بايگانی وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

حرکت در ابهام

حرکت در ابهام
از مدتها به اینسو گفته می شد، که در افغانستان حکومتهایی در سایه هست، حکومت هایی نا مرئی در کنار و گوشه های آن محسوس می باشد، اما کسی به آن توجه نداشت، بعضن اگر از جاده های افتابی به سایه ای می لغزیدی می دیدی، که پا بر روی حکومتی نهاده ای، که در جاده های آفتابی هیچ اثری از آن مشاهده نمی شود، ولی واقعیت را تو با وجودت لمس کرده بودی، که حکومتی دیگر هم وجود دارد، اما از تو هم خواسته است، که در برابرش سکوت کنی، دیده ات را نا دیده بگیری و بگذری!
رئیس جمهور کرزی هم در هفته گذشته، به این موضوع توجه کرد، و در یک کلام گفت، اوضاع افغانستان مبهم است، اوضاع افغانستان پیچیده است و هر روز بر پیچیدگی آن افزوده می شود.
درحالی بحث پیچیدگی مطرح می شود، که تا مدتی دیگر برنامه های خروج نیروهای خارجی از افغانستان شروع می شود، اما این در حالی است که طالبان هر روز بر میزان مانور خویش می افزاید، بحران نا امنی در کشور، روند رو به رشد خود را آغاز کرده است، و نیروهای امنیتی، به جای اینکه بتوانند در برابر این بحرانها واکنش مناصبی از خود نشان دهند، هر روز خود طعمه آن می گردند، و در همین حال رئیس جمهور کرزی به نیروهای خارجی هم هشدار می دهد؛ اگر حملات هوایی ناتو بر خانه‌های مردم افغانستان متوقف نشود نیروهای ناتو که با تروریزم مبارزه می‌کنند به نیروهای "اشغالگر" تبدیل خواهند شد.
از یک سو بحران نا امنی دامنگیر شده است، از سوی دیگر هر روز رئیس جمهور کرزی هم تلاش می کند، راههای مبارزه نیروهای بین المللی را با طالبان و تروریستها تنگ تر نماید، نتیجه آن چه خواهد شد؟
تا دیروز که دولت افغانستان کمتر به مسایل و تاکتیک های جنگی نیروهای بین المللی دخالت می کرد، روند مبارزه آنها موثر تر به نظر می آمد و از همان زمان که اقای رئیس جمهور، تلاش کرده است، که با این عملیاتها مقابله کنند، تاثیرات آن نیز کاسته شده، و در نتیجه بر میزان نا امنی  ها نیز افزوده شده است.
جنگ جنگ است، در جنگ حلوا پخش نمی کنند، اما واقعیت این است، که باید رئیس جمهور کرزی پیش از آنکه هشدارهای شدید الحنی را به نیروهای کمک کننده خارجی داشته باشد، تلاش کنند، که در جامعه فرهنگ عدم خشونت را طرح و نهادینه نمایند، اگر طرح فرهنگ عدم خشونت، در افغانستان بنیادگذاری نگردد، و راههای زیست باهمی نهادینه نشود، حکومت قانون بر همه یکسان تطبیق نگردد، هشدار های رئیس جمهور کرزی می تواند اوضاع را آشفته تر نماید.
خون انسان ریختن در عصر کنونی درد آور است، چه رسد به اینکه خون انسان بی گناهی، هم ریخته شود، اما از یادنبریم، همان انسان وقتی می آید در سرگ عمومی خود را انفجار می دهد، و جان دهها انسان بی گناه دیگر را می گیرد و چندین انسان بی گناه دیگر تا آخر عمر از داشتن دست، پا، چشم و... محروم می شوند، برای کسی می تواند مطلوب باشد؟
به نظر می رسد، که هشدار رئیس جمهور کرزی به نیروهای خارجی مبنی بر تخلف و عملیاتهای نا هماهنگ می تواند به حرکتهای یک جانبه از سوی حکومت افغانستان منجر شود، زود از وفت بوده است، زیرا اگر نیروهای خارجی به هر دلیلی بازهم نتوانند بعضی از عملیاتهای خودشان را نظر به حساسیت زمان، هماهنگ کنند، می تواند اقای رئیس جمهور کرزی اعلام نیروهای اشغالگر نماید، و تکلیف نیروهای اشغالگر واضح است، که باید بار دیگر در برابر آنها اعلام جهاد صورت گیرد، جهادی که می تواند یک بار دیگر افغانستان را حد اقل صد سال به عقب بازگرداند، اما اگر این موضوع با خویشتنداری حل و فصل گردد، افغانستان می تواند، صدساله به پیش حرکت کند؟ عقل و خرد جمعی در آن صورت پیرو کدام است؟ یا باید، بازهم به قهقرا برگردیم، و یا اینکه همگام با نیروهای بین المللی برای نابودی کامل مخالف، حرکت کرد، و کاروان افغانستان را به سر منزل ترقی، تکامل، تکنالوژی رسانید؟

هیچ نظری موجود نیست: