کل معاشهای پرسونل و کارمندان این تلویزیون نظر به کمبود بودجه کاهش وارد شده است، بر خلاف قرار دادهایی که با هر یک از کارمندان دارند.
امید وارم که در گزارشهای خودتان به این مورد توجه کنید و از اینکه ملت افغانستان به این خود آگاهی رسیده است باید ابراز شکران کنیم. زنده باد افغانستان. زنده باد آگاهی
.
عطایی
هزاره ها فقط براى دورانِ كوتاهى در سايه ى رهبرىِ مزارى، صاحبِ مركزيت سياسى اى شده بودند كه دغدغه ى منافع جمعى هزاره ها را داشت. بعد از كشته شدن مزارى و سقوط غرب كابل، هرچه زمان گذشت، هزاره ها از فكر كردن به منافع جمعى خود بيشتر و بيشتر دور شدند. امروز اين روندِ انحطاط و سقوط به جايى رسيده است كه به جرأت مى توان گفت كه م...ا در عصر شارلتان هاى بزرگ زندگى مى كنيم. از نويسندگان، روشنفكران، روحانيون، داكترها و انجنيرهاى سياست پيشه گرفته تا رهبران و كسانى كه بر چوكى رسمى قدرت تكيه زده اند. رهبران با جمع كردن چاپلوسان، سودجويان و نيروهاى فاسد براى خود مراكز قدرتى ساخته اند كه فقط به تأمينِ منافع شخصىِ رهبر، مؤمن و متعهد است. عده اى از روشنفكران، نويسندگان، روحانيون و تحصيل كرده هاى سياست پيشه نيز با هزار ترفند و نيرنگ، فقط درصدد ارضاىِ بدون هزينه ى شهرت طلبى و خودخواهى هاىِ شخصى شان هستند. در عصرِ شارلتان هاى بزرگ، ديگران يا مردمى اند كه فريب خورده اند و حيرانِ شكوه و عظمت شارلتان ها شده اند يا كسانى اند كه با وجود شناخت واقعى از اين شارلتان ها، راه گذاره كردن با آنها را در پيش گرفته اند و به قول معروف مى خواهند "چند روز پرده و گذاره شود". كسانى هم اگر يافت شوند كه با شارلتان ها سر ناسازگارى دارند، منزوى، گمنام، مأيوس، سرخورده و حتى بدنام هستند و جلب توجه نمى كنند.
عصر شارلتان هاى بزرگ، عصر مرگ ارزش هاى انسانى است؛ عصر بازيچه شدنِ دارايى هاى معنوىِ يك مردم است. وقتى شارلتان ها در رأس امور قرار مى گيرند، خوى و اخلاق آنها فراگير، همگانى و همه جايى مى شود. حتى مى توان انعكاس و بازتابِ شخصيت و اخلاقِ شارلتان هاى بزرگ را در رفتار ساده ترين افراد جامعه هم ديد و رديابى كرد.
چرا جامعه اى چنين سقوط مى كند؟ جوامع فقير كه از همه لحاظ توان شان لاغر و نحيف شده است، بهترين جاى و زمينه براى رشد و نمو شارلتان ها است. در جامعه اى كه تعداد دانشگاه رفته هايش به سختى به يك درصدى تك رقمى مى رسد، بسيار طبيعى است كه يك آدم، فقط با گرفتن يك مدركِ دانشگاهى، بدون ارائه ى هيچ كارنامه و دستاورد مشخصى، قهرمان علم و دانش جلوه كند. در جامعه اى كه در طولِ صدها سال از تاريخش چند صد كتاب هم تأليف نكرده است، كسى كه يك كتابِ زده و زخمى هم چاپ كرده باشد، به خود حق مى دهد كه خود را قطبِ عالَم علم و دانش بداند.
در چنين وضعيتى چه مى توان كرد؟ ايجاد اصلاحات و انجام يك حركت اصلاحى و متعهد به منافع جمعى جامعه در چنين وضعيتى اگر ناممكن نباشد، حداقل آسان نيست. نيروهاى سالم بايد فعال و در صحنه باشند و كار كنند، به اين اميد كه با گذشتِ زمان و فربه و آگاه شدن بيشتر جامعه، زمينه براى ايجاد مراكز متعهد به منافع مردم فراهم مى شود.
همانگونه كه به اين نقطه سقوط كردن يك روند بوده است، بازسازى و اصلاحات نيز يك روند تدريجى خواهد بود.
تقويت، حمايت و زمينه دادن به نقد، فعلا بهترين راه براى شفاف ساختن فضاى جامعه است. بايد چهره ها و رفتارها بى رحمانه نقد شوند تا هم مردم آگاه شوند و هم عرصه براى شارلتان ها و شارلتان گرى تنگ و سخت شود.
فیض الله هزاره
در ایران پیروان خط خدا و امام زمان بین انسان ها، خط انداخته اند و تمایز جدی بین نوع بشر قایل شده اند. همنوعان ایرانی ما، افغانستانی های مهاجر را تحریم هوای تازۀ پارک ها کرده اند و از پولیس جمهوری نااسلامی خواسته اند که در روز های تعطیلی از ورود زن و بچۀ افغانی در پارک ها جلوگیری نمایند. این هم دستور وارثان امام زمان است . اگر خودش بیاد شاید ........
یک عدۀ از عمالان این رژیم شیطانی در کابل، سگ صفتانه از این ناانسان ها به دفاع می پردازند و در مدح و ثناای آنها زوزه می کشند. اما آنها حتا هوای تازه را برای مسلمان افغانی اجازه تنفس نمی دهند به نام اسلام!

هیچ نظری موجود نیست: