گامهای نخست حرکت وطن پرستانه
بیش
از ده سال از دوران حاکمیت قانون می گذرد، اما با تاسف که هنوز هم
آنارشیسم و پراکندگی در سطح افغانستان بیداد می کند، با اینکه ما طبق قانون
حاکمیت متمرکز داشتیم، و از ویژگی های حاکمیت های متمرکز تصامیم قاطع و
عملگرایانه می باشد، اما کمتر شاهد قاطعیت از جانب دولت و دولت مردان خویش
در بخشهای مختلفه بوده ایم. حاکمیت متمرکز برای عبور از یک وضعیت آنارشیسم و
از هم گسیختگی وساختن یک جامعه قانونمند یک ضرورت پنداشته می شود، اما در
صورتیکه به دام اتنیک گرایی نلغزد، اما آنچه که در طول همه این سالها رخ
داد انعطاف پذیری بیش از حد همین حاکمیت متمرکز بود، که حاصلش فساد اداری
بیش از حد، نفوذ و سرباز گیری سازمانهای استخباراتی کشورهای همجوار و دشمن
منافع ملی افغانستان بوده است که به شکل سازمان یافته تلاش می کرده است که
روند ساخت و ساز و آبادانی کشور با چالش مواجه گردد.
اخیرن
دو اقدام به جا و شایسته از سوی دو ارگان مسئول رخ داده است که باعث امید
واری های شدید در جامعه برای بهبود وضعیت و ایجاد ثبات و بازگرداندن روح
وطن پرستی در میان مدیران و مسئولان می گردد. دادگاه عالی اعلام کرده است
که بیش از شصت نفر از قضات رشوه خوار را دستگیر کرده است و در همین ارتباط
قریب یک هزار نفر واسطه نیز که وظیفه بازار یابی برای این قاضیان را داشته
است نیز دستگیر ومورد تحقیق قرار گرفته اند و از سوی دیگر سخنگوی امنیت ملی
نیز اعلام کرده است که تعداد چهار جاسوس وطن فروش را که برای همسایگان
افغانستان جاسوسی می کرده اند، دستگیر و مورد تحقیق و بازجویی قرار دارند.
هرچند که این سخنگوی ریاست عمومی امنیت ملی اعلام کرده است که این جاسوسان
از عناصر رتبه پائین در ساختار حکومت بوده اند، این خبر در حالی نشر می
گردد که مدتی پیش نیز یک مقام در هرات به اتهام جاسوسی برای ایرانی ها
دستگیر گردید و از سوی دادگاه محکوم نیز شناخته شد انتظار می رود که این آغازی برای پاکسازی تمامی ادارات کشور از نفوذ دشمنان وطن باشد.
مردم
از چنین اقدامات به جا و شایسته یقینن حمایت می کنند، ولی پرسشی که مطرح
می شود این است که آیا ارگانهای امنیتی به تنهایی قادر خواهند بود که بر
این مشکلات فایق آیند؟ سوال اساسی این است که اگر قاضی رشوه خوار می شود و
مامور حکومت ما اجنت اجنبیان می گردد، مشکل در چیست؟ ایا مشکل در اوست که
به خاطر منافع ملی خودش تلاش می کند منافع ملی افغانستان نابود گردد و یا
اینکه مشکل در ماست که حس وطن پرستی نداریم و حاضریم برای کمترین امکانات
دشمن کشور ومردم خود شویم؟ اگر مشکل در ماست پس چگونه می شود بر این مشکل
غلبه کرد؟
تصور
می شود که مبارزه با فساد اداری و نفوذی های کشورهای دشمن افغانسان یک
حرکت جدی را می طلبد زیرا رشوه خواران و جاسوسان در هماهنگی با یکدیگر تلاش
می کنند که بنیاد های منافع ملی افغانستان را نابود کنند، در مبارزه با
این دشمنان داخلی باید از مردم کمک گرفته شود، برای مردم باید فرهنگ قانون
گرایی و قانون پزیری تفهیم شود، و مراکزی در دسترس عامه مردم وجود داشته
باشد که در صورت مواجهه با متخلف باید به کجا مراجعه و یا تماس گرفته شود.
تا از مشکل تراشی آنها جلوگیری به عمل آید .
از
سوی دیگر باید فرهنگ ملی را تقویت کرد، و باید دید که دشمنان از طرق
گوناگون چگونه عمل می کنند، چندی پیش دوستی می گفت که رفته بود برای گرفتن
جواز یک دوا خانه به وزارت صحت عامه مراجعه کرده بود با چه جن جالهایی موفق
شده بود که حکم وزیر را بگیرد وقتی امده بود که نام دوا خانه را ثبت کند،
مسئولان ثبت با نام انتخابی او برای دواخانه مخالفت می کنند، نام دوا خانه
یک نام ملی بوده است که برای افغانستان افتخار است، اما این مسئولان ثبت به
جایش به او پیشنهاد می کند که این نامهای که ... است را نباید ثبت کنید،
به جایش نامهایی تخریش بر انگیز و نفاق افکن در میان مردم را او پیشنهاد می
کند. راستی او برای افغانستان کار می کند و یا اینکه جاسوسی هست که حتا
تلاش می کند با سوئ استفاده از مقام خویش رضایت ایران و... را به دست
بیاورد؟
باید
دید که جاسوسها به کجا پناه می گیرند، و چگونه می شود این پناه گاههای امن
را از آنها گرفت؟ جاسوسها تلاش می کنند که اقوام و مذاهب از هم دیگر دور
باشند، انها تلاش می کنند که هر نوع زمینه های همگرایی ملی را نابود کنند،
چنانکه یک نمونه آن را در وزارت صحت عامه بیان کردیم، او برای مدت زیادی از
ثبت این نام خود داری نموده است تا اینکه از طریق وزیر و مقامات ارشد تر
اقدام و سر انجام با خون جگر ناچار به ثبت آن می شود! مردم باید آگاه شوند
به منافع ملی خویش، مردم باید بدانند که اگر مثلن ایران اقدام به جاسوس
پروری در افغانستان می کند برای آنها چه دست آوردی دارد، مردم وقتی دانست
که سالانه ملیونها متر مکعب آب افغانستان به داخل ایران می رود و ایرانی ها
به جای پرداخت پیسه آن فیصدی کمی از همان پیسه اب را اقدام به جاسوس پروری
می کند تا ما از آب خود نتوانیم بند برق بسازیم، نتوانیم زمین های خشک
افغانستان را سیراب کنیم و نتوانیم خود از آن بهره بگیریم و او نه پیسه می
دهد و نه هم مجال می دهد که از آین ابها بهره بگیریم خود متوجه می شوند که
راز این هم مزدور پروری در چیست و خود مردم برای ایجاد فرهنگ هم پذیری پیش
می آیند و دیگر فریب رسانه های مزدور را نخواهند خورد.
به
همین خاطر است که مردم انتظار دارند که دولت مردان شان هم به آگاهی بخشی
نسبت به منافع ملی شان از طریق رسانه های مسئول و وطن پرست اقدام کنند و
همچنین بر خوردی آهنین با مزدوران و اجیران نمایند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر