بايگانی وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۱۸, جمعه

زنان و چالش فتوا


یونس حیدری
در هفته گذشته وزارت‌های امور زنان و حج و اوقاف  یک کارگاه آموزشی سه‌روزه را با حضور جمعی از استادان دانشگاه الازهر مصر، در کابل  با هدف   بحث در باره حقوق و مسوولیت‌های زن از دیدگاه اسلام و هم‌چنین دست یافتن به راه‌حلی برای کاهش خشونت‌ها علیه زنان  دایر کردند.
 در این کارگاه حسن بانو غضنفر، وزیر امور زنان، دلیل اصلی اعمال خشونت‌ علیه زنان و محروم شدن آنان از حقوق اصلی‌شان را، پایین بودن سطح آگاهی مردم از ارزش‌های اسلامی خواند و گفت تا زمانی‌که مردم از ارزش‌های دینی آگاهی نیابند، خشونت‌ کاهش نخواهد یافت.
 در بخش دیگری از این کارگاه محترمه   آمنه افضلی، وزیر کار و امور اجتماعی گفت:‌  تعبیر‌های نادرست از اسلام، باعث شده تا جامعه با مشکلات متعددی مواجه شود. خانم افضلی می‌افزاید که به‌دلیل این تعبیرهای نادرست، زنان نتوانسته‌اند جایگاه اصلی خود را دریابند. او در این کارگاه آموزشی گفت: «متاسفانه امروز برداشت‌های نادرستی از روح حقیقی اسلام شده است. تعبیرها و تفاسیر نادرست از اسلام و عمل نکردن به فرامین و احکام اسلامی، خود سبب شده که امروز زنان در افغانستان جایگاه واقعی خود را نداشته باشند و حتا مورد خشونت و ضرب و شتم قرار بگیرند.»
در اینکه زنان در افغانستان با مشکلات و موانع جدی برای حرکت رو به رشد و تغییر وضعیت موجود به وضعیت مطلوب مواجه می باشد، هیچ تردیدی وجود ندارد، اما سوال این است که ریشه های اصلی این وضعیت نا مطلوب که حاصلی به جز عقب افتادگی زنان از کاروان ارزشهای اکتسابی بشر ندارد چیست؟ تداوم وضعیت موجود از سوی دیگر تاثیر مستقیم بر عقب ماندگی کل افغانستان در همه عرصه ها داشته و دارد زیرا حد اقل نیمی از افراد جامعه را زنان تشکیل می دهد، شما تصور کنید که نیمی از یک خانواده جسمی را به پیش کش کند ونیمی دیگر آن را به سوی عقب کش بدهند، حاصل آن برای آن خانواده به جز فاجعه چه چیزی خواهد بود، در حالیکه همه متحدانه حرکت به پیش و کمال طلب باشند چه سرعتی ایجاد خوااهد کرد؟‌
در قدم نخست این سوال مطرح است که دایر کردن چنین کار گاههای چه سودی برای زنان خواهد داشت؟ ایا  مشکل اصلی عقب ماندگی جامعه زنان کشور، مشکل تفسیر دین بوده است، که نمایندگانی از دانشگاه الازهر بتواند آن را حل نماید؟ اگر مشکل تفسیر دین بوده است که با تفسیر دین در کشور آنهم  توسط رجل دینی این تفسیر صورت بگیرد، آیا همه  مشکلات زنان حل خواهد شد؟ اگر عمیق تر بنگریم در همه ادوار تاریخ در این کشور مفسرین دین از جامعه مردان  وجود داشته است، و مردان بر اساس مصالح مردانه خویش از دین تفسیر ارائه کرده اند، در حالیکه هیچ زمانی ما فاقد تفسیر و قرائت از دین نبوده ایم؟ در این صورت چه تضمینی وجود دارد که وقتی پای تفسیر پدیده یا پدیده های صامت به میان می آید که بازهم مفسران مرد باشند، تفسیری مردانه اما کمی معتدل تر از گذشته رخ ندهد؟
وزیر محترم زنان در همین جلسه یاد آور شد " تا زمانی‌که مردم از ارزش‌های دینی آگاهی نیابند خشونت کاهش نخواهد یافت" باید دانسته شود که تعریف ارزشهای دینی چیست؟ این ارزشها چگونه  ظهور و زوال می یابد ، آیا ارزشها ثابت و لایتغیر هست؟ اگر این ارزشها ثابت و لایتغیر هست چرا در کشورهای مختلف اسلامی کمتر شاهد ارزشهای یکسن و هم نوع می باشیم؟ در حالیکه به وضوح مشاهده می شود که  این ارزشهای متفاوت هستند، مثلن ارزشها در کشور مسلمان نشینی مثل ترکیه که روزگاری بزرگترین امپراتوری اسلامی بود با انچه که در عربستان و بعض دیگر از کشورهای اسلامی وجود دارد متفاوت است؟ یا انچه که در کشور اسلامی اندونزی و مالزی و... امروز وجود دارد با بسیاری از کشورهای اسلامی دیگر فرق اساسی دارد؟  یا تفسیر افراطیتی که در پاکستان از دین وجود دارد در هیچ کجای دنیای اسلام چنین تفسیری وجود ندارد.
اگر بپزیریم که ارزشها قابل قبض و بسط بوده هر جامعه ای می تواند براساس نیازهای خویش از ان حظ و بهره ای ببرد و بر اساس رفع نیازهای خود از ان تفسیری جدیدی نماید در این صورت این تفسیر و تاویل کار چه کسانی خواهد بود؟
و اگر فرض بر این باشد که همه مشکلات زنان وابسته به تفسیر نا روا از دین می باشد، باید به این سوال پاسخ جستجو گردد که تفسیر "روا" از دین توسط چه کسانی باید انجام شود؟ این مفسران باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ تعیین کننده این ویژگی ها چه نهاد و ارگانی خواهد بود؟ نقش خود زنان در تفسیری زنانه از دین چه خواهد بود؟
در همین جلسه خانم آمنه افضلی، وزیر کار و امور اجتماعی گفت:‌  تعبیر‌های نادرست از اسلام، باعث شده تا جامعه با مشکلات متعددی مواجه شود. وی مدعی شد که «متاسفانه امروز برداشت‌های نادرستی از روح حقیقی اسلام شده است. تعبیرها و تفاسیر نادرست از اسلام و عمل نکردن به فرامین و احکام اسلامی، خود سبب شده که امروز زنان در افغانستان جایگاه واقعی خود را نداشته باشند و حتا مورد خشونت و ضرب و شتم قرار بگیرند.»
این تعبیرهای نادرست  از اسلام توسط چه کسانی رخ داده است؟ اگر این تعبیر های که تا کنون از اسلام وجود داشته است نا درست بوده است، وظیفه کسانیکه تعبیرهای درست را می فهمیده اند چه بوده است و چرا تا کنون سکوت پیشه  کرده اند؟ از سوی دیگر چرا این تعبیر های به گفته وزیر صاحب نادرست توانسته است ریشه های عمیق در جغرافیای وسیع افغانستان بدواند؟  حال چگونه می شود تعبیر های درست از اسلام را به جای تعبیر های نا درست از اسلام جایگزین کرد؟ راه چاره چیست؟
 زنان جزئی از پیکره کلان افغانستان است، و رنجی که کل افغانستان می برد، شامل زنان نیز می گردد، و افغانستان رنج          ضعف اقتصادی، علمی، فرهنگی، هنری  و... را با تمام وجود خویش لمس می کند، برای رفع این رنج ها باید در عرصه مطروحه تلاش وسیعی صورت گیرد و زنان باید در این عرصه فعالیت مضاعف داشته باشند، تا زمانیکه زنان نتوانند جایگاه علمی خویش را تثبیت نمایند فرهنگ ممانعت از مکتب ودانشگاه رفتن زنان همچنان پا بر جا خواهد بود،‌و تازمانیکه زنان نتوانند از لحاظ اقتصادی به استقلال برسند، زنان همچنان موجوداتی وابسته و فاقد استقلال و داشتن رای در عرصه های خانواده، اجتماع و سیاست و... خواهند بود.
ایجاد فرهنگ  و نهادینه سازی استقلال اقتصادی برای زنان نیازمند قوانین حمایتی ای می باشد که باید به نفع زنان ایجاد و نافذ گردد. و این قوانین بدون حضور زنان در عرصه های قانون گذاری و مراکز تفسیر ساز از دین امکان پذیر نخواهد بود  و تنها با حضور زنان در عرصه های قانون گذاری و صدور فتوا می توانند بر این مشکلات خویش فایق ایند.

هیچ نظری موجود نیست: