بايگانی وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

نقد و بررسی اندیشه های دوگانه ملا خمینی


نقد و بررسی اندیشه های دوگانه ملا خمینی
خوانندگان گرامی!
آنچه را در ذیل می خوانید گفتگویی هست با جناب آیت الله (...) عضو یکی از شورای مدیریت حوزه علمیه کابل- که در خواست مصاحبه ما را پذیرفتند، مشروط بر اینکه هویت ایشان افشا نگردد، ما هم به خاطر اهمیت سخنان ایشان، هویت ایشان را در آرشیو نشریه حفظ می نمائیم، و اینک متن گفتگو را خدمت شما تقدیم می کنیم. اداره نشریه -
نیستان: در اغاز از اینکه وقت خود را در اختیار نشریه قرار دادید، و حاضر شدید از طریق نیستان با مردم صحبت نمائید، تشکر می کنم، به عنوان اولین سوال می خواستم بپرسم که شما شاهد بودید، روز گذشته دوستان و یا به عبارت دیگر همصنفی های شما برای اولین بار، اقدام به تجلیل از یک رهبر سیاسی یک کشور بیگانه  در افغانستان نمودند که سالها پیش مرده است ، کشوریکه میزان دشمنی اش در طول سه دهه بر میزان دوستی اش همیشه سنگینی کرده است، اگر بفر مائید که به نظر شما دلیل این کار دوستان شما چی می تواند باشد؟
آیت الله: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، در آغاز یک بار دیگر می خواهم تاکید کنم، که امید وارم وضعیت مرا درک کنید، و طبق همان توافقی که صورت گرفت، رعایت حفظ جان مرا بنمائید.
اما در باره سوال شما باید بگویم، هر ساله از سوی سفارت جمهوری اسلامی ایران، مدارس حوزه های علمیه تحت فشار قرار داشتند، که باید اقدام به برپایی مراسم سالمرگ حضرت امام خمینی در کابل صورت بگیرد، اما در سالهای گذشته طلاب حوزه های علمیه زیر بار این امر نمی رفتند، ولی امسال شورای مدیریت حوزه علمیه کابل از سوی شخص سفیر جمهوری اسلام ایران مقیم کابل تهدید شدند، و به مسئولان این نهاد مذهبی گفته شده بود، که اگر اقدام به برگزاری شایسته این مراسم نکنید، جمهوری اسلامی ایران ناگزیر خواهد بود که گزینه های دیگری را در قبال شما مورد مطالعه قرار داده و عملی نماید.
نیستان: مقصود سفیر ایران از این جملات چه بوده است؟
آیت الله: مشخص است، جمهوری اسلامی ایران هم توان بد نام سازی دارد، هم توان، ترور در افغانستان را دارد، هم اینکه بسیاری از خانواده های اعضای شورای مدیریت حوزه های علمیه در ایران هستند، آنها را مورد تهدید و ... قرار می دهند.
نیستان: یعنی شورای مدیریت خود عقیده به بر گزاری چنین جلساتی ندارد؟
آیت الله: اکثریت اعضا ندارند، به جز چند نفر معلوم الحال!
نیستان: چطور این اکثریت وقتی عقیده ندارند، ولی حاضر شدند که به نام شورای مدیریت این محفل دایر شود؟
آیت الله: عرض نمودم، تهدیدی که از سوی سفارت ایران شده بودند، و از سوی دیگر امسال سفارت مبلغ هنگفتی پیسه تقریبن(...) در اختیار شورا قرار داد، که باید در این راه مصرف شود، حتا نظر سفارت این بود، که برای موترها ماهانه پول داده شده و از آنها خواسته شود که عکس های امام را در شیشه های موتر های شان نصب کنند!
نیستان: از صحبت های شما این طور فهمیدم که اگر سفارت ایران برای شورای مدیریت حوزه علمیه کابل مبالغ بیشتری بدهند، اقدام به کارهای دیگری هم خواهند کرد؟
ایت الله: من فقط در مورد سالمرگ حضرت امام این مطلب را گفتم.
نیستان: گویا شورای مدیریت رابطه بسیار تنگاتنگ با سفارت ایران دارد، مشخصن این شورا برای سفارت چه کارهایی می کند؟
آیت الله: البته من به عنوان یک عضو شورا زیاد چیزی گفته نمی توانم، ولی همین قدر می توانم خدمت شما بگویم که شورا و سفارت در یک تعامل دو جانبه قرار دارند.
نیستان: منظور شما از تعامل دو جانبه چیست؟
ایت الله: برای شورا معمولن اجازه می دهند، که در هفته چندین ویزای ایران بگیرند، و از سوی شورا هم به در خواست های سفارت اجابت می کند.
نیستان: اگر امکان داشته باشد بفرمائید سفارت چه در خواست هایی مشخصن از شورا داشته است بسیار خوش خواهیم شد.
آیت الله: معمولن یک سری مطالب را روان می کند و از ما می خواهد که به علما و منبری ها بدهیم، که آنها بر سر منابر بیان کنند.
نیستان: بیشتر موضوعات این مطالب چیست؟
آیت الله : بیشتر در دو محور سیاسی و مذهبی مطالب دسته بندی شده روان می شود-
نیستان:  واضح تر بگوئید، در رابطه با مسایل سیاسی چه چیز های را از شما می خواهند که برای مردم بگوئید و در رابطه با مسایل مذهبی چه چیزهایی؟
آیت الله: مشخص اگر بگویم، این است که در رابطه با مذهب همیشه مطالبی ارسال می شود، که مذهب ما حق مطلق است و سایر مذاهب باطل مطلق! اما در عرصه سیاسی همیشه مواردی را مطرح می کنند، که باید بر منابر گفته شود، این است که مردم متوجه شوند، که افغانستان توسط آمریکایی ها اشغال شده است، در افغانستان دین در خطر است، اسلام در حال انزوا است، فساد رشد کرده است، همه جوانان از سوی نهادهای خارجی در حال مسیحی شدن هستند، دانشگاه ها جوانان را به سوی مسیحیت می کشانند و...
نیستان: شورای مدیریت همه این خواسته ها را بر آورده می کند؟
آیت الله: بخش اعظم آن را اجرا می کند؟
نیستان: حضرت آیت الله من یک سوال شخصی از شما دارم، آنچه که جمهوری اسلامی از شما می خواهد و به گفته خودتان شما هم بر منابر می گوئید واقعن صحت دارد؟
آیت الله: من تحقیق نکرده ام، بی اطلاع هستم.
نیستان: اگر یک مورد را بگوید، اینکه واقعن جوانان در دانشگاه ها، به سوی مسیحیت روی آورده اند؟
آیت الله: حقیقتش این است که شورای مدیریت و سفارت ایران از عالم شدن جامعه هراس دارند، باید یک راهی پیدا شود، که مردم کمتر به سوی دانشگاه ها و علم زمانه روی بیاورند!
نیستان: بدی علم زمانه به قول شما، چیست، که شورای مدیریت از آن هراس دارد؟
ایت الله: حقیقتش این است، که این علم باعث می شود که علما که همیشه در راس همه مسایل در طول تاریخ بوده اند، در انزوا قرار بگیرند، نمونه اش همین ایران است، قبل از انقلاب هفتادو پنج فیصد مردم مقلد بودند، سهم و خمس خودشان را به دفاتر مراجع تقلید و علما تحویل می دادند، حالا که میزان تحصیلات بالا رفته است، اکثریت ملت ایران تحصیل کرده شده اند، آنها می گویند، ما مقلد عقل خود هستیم، برای فعلن طبق آخرین تحقیقاتی که صورت گرفته است 25 درصد مردم سهم و خمس به مراجع تقلید می دهند، این برای علما نگران کننده است!
نیستان: سوالهای زیادی بود، فرصت اندک است، باز گردیم، روی اصل موضوع، سالمرگ روح الله خمینی است، روحانی ای که بعدها نام او را امام نهادند، می خواستم از شما بپرسم که چطور شد سید روح الله را لقب امامت برایشان دادند، و بعد تلاش کردند برای او مقام قدسیت هم قایل شوند؟
آیت الله: البته این موضوع بسیار پیچیده است، بعد از اینکه روی مصالح ملی ایران، در دوران صفوی ها، شیعه رسمیت یافت در ایران، و علما نقش اصلی را در همه عرصه ها عهده دار شدند، هرچند که از یک جانب نیروهای ملی توانستند نفوذ روز افزون اعراب به ایران را بگیرند، اما از سوی دیگر هر روز که می گذشت، روحانیت در ایران به شکل لجام گسیخته   ادامه ص 4
عمل می کرد، و در واقع موانع متعدد در عرصه رشد و ترقی ایران ایجاد می کرد، روحانیت دینی در ایران تقریبن از مسیر اصلی اسلام منحرف شده بود، آنها کمتر از قران سخن می گفتند،  و این باعث شده بود که فاصله میان دین و باورها ی موجود مردمان ایران بیش از حد افزایش یابد، بعد از تحولاتی که رخ داد، رضا شاه در عرصه مدرن سازی ایران به دلیل فعالیت های بی حد و مرز روحانیون عقب مانده، توفیقی حاصل نکرد و...
نیستان: واضح تر بگوئید برای من کمی این حرفها ثقیل است یا به قول بعضی ها خیلی نو هستند؟
ایت الله: من می خواهم دلیل امامت اقای خمینی را بیان کنم، که بر می گردد به دوران صفویه، یعنی این یک قضیه تاریخی هست، ایرانی ها تلاش کردند، در قدم نخست مرزی میان اسلام خودشان با اسلام اعراب ایجاد کنند، این یک نیاز زمانی برای منافع ملی آنها بوده است، بعد همین نیروها آمدند لقب امامت را برای روح الله خمینی دادند، تا بتوانند، به مبارزه به خرافات موجود، به نام یک رهبر به اصطلاح کارزیما بروند.
نیستان: چه نتیجه گرفتند؟
ایت الله: گرفتن نتیجه هنوز ادامه دارد، در قدم اول تلاش کردند که قداست امامت را از آن شکل سنتی اش از بین ببرند، قداست شفاعت را از بین ببرند، و در این اواخر شاید خبر داشته باشید که نیروهای احمدی نژاد اقدام به ساختن یک فیلم مستند کرد تحت عنوان "ظهور نزدیک است" در این فیلم ثابت می کند، که یاران امام زمان همه شان ایرانی هستند، جانب راستش علی خامنه ای است و جانب چپش احمدی نژاد و... در حالیکه احمدی نژاد در کابینه خودش یک چوکی برای امام زمان هم قرار داده بود، و در سالن غذا خوری خودش هم یک چوکی و یک سهم غذا همیشه برای امام زمان قرار می داد، هدفش بیشتر این بود که جامعه را به این تفکر وادارد و تا حدودی هم موفق شده اند.
نیستان: بحثها خیلی دور می رود، باز گردیم روی کیستی به قول ایرانی ها، امام خمینی، بفرمائید که ایشان، چگونه آدمی بود، و اصولن به چه طریق به پیروزی رسید، و توانست شاه را شکست بدهد؟
آیت لله: شکست که چه عرض کنم، اجازه دهید من کمی بازهم به حاشیه بروم، شاه ایران به همراه امریکای وقت معاهداتی داشت، که همکاری های متقابل داشته باشد، جانب امریکا به این تعهدات خودش عمل کرد، سرکهای کل ولایات ایران،  خطوط ریل، خطوط هوایی، خطوط و اسکله های دریایی و... را ساخت، نوبت ایران بود که باید به تعهدات خویش عمل می کرد، ایرانی ها ذاتن مردمان تعهد شکنی هستند، نمی خواستند به این تعهدات پایبند باشند، شاه از روستایی دور دست توسط استخبارات خودش یعنی ساواک خمینی را پیدا کرد، او را کم کم به این مسیر کشانید، و در واقع یک تبانی صورت گرفت، و حکومت ایران را در اختیارش البته طی یک پروسه ای به ظاهر انقلابی تحویل داد، بعد خمینی هم ارتباط خودش را با شوروی وقت استحکام بخشید.
نیستان: اجازه شما باشد راحت تر صحبت کنیم، ملا خمینی در آغاز بسیار شعارهای تند اسلامی سر می داد، و تا جایی که من شنیده ام، شعارهای عوام فریب هم می داد اگر امکان دارد برای خوانندگان نشریه بیشتر روی این جنبه خمینی هم صحبت کنید.
آیت الله: حضرت امام خمینی، به قول امروزی ها یک شخصیت پارادوکسیکال بود، اولین سخنرانی اش این بود، که در آمد سالانه نفت ایران را بر آورد کرده بود، و گفت که این در آمد آنقدر زیاد است که برای هر ایرانی نه تنها که آب رایگان، برق رایگان، ترانسپورتیشن رایگان را می تواند تامین نماید، بلکه می تواند برای هر ایرانی ماهیانه چند دالر دیگر هم به عنوان کمک خرج برایش تامین شود، چیزی که سالهای سال ملت ایران منتظرش بود که چه زمانی امام شان به وعده خودش عمل می کند.
نیستان: یکی از شعارهای بزرگ ملا خمینی این بود که اسلام مرز ندارد، به نظر شما واقعن ایشان معتقد بود که اسلام مرز ندارد؟
آیت الله: شعارهای ایشان در واقع یک جاده یک طرفه بود، منظور ایشان این بود که از سوی ایران به هر کشور دیگر نباید منعی وجود داشته باشد، اما از کشورهای دیگر به طرف ایران مرزهای معمولی که نه مرزهای فولادین هم وجود داشت.
نیستان: شما می خواهید بگوئید که ملا خمینی دروغ می گفت؟
آیت الله: سبحان الله، دروغ که چی عرض کنم، ولی گفتاری دو گانه داشت، اجازه بدهید مثالی بزنم، بعضی وقتها بعضی چیزها را به شتر مرغ تشبیه می کنند، من هم گفته حضرت امام خمینی را دقیقن یک گفتار شتر مرغی می دانم، زیرا وقتی من به عنوان یک مسلمان می روم و می گویم، که آقا! من مسلمانم، از افغانستان هستم، شما هم که گفته اید، اسلام مرز ندارد، پس از این منافع نفتی که در ایران وجود دارد، سهم مسلمانهای افغانی را هم بدهید، می گوید، تو برو در افغانستان بمیر! ولی وقتی می گویم، که حد اقل وقتی اسلام مرز ندارد، برای مسلمانهای افغانستان روادید را حذف کنید، جواب منفی است، اما وقتی که نمایندگانش می رود، تا پیسه های مسلمانهای شیعه را بنام سهم و خمس و... جمع کند، چون آنجا منفعت ایران است مرز وجود ندارد! هم چنان وقتی برای جنگ با عراق به جنگجو و افرادی ضرورت بود که به اصطلاح گوشت دم توپ شوند آنوقت دسته دسته جوانان افغانستان مخصوصن هزاره ها را در جبهه های عراق به کشتن دادند،  در آنوقت نیز اسلام مرز نداشت.
نیستان: به یاد دارم ملا خمینی در افغانستان اقدام به تشکیل احزاب زیادی کرد، فکر می کنید چرا این کار را نمود؟
ایت الله: دلیل اصلی اش این بود، که بعد از اینکه حضرت امام خمینی به شکل محرمانه با رهبران شوروی سابق نشست، معاهده امضا نمود، خمینی متعهد شد که چند کار را انجام دهد، اول اینکه شعار مرگ بر شوروی از ایران حذف شود، که شد، دوم اینکه انها در افغانستان غیر مستقیم همکاری کنند، خمینی گفت یک بخش از آنها را من داخل خودشان مشغول می کنم، این احزاب را امکانات می داد، تا به جان هم بیفتند، و بی نهایت جنگهای داخلی را بین احزاب راه اندازی کرد، تا آنها از مبارزه با قشون شوروی غافل بمانند.
نیستان: در این اواخر در داخل ایران به شدت موضوع تجاوزات جنسی از سوی نیروهای حاکمیت به زندانیان سیاسی شدت گرفته است، آیا این جزء خواسته های ملا خمینی بود؟
آیت الله: البته این یک موضوع بدیع و جدیدی نیست، اصل اختلافات حضرت امام خمینی به همراه منتظری بر سر همین موضوع بود، در واقع خمینی عقیده داشت، که ولایت فقیه می تواند هر حرامی را حلال و هر حلالی را حرام اعلام کند، و بارها این کار را کرده بود و معتقد بود، که برای حفظ نظام او هرچیزی مشروعیت دارد، در واقع در زمان خمینی هم این حوادث رخ می داد، اما به شکل خبر واحد بود، منتظری عصبانی شد و به  خمینی گفت، آنها مسلمان اند، به خدا و پیغمبر و قران عقیده دارند، اما از لحاظ سیاسی من و تو را قبول ندارند، این صحیح نیست که به آنها تجاوز و تعدی و شکنجه صورت گیرد و بعد هم بدون مجازات اعدام شوند. خمینی این اعتراضات را تحمل نکرد، او را از مقام جانشینی خودش عزل نمود. 
به عنوان آخرین سوال: شما می دانید در سطح جهان عالمان بزرگی هستند، که نزد اهل سنت احترام دارند، و اگر کسی از برادران اهل سنت ایران اقدام به چاپ و نشر عکس و پوستر و تدویر محافلی در ایران بکنند، حکومت ایران چه بر خورد می کند به نظر شما؟
ایت الله: معلوم است به جرم اقدام علیه امنیت ملی، در همان مکان دو روز بعد همه شان را اعدام می کند.
با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.
با تشکر از شما، امید وارم که امانت داری کنید و هویت من به عنوان یک امانت در اختیار شما باشد، زیرا هم جان خودم و هم جان خانواده من حتا در افغانستان از سوی ایرانی ها در خطر می باشد.  من خواستم صرف بگویم که:
من آنچه شرط صواب است با تو می گویم      تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

هیچ نظری موجود نیست: