بايگانی وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۱۶, چهارشنبه

مداخله ایران در عراق و افغانستان

مداخله ایران در عراق و افغانستان

اخیرا حکومت ایران هیئتی از وکلای پارلمان افغانستان را دعوت نمود تا از آن کشور بازدید نماید. در زمرۀ این هیئت تعدادی از وکلای هزاره در پارلمان نیز حضور داشتند. هیئت صحبت ها و جلساتی را با مقامات ایرانی دایر کرد. گذشته از تعارفات معمول مقامات ایرانی حد اقل به وکلای هزاره گفته بودند که چرا شما جهاد نمی کنید، چرا اعلام جهاد نمی کنید؟ و از این سوال ها. هزاره ها پرسیده بودند که جهاد علیه کی و کی ها؟ در جواب شنیده بودند که جهاد علیه امریکائی ها. یکی از وکلای هزاره گفته بود که ما علیه امریکائی ها دلیلی برای جهاد نداریم. آنها آمدند علیه دشمنان ما که طالبان و القاعده بودند جنگیدند و ما را از شرارت طالبان نجات دادند. جنگ با امریکائی ها برای چه؟ بر سر چی و چرا؟ در قسمت اعلام جهاد هم به ایرانی ها گفته شده بود که ما مرجع اعلام جهاد علیه کسی نیستیم. برای اینکار علمای جید و صاحب نفوذ و با صلاحیتی کار است که جهاد را موجه دانسته و اعلام کنند. در قسمت خود جهاد ما خسته شده ایم. سی سال جنگ کافیست. این داستان باشد تا بر یک موضوع دیگر که بی ارتباط به این قضیه نیست عطف توجه نمائیم:
روزنامۀ معتبر وال ستریت جورنال امریکائی در شمارۀ روز دوم جولای (11سرطان)خود خبری را منتشر کرده که قرار آن ایران سلاحهای جدید را  به عراق و افغانستان می فرستد. قرار اظهارات مامورین بلند پایۀ امریکائی سپاه انقلابی پاسداران ایران در مساعی جهت تسریع خروج امریکائی ها از این دو کشور "سلاح ها و مهمات مرگبار جدید را به متحدین خود در عراق و افغانستان انتقال داده است. "
روزنامه می نویسد سپاه پاسداران به ملیشیای متحد خود در عراق "سلاح های را قاچاق کرده است که هم اکنون باعث تلفات عساکر امریکائی شده است." مقامات امریکائی می گویند:" ایرانی ها هم چنان راکت های برد دور را به طالبان در افغانستان داده اند که قابلیت شورشیان را افزایش داده تا بر مواضع امریکا و سایر قوای ائتلاف از نواحی مصئون تر آتشباری نمایند."
روزنامه می نگارد:" در ماه جون 15 عسکر امریکائی در عراق کشته شدند که بیشترین تعداد تلفات در ظرف بیش از دو سال می باشد. ایالات متحده این حملات را به ملیشیاهای شیعه مرتبط می داند که توسط سپاه انقلابی (پاسداران) تربیت شده اند..."
روزنامه می نگارد" وزارت دفاع امریکا در ماههای اخیر راکت هائی را ردیابی کرده که ایران به طالبان داده است. این راکت ها قابلیت حملۀ جنگجویان (طالب) را بر اهداف قوای ناتو و امریکائی به بیش از دو برابر افزایش میدهد."
روزنامه می نویسد:" سیاست خارجی تهاجمی ایران در زمانی اعمال میشود که کشمکش فزاینده ای بین احمدی نژاد رئیس جمهور و آیت الله خامنه ای رهبر ارشد ایران جریان دارد. تعداد زیاد همکاران نزدیک رئیس جمهور در هفته های اخیر به اتهامات فساد توقیف شده و این امر سوالاتی را بر انگیخته که آیا آقای احمدی نژاد دوران کار خود را به پایان خواهد رسانید یا خیر. مامورین امریکائی و اروپائی هم چنان می گویند ایران بطور روز افزونی در اعمال نفوذ بر شورشهای سیاسی در شرق میانه و شمال افریقا حالت تهاجمی بخود گرفته است. گفته میشود که تهران مشاورین نظامی را به سوریه فرستاده تا در سرکوب قیام مردمی آنکشور به بشار الاسد رئیس جمهور آنکشور کمک کنند."
روزنامه در ارتباط به دخالت ایران در عراق می نویسد:" عراق در سالهای اخیر به میدان جنگ بالواسطه بین ایالات متحده و ایران تبدیل شده است. مامورین امریکا در عراق گفتند که قوای قدس (سپاه پاسداران) سه گروه عمدۀ ملیشیا را تربیت و تسلیح می نماید که در ماههای اخیر بر قوای عراقی و امریکائی حمله کرده اند. کتائب حزب الله بحیث گروهی تلقی می شود که مستقیما از قوماندان های سپاه انقلابی (پاسداران) دستور می گیرد. دو گروه دیگر یعنی لوای روز حشر و الصاحب اهل الحق منشعب از گروه اردوی مهدی هستند که تحت رهبری مقتدا الصدر ملای ضد امریکائی قرار دارد که اکنون در ایران بسر می برد.
در ظرف شش ماه گذشته کتائب حزب الله با استفاده از سلاحهای که به نام مخفف ایرام یاد میشود حملات خود را بر قوای امریکائی افزایش داده است. این سلاح ها متشکل از بوتل گاز پروپین است که در آن صد هاکیلوگرام مواد منفجره جاسازی گردیده و با یک راکت مجهز می شود. ملیشیا ها این سلاح را از  روی لوبید یا لاری انتقال وسایل سنگین آتش میکنند.
کتائب حزالله مسئولیت حمله روز ششم ماه جون را بعهده گرفت که در کمپ وکتوری در نزدیکی میدان هوائی بین المللی بغداد صورت گرفته و در آن شش عسکر امریکائی کشته شدند. در این هفته سه عسکر دیگر امریکائی وقتی کشته شدند که این سلاح بر یک پایگاه صحرائی در صد کیلومتری سرحد ایران در ولایت واسط عراق اصابت نمود.
ایالات متحده معتقد است که دخالت ایران در افغانستان به مراتب کمتر از دخالت آن در عراق است اما مامورین امریکائی شواهد واضحی را دیده اند که سپاه انقلابی (پاسداران) راکت های دارای برد دور تر را به عناصری از طالبان تحویل داده اند که قابلیت آنهارا برای هدف قرار دادن قوای امریکائی و ناتو به مراتب افزایش می دهد."
بقول رونامه " در ماه فبروری قوای برتانوی یک محمولۀ راکت های 122 ملی متری را که متشکل از 48 راکت بود در ولایت نیمروز در نزدیکی سرحدات ایران و پاکستان بدست آوردند. این راکت ها برد تقریبی حدود 13 میل یا 20کیلومتر را دارا می باشد که بیش از دو برابر اکثریت سایر راکت هائیست که طالبان در اختیار دارند. "
روزنامه در آخر در ارتباط به افغانستان می نگارد:" مامورین ایالات متحده تاکید می ورزند که اکثر نفوذ   ایران در افغانستان ازطریق "قدرت نرم" یعنی از طریق تجارت، کمک و دپلوماسی اعمال میشود..."
بر می گردیم به سفر هیئت پارلمان افغانستان به ایران. این سفر و سفر های دیگر مامورین افغانستان به ایران و از جمله پول های که چه در پاکت و چه از طرق دیگر به مقامات افغانستان داده میشود دقیقاً در راستای همین سیاست است.
با تاجکان افغانستان از در زبان و فرهنگ و بعضاً نژاد مشترک وارد می شوند، با هزاره ها و شیعیان از در مذهب و زبان مشترک پیش می آیند در حالیکه ماهیت اصلی رژیم ایران را پیشبرد منافع آن تشکیل میدهد که حتی کنار آمدن با متعصب ترین و متحجر ترین گروه بنیاد گرای نیمه وهابی نیمه دیوبندی منطقه یعنی طالبان را مجاز می داند.
رژیمی که به جهان مخصوصاً جهان اسلام و تشیع درس اخلاق و اخلاقیات میدهد و برای تعداد کثیری از بیخبران شیعه خود را مرجع تقلید، هدایت، رهبری و معنویت میداند به آن اندازه در لجن گیر می کند که قاتلین صد ها هزار انسان بشمول دپلومات ها و جواسیس ایرانی در مزار را حمایت و پشتیبانی میکند. جالب است که طالبان شیعیان را کافر می دانند و رژیم ایران که خود را مرجع تشیع قلمداد می کند دقیقاً همین گروه را حمایت می کند که دوباره در افغانستان بر سر قدرت بیاید و باز دست به قتل عام هزاره ها و سایر آزادگانی بزند که مخالف این گروه وحشی و بی فرهنگ هستند. رژیم به این هم اکتفا نکرده و پا را فراتر گذاشته و هزاره ها را تشویق می کند که چرا دست به جهاد نمی زنند و در واقع در حمایت از طالبان وارد جنگ نمی شوند.  تصور سیاستی را بکنید که بخاطر منافع خود گویا دوست خود را تشویق می کند با دشمن قسم خوردۀ خود کنار آمده و با دوستان خود وارد جنگ و یا بقول ایران جهاد شوند، یعنی هزاره ها را تشویق می کند که در حمایت از طالبان با قوای امریکائی وارد جنگ شوند. کجای این سیاست اسلامی و یا انسانی است؟ هزاره ها باید منافع علیای ملی و مردمی خود را تشخیص داده و دوست را از دشمن تفکیک و تمیز کنند. آنکه در لباس دوست با زبان چرب و نرم ظاهر می شود شاید مار خوش خط و خالی بیش نباشد که نیش زهر آگین دارد. ما بار بار در تاریخ از دشمنان دوست نما ضربه دیده ایم و اگر زمان یک چیز را به ما می آموزد این است که خود، منافع خود، آیندۀ خود و فرزندان خود را فدای سیاست های آزمندانۀ دشمنان دوست نما نکنیم وگرنه تاریخ بر ما تکرار خواهد شد.

هیچ نظری موجود نیست: