بايگانی وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

اقتدار از اینجا آغاز می شود

اقتدار از اینجا آغاز می شود
عالمان روانشانسی روی واژه هایی از قبیل "اعتماد به نفس" و" باور" بسیار تکیه زیادی دارند، آنها معتقد هستند، که باورها همه چیز را می سازند، اعتماد به نفس، نقش کلیدی در همه زندگی فردی و جمعی را دارا می باشد، واژه هایی که سالهای سال است در کشور ما متروک مانده است، یا از محتوا خارج شده اند.
-1-
اجازه دهید اینجا یک برگ از تاریخ را نقل کنم و بعد وارد اصل موضوع شویم، در جایی خوانده بودم بسیار قدیم، نمی دانم منبع چقدر معتبر بود یا نه- می گویند که در چین هر روز بر میزان معتادین به مواد مخدر افزوده می شد، حاکمان چین که حاکمانی مردم دوست بودند، نگران شدند، کارشناسان را جمع کردند تا راه حلی برای آن بسنجند، نتیجه این شد، که باید بازار فروش مواد مخدر را از بین ببرند، و به جای آنها دولت خود از طریق وزارت صحت عامه و همه دواخانه ها اقدام به توزیع مواد مخدر نمایند، رسمن اعلام شد که هرکس نیاز به مواد مخدر دارد پس از این می توانند با مراجعه مستقیم از همه دوا خانه های کشور تهیه نمایند.
مواد مخدری که در دواخانه ها تزریق شد، خالص ترین نوع مواد بود، در حالیکه موادی که در بازار پیدا می شد، اکثرن فیصدی مخلوط داشت، و از لحاظ قیمت هم ارزان تر بود، بعد از مدتی همه معتادین شدند مشتریان دواخانه ها، تقریبن فروشندگان آزاد ورشکسته شدند، مدتها این مواد خالص در همه دوا خانه ها تزریق می شد، پس از مدتی شروع کردند، فیصدی آن را کم کردند، یعنی هر مرحله یک فیصد از مواد اصلی  را کم می کردند، و به جایش چیزهای دیگر مخلوط می کردند، تا اینکه بعد از مدتها فقط از مواد مخدر همان شکل و قواره اش باقی مانده بود، ولی در حقیقت هیچ مواد مخدر وجود نداشت، چیز دیگری را معتادین مصرف می کردند به جای مواد مخدر، از این تاریخ هم مدتها سپری شد و یک روز یکی از مقامهای حکومت رسمن اعلام کردند که ما در کشور هیچ معتادی نداریم، و به همه معتادان هم اعلام کرد که شما دیگر معتاد نیستید، زیرا چند ماه هست که چیزی شبیه مواد مخدر مصرف می کنید، نه مواد مخدر، و حالا اگر آن را مصرف هم نکنید، شما کاملن بهبود یافته اید، و هیچ تاثیری هم بر وجود شما نخواهد داشت!                                                  
-2-
تقریبن سه دهه است که در کشور ما از سوی همسایه های دوست نمای ما، تحت عنواین مختلف باور توانمند شدن ما را گرفته اند، و به جایش به گونه ای به اصطلاح احساس وغرور ملی ای تزریق کرده اند که همیشه باید ما ستیزه گر باشیم، و حاصل این ستیزه گری ما برای آنها شده است، منافع کلان ملی، زیرا ما تا زمانیکه در سر سودای ستیزه داشته باشیم، هیچ گاه صاحب صنعت، تنکالوژی، علم، فکر و... نخواهیم شد، ما دامیکه ما صاحب این ارزشها نباشیم، در حقیقت انسانهایی هستیم در قالب انسان، اما تهی از همه ارزشهای انسانی، و وجود چنین کشوری برای آنها بیشترین سود را داشته چون آنها نا چار هستند که برای تولیدات بسیار بی کیفیت کشورشان مصرف کننده ای پیدا کنند و...                        -3-
مباحث روابط استراتژیک میان کابل و واشنگتن از مدتها به این سو ذهن همه را مشغول کرده است، آنهایی که اندکی دور نگر هستند، و دغدغه ای برای ترقی و رشد افغانستان دارند همه شان موافق این پیمان می باشند، و کسانی که یا کوتاه بین بودند، و یا اینکه خود می دانستند که منافع کشور همین است، ولی چون منافع شخصی شان با کشورهای به اصطلاح همسایه گره خورده اند، ساز آنها را سر داده اند که به نفع افغانستان نیست.                              -4-
برای اولین بار در سیاست خارجی کشور شاهد بودم که یک موضع گیری بر اساس " باور" و "اعتماد به نفس" یا اعتماد به نفس کلان ملی از سوی وزیر محترم خارجه و مشاور ارشد رئیس جمهور در پارلمان صورت گرفت! موضعی  که حقیتن لرزه بر اندام بسیاری کسان و به خصوص همسایه های افغانستان انداخت، آقای سپنتا در حضور نمایندگان ملت، شجاعانه بیان داشتند که؛ ما با هیچ یک از همسایه های خود مشوره نمی کنیم در ارتباط با عقد پیمان ستراتژیک کابل واشنگتن، ایشان استدلال نمودند که ما درعین زمانی که به دلیل موازین و ارزش‌های دیپلوماتیک به حساسیت همسایگان خود و کشورهای منطقه ارج می‌گذاریم ولی در عین زمان، من شخصا می‌خواهم تاکید بکنم همان‌طوری که کشورها در بلوچستان بمب اتومی منفجر کردند و یا در اسلام‌آباد ده سال سردسته‌ی تروریستان جهان را پنهان کردند از ما نپرسیدند که پنهان کنیم یا نکنیم، ماهم حق داریم بگوییم که با کی دوستی و با کی دشمنی می‌کنیم. غرور و شهامت ما افغان‌ها ایجاب می‌کند که بر منافع ملی خود، در نهایت خود ما تصمیم بگیریم." وی همچنان هشدار داد که "تا زمانی که مدیریت گفتگوها را من به عهده داشته باشم، هیچ حق وتو به هیچ همسایه‌ای داده نخواهد شد" حقیقتن سالها بود که  داشتن چنین زبانی صریح را در عرصه سیاست خارجی آرزو داشتم، اما همیشه می دیدم که سیاست خارجی ما فاقد نوعی اعتماد به نفس با حرکت های لرزان و ترسان به پیش می رود، و اما این بار نه تنها شجاعانه بلکه عالمانه هم بیان شد.
مشاور و مسئول مذاکرت ستراتژیک بین افغانستان و امریکا به گذشته های اعمال همسایه گان افغانستان نیز اشاره کردند و بیان داشتندکه؛ همسایه‌های افغانستان عامل جنگ و خونریزی در کشور بوده است" سی و دوسال این‌ ملت به دست همسایگان و تحریک همسایگان خون خودرا می‌ریزند!
-5-
آیا صرف امضاء این پیمان همه بیماری های افغانستان را علاج خواهد کرد؟ و افغانستان با امضاء این پیمان بر همه مشکلات خویش فایق خواهد آمد؟ در حالیکه همه می دانیم، عرف بین المللی به گونه ای هست که هر پیمانی برای خود تاریخ انقضاء دارد، و روزی این پیمان به همان موعود مقرر خویش خواهد رسید. آیا آنروز دیگر در افغانستان هیچ مشکلی باقی نخواهد ماند؟
سوالهای زیادی می تواند وجود داشته باشد، اما من فقط به یک اصل توجه همه را جلب می کنم، و آن این است که در فرصتی که این پیمان به ملت افغانستان می دهد، مقامات افغانستان باید برای حد اقل توازن منطقه ای در عرصه های علمی، اقتصادی،  نظامی، فرهنگی ، تکنالوژکی و آفرینش های فکری بتواند با کشورهای همسایه در قدم نخست برابر شود و در قدم بعدی خود را با کشورهای کلان  ادامه ص 3
جهان برابر نماید.   اگر به این اصول توجه نشود، تا هر زمانیکه از لحاظ نظامی همسایه ها بر تری داشته باشد، و تا   ادامه ص 3
هر زمانیکه از لحاظ اقتصادی و تولیدی آنها پیشگام باشند، همچنان افغانستان آسیب پذیر باقی خواهد ماند.
-6-
آرزومندم که پس از امضاء پیمان ستراتژیک کابل- واشنگتن، جناب اوباما بتواند به عنوان نجات بخش انسانهای تحت سیطره استبداد، ظلم و خود کامگی حاکمان مستبد کشورهای خویش، و نابودی تفکر القاعده گری و طالبانیزه شدن انسان، بتواند با آرامش خاطر و جهانی عاری از خشونت، و سر شار از محبت و دوست داشتن چیپس های گرم خویش را با اشتها نوش جان نماید!
و باز امید وارم که اقای کرزی به عنوان امضاء کننده این معاهده بزرگ و تاریخی، شاهد آنروزی باشد که افغانستان فارغ از تیکه داران قومی، عبور از مرزهای کشنده قبیله گرایی و با حاکمیت انسان، فارغ از تیره، قبیله، نژاد، دین و مذهب و... توانسته است به عنوان یک کشور بزرگ علمی و صنعتی در سطح جهان به رقابت با غولهای صنعتی بپردازد  و خود به عنوان بنیانگذار افغانستان نوین با قلبی سر شار از شادی و روحی مملو از آرامش  سوار بر بایسکیل بدون دغدغه و نگرانی امنیتی زیبایی های کابل را به تماشا نشیند!

هیچ نظری موجود نیست: