یوسف واعظی در نقس مستنطق تهران در کابل!
روز یکشنبه عصر صدای زنگ تلفن مرا به سوی خود فرا خواند، من هم یک شماره ناشناس را جواب دادم، از پشت تلفن کسی گفت، آقای ...
-
گفتم بله خودم هستم، بعد سلام علیکی و خود رامعرفی کرد که واعظی هست، یک
لحظه مردد شدم، که کدام واعظی باشد، از تن صدایش در یافتم، که همان واعظی
روضه خان ثابق است و حالا مدتی است که در مشاور دانی رئیس جمهور کرزی رهل
اقامت فرموده اند. و...
از لحن گفتارش پیدا بود
که ناراحت است، پرسید در نیستان تو هستی، این معاون مدیر مسئول هم تو هستی ؟
و... گفتم بعله بعد سوالش این بود که این ایت الله کیست؟ که این چرندیات
را به اصطلاح گفته است و..
به دلایلی پشت تلفن
نمی خواستم جوابش را بدهم، گفتم یک قرار ملاقات بگذارید از نزدیک صحبت می
کنیم، شاید آنجا برایتان گفتم که این انسان شریف کیست؟
**
عصر
روز دو شنبه 24-3-1390 برسر قرار حاضر شدم، بعد از مدتی تعارفتا وارد اصل
بحث شدیم، موضوع بحث همان شماره 9 هفته نامه نیستان بود، و در کل تلاش
ایشان روی سه موضوع بود- یک- ایت الله کیست؟ دوم- نشریه از کجا تمویل می
شود؟ - سوم- مدیر مسئول نشریه کیست؟
فکر کنم هیچ
یک از جواب سوالهای خودش را نتوانست بگیرد، کمی عصبانی شد، بعد کلی بحث در
گرفت، اما یک نکته همیشه در میان صحبت هایش بود که مرتم گوشزد می کرد، نه
آنگونه که حالت تهدید بگیرد، اما تذکار های پی در پی می داد که به نفعت
نیست!!!
تفصیل این یاد داشت فعلن باشد تا بعد،
اما دو نکته را می خواستم بگویم:
اول اینکه از حرکتها و گفتار جناب واعظی سیاه پیدا بود که تمامی گفتگو ها در حال ثبت بود،
دوم:
اینکه چندین مرتبه احساس می کردم که من با واعظی روضه خوان مواجه نیستم،
من با یک مستنطق حرفه ای سپاه پاسداران ایران مواجه هستم، و این برایم خیلی
تاثر آور بود!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر