باید بگویم که من همانند بیش از یک و نیم ملیارد
انسان دیگر افتخار مسلمان بودن دارم، من به اسلام به عنوان آخرین دین و کامل ترین دین الهی که از سوی خداوند برای
رستگاری بشر توسط محمد مصطفی (ص) به ما آدمیان رسیده است، و من چندین قرن پس از
پیامبر پیرو دین او و مبلغ احکام او و مجری سنن او می باشم بر خود افتخار می کنم و
از این بابت هر دم سر سجود بر درگاه خداوند بی همتا فرود می آورم و از درگاه او
شکران به عمل می آورم که من یک مسلمانم و از او می خواهم که از این دنیا یک مسلمان
بروم.
خداوند توسط محمد مصطفی (ص) دینی را برای ما فرو
فرستاد که با عمل کردن به احکام آن انسانها رستگار شود، رستگاری انسان و پیروی از
دین و آئین برای همه آدمیان یک امر فردی می باشد، هر انسانی به ذات خودش از این
ازادی بر خوردار می باشد که راه رستگاری را بر گیزند و یا راه گمراهی را؟ قران
بارها در ایات خویش این امر را تذکار می دهد که به محمد می گوید "بگو ما فقط
ابلاغ می کنیم" اختیار با شماست، انتخاب با شماست، شما هستید که در میان راه
رستگاری و ستم کاری یکی را بر می گیزینید!
دین یک امر فردی هست، و انسانها می تواند دیندار
باشد و می تواند نباشد، انچه که در قران می فرماید" لا اکراه فی الدین"
در حقیقت بیانگر همان آزادی انسان در عمل و در انتخاب راه خودش می باشد، و همین
ازادی هست که باعث عزت و عظمت دین مبین اسلام شده است.
اما جای تاسف است که دین مبین اسلام امروز
ابزاری شده است برای سیاست های شیطانی بعضی از کشورها، که آنها نه برای رشد دین
محمد بلکه برای ایجاد اختلاف میان امت محمد با اهداف ملی خودشان با مصرف هزینه های
بالایی هر روز بر این اعمال شیطانی خودشان می افزایند تا با این برنامه ها در قدم
نخست چهره ای ناشایست از اسلام در جهان به نمایش نهند و از سویی میان امت اسلامی
ایجاد اختلاف و دو دستگی نمایند.
یکی از برنامه های ابزاری که با اهداف دشمنی با
اسلام و امت اسلامی از سوی سردمداران حکومت ایران در کشورهای پیرامونی ایران تقویت
می گردد، برگزاری مراسمی موسوم به روز جهانی (باصطلاح) قدس می باشد. که به موضوع
قدس می پردازد و با هدف اختلاف میان امت مسلمه هر سال مصارف زیادی را برای آن می
نمایند.
موضوع فلسطین از چند زاویه قابل تامل می باشد:
الف: فلسطینی ها و بحران داخلی
در آغاز بحث بهتر است که بدانیم، فلسطین سرزمینی
بوده است مثل بسیاری از بلاد دیگر که در
آن ترکیبی از اقوام و پیروان ادیان وجود داشته است، یعنی هم مسلمانها و هم یهودی
ها در آن زیست داشته است، قدمت زیست مشترک آنها شاید به قدمت تاریخ فلسطین باز
گردد، اما مسلمانهای عرب متاسفانه در اکثر بلاد گرایش به زیست خوشگذرانی داشته است
و یهودی ها به دلیل اینکه از سوی پیروان
تمامی ادیان در جهان مورد ظلم قرار گرفته بودند، به دنبال سکنی گزیدن جمعی در یک منطقه بودند، یهودی ها در
حقیقت به دنبال سرزمین موعود خویش بودند، و انها بر این پندار بودند که فلسطین
همان سرزمین موعودی هست که روزگاری همه یهودیان را در خود جای خواهد داد، و با نیت
بازگشت به سرزمین موعود سانتی سانتی زمین های فلسطینیان را در بدل نرخ زمانه از
صاحبان اصلی آنها خریداری کردند، و خود به جای آنها سکنی گزیدند، سوال این است که
چگونه ملکی را که در بیع مشروع معامله کرده است پس از سالها می تواند بر آن ادعای
مالکیت نمود؟ اعراب در فلسطین کنونی جایی برای خویش باقی ننهاده اند، همه آن چه را
که روزگاری داشته اند در معامله ای مشروع به هموطنان یهودی خویش فروخته اند، و این
که ادعای مالکیت می کنند، بیشتر از آنچه خود کنند، دیگران تحریک می کنند برای
اهداف و برنامه های سیاسی ای که در منطقه داشته و دارند.
اگر ادعا شود که یهودی ها در یک حرکت سازمان
یافته از غفلت فلسطینی ها سوء استفاده کرده اند و اقدام به تغییر بافت جمعیتی
فلسطین نموده است، این غفلت امروز در کشوری مثل ایران نیز در حال انجام است ایا
این حرکت نیز غیر مشروع خواهد بود؟
همه می دانند که ایران در حلقه ای 25 درصدی اهل
سنت قرار دارد، سالهاست که حکومت اسلامیست ایران اقدام به تغییر بافت جمعیتی
مرزهای ایران زده است، به شکل مرموزی ملک و زمین های پیروان مذهب اهل سنت را که در
تمامی سر حدات ایران قرار دارد، خریداری می کند و به جایش پیروان مذاهب دیگر را با
هدف تغییر بافت جمعیتی جایگزین می کند، ایا نمی توان این حرکت را یک حرکت
سهیونیستی و شیطانی قلمداد کرد؟ ولی حقیقت این است که تا زمانی که این معاملات
بدون زور انجام شود هیچ مانع عقلی و شرعی وجود ندارد، و فردا هیچ کس هم حق مالکیت
آن را نداشته و ندارد، نهایت این است که فردا پس از خروج از غفلت خواهند فهمید که
فریب خورده است، و در این راستا مشکل از خود فرد بوده است نه آنهایی که با پیسه
اقدام به خرید کرده اند.
ب: امت اسلامی و نگاه به فلسطین
امت اسلامی تنها ملتهای ایران و تعدادی اجیر
افغانستانی نمی باشد، بلکه جهان افتخار دارد که بیش از یک و نیم ملیارد مسلمان را
در خود جای داده است، و ایا همه این یک و نیم ملیارد مسلمان برای آنجه که در نهایت
دو هموطن یک دیگر را فریب داده است، و بعد دیگری از سوی استخبارات کشورهای مداخله
جو مورد سو استفاده قرار گرفته است همه عزا دار هستند و اقدام به برگزاری روزی به
نام روز قدس می کنند؟
می بینیم که به جز حاکمان کشور اسلامیست ایران و
تعداد اجیرانش در کشورهای ماحول آن هیچ مسلمانی اقدام به برگزاری مراسم های مضحک
این چنینی نمی کنند، زیرا همه می دانند که آنچه در فلسطین رخ داده است، در حقیقت
یک موضوع داخلی فلسطینیان با هموطنانش بوده است، و مسایل داخلی هر کشوری به کشور
دیگر هیچ ارتباطی ندارد، و هر کشوری که در اموز کشور دیگر مداخله می کنند، در
حقیقت به دنبال تامین منافع و مطامع خودش در آن کشور می باشد، و به همین خاطربخشی
از کشور های اسلامی و امت اسلامی انچه را
که در فلسطین رخ داده است، صحه می گذارند و حاکمیت های آنها را به رسمیت می شناسد
و بخش دیگر حد اقل سکوت پیشه کرده اند.
ج: منافع ایران در بحران فلسطین
باید همینجا گفته شود که در ایران ما با دو
پدیده متفاوت مواجه می باشیم، ملت مسلمان ایران به عنوان قربانیان که بیش از سه
دهه تحت سیطره حکومت های استبدادی اسلامیست ها قرار دارد و حکومت ایران که نه یک
حاکمیت اسلامی بلکه یک حاکمیت اسلامیستی مواجه می باشیم.
حاکمان اسلامیستی ایران در تمامی عمر بیش از سه
دهه خود حرکت مرموزی را برای بد نام سازی اسلام روی دست داشته و دارد، آنها می خواهند از اسلام یک چهره وحشی،
غیر عقلانی، به دور از خرد و ستیزه گر در سطح جهان به نمایش بگذارد، این حرکت آنها
شاهد مثالهای زیادی دارد، که در این نوشتار به چند نمونه اشاره می شود:
-
اسلامیست ها می خواهند که به جهانیان بفهمانند که اسلام
ارزشی به رای مردم ندارد، به همین خاطر معتقد هستند که رهبر ایران منصوب از جانب
خدا می باشد، و در هر انتخاباتی حاکمیت حق تقلب دارد، چنانکه در انتخاب احمدی نژاد
این کار صورت گرفت برای زدن میر حسین موسوی که با رای ملت مسلمان ایران به پیروزی
مطلق رسیده بود.
-
اسلامیست ها که قوه قضائیه اش در اختیار یک فقیه اسلامیست
نیز می باشد، جایز می داند که برای حفظ نظام اسلامیست ها از همه حربه ها استفاده
کرد، و برای به انزوا کشیدن مخالفین حتامی شود از تجاوز جنسی در محابس به عنوان یک
اهرم باز دارنده و زدن ضربه روحی به مخالف سیاسی بهره گرفت که زندانهای ایران و
کهریزک تهران نماد عینی آن می باشد.
-
حاکمان اسلامیست ایران به دنبال نابودی اسلام و جایگیزن
کردن آن با "مکتب" ایرانی که از سوی جناب احمدی نژاد و مشاور و رئیس
دفتر ایشان طرح شد و گام به گام برای
عملیاتی کردن مکتب ایرانی برنامه ریزی صورت می گیرد تا جایگزین مکتب محمدی شود.
حاکمیت اسلامیست ایران از بدو تولد حیات بین
المللی خویش را در ایجاد بحران در کشورها می دانسته است و به همین خاطر ملا خمینی
آخوند با شعار صدور انقلاب همانند نظام کمونیستی شوروی بر اریکه قدرت تکیه زد،
انها اعتقاد دارند که برای تطبیق مکتب ایرانی باید در تمامی کشورهای اسلامی و
منطقه به اشوبها و بحرانها دامن زد، و موضوع فلسطین نیز در همین دایره قابل بحث می
باشد، در حالیکه نه ایران به خود اسرائیل اهمیت قایل است و نه هم به مسلمانهایی که
در آنجا زیست می کند دلشان می سوزد.
د: روابط تهران تلاویو
با اینکه تهران همواره شعار ضد اسرائیلی خودش را
حفظ کرده است، اما همیشه گزارشهایی معتبری هم وجود داشته است که روابط تنگاتنگ
تجاری و استخباراتی میان تهران و تل اویو در جریان بوده است، ایران هم در جریان
جنگ با عراق و هم پس از آن بخشی از خرید های نظامی خودش را از اسرائیل داشته است،
اما به شکل پنهان تر، این روابط نشانگر آن است که ایرانی ها به شعارهایی که می
دهند حتا خودشان هم پایبند نمی باشند.
ه: تقابل منافع تهران - کابل
هرچه زمان به پیش می رود، با تغییرات اقلیمی که
در راه است، روابط تهران – کابل شکننده تر خواهد شد، و تهران به خاطر غلبه کردن بر
این تیرگی جسورانه تر و گستاخانه تر در امور داخلی افغانستان مداخله خواهد کرد.
تدویر مراسم روز جهانی قدس در کابل، از همین
زاویه قابل بحث است، ایرانی که داد از اسلام می زند، اما مهاجرین مسلمان
افغانستانی را به جوخه های مرگ می سپارد و تیر باران می کند، ایرانی که به
مسلمانهای سرزمین خودش رحم نمی کند، آنها را ادعدام و در زندانها حفظ می کنند تا
صدای اسلام خواهی شان خفه شود، چگونه ممکن است باور کنیم که پیسه خرج می کند تا
تعدادی اجیر اقدام به برگزاری مراسمی برای مسلمانهای فلسطین در افغانستان نماید،
تازه اگر چنین کاری هم شود چه سود برای آن فلسطینی خواهد داشت؟
در حقیقت ایران به بهانه اسلام و فلسطین می
خواهد سربازان اجیر شده خودش را به رخ حاکمان افغانستان بکشد که ما قادر به ایجاد
بحران در افغانستان هستیم، اینها پیش مرگان ما در افغانستان می باشند، اینها کسانی
هستند که اگر ما پیسه بدهیم هم خود، خانواده و افغانستان را به تباهی خواهد کشید.
ایران با برگزاری چنین مراسمهایی می خواهد که به
بحران داخلی افغانستان دامن بزند، با دامن زدن به بحران داخلی افغانستان آنها صاحب
آبهای افغانستان می شود، و از رهگذر مصرف اجناس ایرانی سالانه ملیارد ها دالر به
جیب ایرانی خواهد رسید.
ایران به هر بهانه ای تلاش می کند که بحران
داخلی افغانستان را تشدید کند، مقامات موظف باید تمامی تحرکات آنها را تحت نظر
داشته باشند.
و سخن آخر اینکه:
آن تعداد که در مراسمهایی این چنینی اشتراک می
کنند و ادعا های دروغین هم دارند ایا مسلمانهای افغانستان هیچ مشکلی ندارد که آنها
به فکر رفع مشکلات مسلمانهای فلسطین می روند و برای انها اقدام به مصرف پیسه می
کنند؟ ایا هنوز نمی بینند که صدها انسان در کنار و گوشه افغانستان شبها گرسنه سر
بر بالین می گذارند و آنها پیسه خرج می کنند تا مرگ بر اسرانیل و یا ... بگویند،
چرا حاضر نیستند که حتا یک نان به گرسنه ای در کشور خودشان بدهند، اما حاضر هستند
کلی هزینه تبلیغات برای چنین مراسمهایی بکنند، شاید بهتر آن باشد که بگوئیم خود
نیز گرسنه هستند و برای لقمه ای نانی شعار می دهند بی آنکه بدانند چه می گویند؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر